اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش‏

16894
عنوان بصری
نسخه عربی

تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش‏

11
  • این در آن حال دارد می‌بیند این اشتغالش به این مال آن را دارد هی ایست می‌دهد، اشتغال به این مال از اوج روحی او و نفسی او دارد مانع می‌شود، می‌خواهد خودش را راحت كند، می‌خواهد خودش را بیرون بیاورد. نظیرش البتّه در مرتبه خیلی بالاتر وعالی‌تر راجع به اصحاب سیدالشهّدا علیه‌السّلام داریم كه در روز عاشورا سبقت می‌گرفتند اصلًا به موت، سبقت می‌گرفتند به شهادت. یعنی ناراحت بودند از اینكه چرا زنده‌اند، ناراحت بودند از اینكه چرا مقید به این بدنند، ناراحت است اصلًا. خب دارد می‌بیند، دارد وضعیت را می‌بیند، امام حسین را دارد می‌بیند، آینده را دارد می‌بیند، عَقَباتش را دارد می‌بیند، آنچه را كه خدا برای او آماده كرده است دارد می‌بیند، با امام حسین بعضی از اینها اصلًا دعوایشان داشت می‌شد؛ می‌گویند: چرا نمی‌گذارید؟ می‌آمدند قسم می‌دادند، این طور، این طور، این طور، دل امام حسین را مثلًا به خیال خودشان به رحم می‌آوردند، حضرت می‌گفت: خب حالا بروید؟ لا يمَسّونَ إلَم الحَديد اصلًا از شدّت اشتیاق و توجّه به آن سمت و به رسیدن به وصال معبود، اصلًا احساس نمی‌كردند. دیدید گاهی از اوقات اتّفاق‌می‌افتد انسان دنبال یك قضیه‌ای می‌خواهد برود، دنبال یك مطلبی می‌رود، عجله دارد، یك مرتبه سرش می‌خورد به یك جا خون می‌آید نمی‌فهمد، بعد از یك مدّت می‌بیند: ا ...! این چرا دست ...؟ اتّفاق می‌افتد یا پایش می‌خورد به یك جا فرض كنید كه نمی‌فهمد بعد تازه كم‌كم احساس درد را فرض كنید در پایش می‌كند. خب این درد بوده ولی چون غفلت بوده از توجّه به بدن، این درد را احساس نمی‌كند. اینها اصلًا احساس نمی‌كردند، اصلًا احساس نمی‌كردند كه آهن دارد به اینها می‌خورد، تیر دارد به اینها می‌خورد، شمشیر دارد به اینها می‌خورد.

  • يضَعونَه حيثُ امَرَهم اللَه‌ «باید در همانجایی كه خدا امر كرده، انسان مالش را در آنجا صرف كند.» امام صادق علیه‌السّلام می‌فرمایند. باید ببیند تكلیف چیست؟ در یكجا كم در یك جا زیاد، در یك جا به اندازه، یعنی در هر مكانی به اندازه، در یك جا امساك كند، در یكجا باید انفاق كند، نه به هر كسی باید انفاق كند و نه از هر كسی باید امساك كند. باید ببیند تلكیف چیست؟ مرحوم آسید محمّد تقی خوانساری از مراجع تقلید در زمان مرحوم آقای بروجردی، مرد بسیار محترم و بزرگ و باتقوایی بود، مرحوم آسید محمّد تقی خوانساری. از هم دوره‌ای‌های مرحوم آقای حجّت و مرحوم آقای صدر و اینها بود ایشان. همان كسی كه نماز استسقاء خواند. چون یك سال در قم باران نیامد و خیلی وضع، وضع وخیمی شده بود، در همان سنوات، ظاهراً جنگ بین‌المللی ثانی بود كه انگلیسها و آمریكا آمده‌بودند، در قم هم آمده بود و قُشون هم آورده بودند در اینجا. خیلی وضع وخیم شد. مردم تقاضای نماز استسقاء كردند و ایشان حركت كردند به اتّفاق مردم قم و رفتند در بیرون مشغول برای نماز بشوند. این انگلیسیها و این امریكایی‌ها و اینها خیال كرده بودند اینها قصد شورش دارد، رفته بودند اسلحه‌های خودشان را برداشته بودند و خلاصه آماده برای اینكه وقتی .... رفته بودن بیرون، نماز خواندند باران نیامد. برگشتند به شهر بعد نقل می‌كنند ایشان به اتّفاق چند نفر از خواصّ دوباره تنها آمدند بیرون و رفتند در آنجا، نماز ایشان كه تمام شد باران بارید؛ این قدر بارید، ابر آمد و اینقدر بارید كه آمدند به آسید محمّد تقی خوانساری گفتند: دعا كن بند بیاید، دارد همه چیز از بین می‌رود. ایشان مرد بسیار بزرگی بود، بسیار مرد باتقوایی بود و خیلی مرد مبرزّی بود. در یك سفری كه به همدان داشت با مرحوم آقا شیخ محمّد جواد انصاری ملاقات می‌كند. مرحوم آقا شیخ محمّد جواد پیش ایشان هم درس خوانده بود در آن وقتی كه در قم بودند. ملاقات می‌كند. بعد در یك مجلسی كه مرحوم آقای انصاری به دیدن ایشان می‌روند، علمای همدان همه آمده بودند و افراد و كسبه و اعیان، ایشان خیلی به طور عادی و نه مخفیانه و نه درِگوشی رو می‌كنند به آقای انصاری و می‌گویند: جناب آقای آشیخ محمّد جواد! دستوری به ما بدهید برای حالمان، برای راهمان، دستوری بدهید. یك مرجع تقلید جلوی این همه از عُلماء، جلوی مردم بیاید به شاگرداش این مسأله را بگوید این‌كم نیست، مسأله، مسأله عادی نیست. مرحوم آقای انصاری بر حسب تواضع و ادب و رعایت احترام استادی استنكاف می‌كنند و استیحاش می‌كنند: آقا! این حرفها چیست، این مسائل چیست، ما قابل نیستیم، به اصطلاح این را ما می‌گوییم و این مطالب چیست؟ شما حضرتعالی خودتان مثلًا، ایشان می‌گویند: شما خودتان اهل هستید، خودتان متأهّل هستید برای این مسائل و اینها. ایشان رو می‌كنند به آقای انصاری و اظهار می‌كنند: آقا! شوخی نمی‌كنم، شوخی نمی‌كنم آقا! امساك نكنید، بفرمایید. مرحوم آقای انصاری رو می‌كنند به ایشان و سه چیز را به ایشان توصیه می‌كنند آهسته البتّه خیلی آهسته و درِ گوشی به ایشان ؛ یكی می‌فرمایند كه: نماز شب را ترك نكنید، این یك؛ دوّم: در كمك به فقرا و ایتام كوتاهی نكنید؛ سوّم: اموال امام زمان علیه‌السّلام و وجوهات را در جای خودش صرف كنید. وقتی كه این مسأله را مطرح می‌كنند، ایشان سرش را پائین می‌اندازد و بعد از یك مدّتی سر بیرون می‌آورد. می‌گوید: آقا! آن دو تای اوّل را می‌توانم ولی این سوّمی را نمی‌توانم. حالا مرحوم آسید محمّد تقی خوانساری در صرف این اموال خدا می‌داند چقدر احتیاط داشت، خدا می‌داد چه وسواسی داشت كه مبادا مثلًا در غیر از جای خودش صرف شود، در غیر ...، ولی درعین حال آن قدر این مسأله مهم هست كه احساس می‌كند، می‌گوید: آقا! این را نمی‌توانم، این را دعا كنید، باید خودتان دعا كنید خدا به من توفیق بده. يضَعونه حيثُ امَرَهُمُ اللَه‌ «هر جا كه او می‌گوید باید انسان آن مال را خرج كند» نه اینكه به دلخواه خود. چون تعلّق نباید دیگر داشته باشد، دیگر تعلّق نباید داشته باشد. در یك جا كم، در یك جا زیاد، به جای خود و دُرُست. شخص مؤمن در هنگام انفاق باید نظرش، نظر توحید باشد. باید وقتی كه ما انفاق می‌كنیم، در هنگام انفاق بدانیم داریم از جیب كس دیگر داریم انفاق می‌كنیم، نه از جیب خودمان. این حال را باید داشته باشیم تا اثر بگذارد.