تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
12در خدمت مرحوم آقای حدّاد بودیم یكی از دوستان دوستان ایشان، بسیار شخص خوبی بود الآن هم حیات دارد، خدا حفظش كند صحبت راجع به انفاق و اینها شد. بعد رو كرد به آقا، گفت: آقا! وقتی كه انسان یك انفاق میكند میبیند در جای خودش هست خوشحال میشود، میبیند در جای خودش صرف شده و اینها. خب البتّه خوبه، بالأخره اینها، ولی بالاتر از این، این است كه اصلًا خوشحالی ندارد. وقتی كه انسان میخواهد انفاق كند، حالا مسأله فقط در مورد انفاق نیست؛ انشااللَه در فقرات بعد از حدیث شریف امام صادق علیهالسّلام، در آنجا راجع به موارد دیگر، عبارتی كه حضرت دارند عبارت این است البتّه راجع به مسأله دوّم ولا يدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبيرًا. در بیان این عبارت ما مطالب دیگری را عرض خواهیم كرد، فقط مسأله مربوط به انفاق نیست، حالا چون فقره اوّل درباره اموال هست، در اینجا .... وقتی كه ما میخواهیم یك پولی را به فقیر بدهیم باید بدانیم ازجیب كس دیگر داریم میدهیم نه از جیب خودمان، آن وقت اثرش را ببینید چقدر است. لذا در روایات داریم وقتی پول به یك فقیر میدهید دستتان را ببوسید. چون پولی را كه به فقیر دارید میدهید در واقع دارید پول را به خدا میدهید و فقیر در اینجا نماینده خدا است و این فقیر است كه باعث رشد شما شده، اگر این فقیر نبود شما پول را كجا میگذاشتید؟ به كی میدادید؟ خداوند این فقیر را برای شما در سر راهتان قرار داده تا اینكه وقتی به او میرسید انفاق كنید. میشد فقیر نباشد دیگر، شما وقتی كه میآیید سر راهتان فقیر نبینید، این پول تو جیبتان هست. خب، پول تو جیب شما است، كاری شما انجام ندادید، پس رشد نكردید، پس حالا باید او هم یك منتّی بر سر شما بگذارد ولی همه این منّتها را جمع كنیم از خدا بدانیم، خدا باید بر سر ما منّت بگذارد. (يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ)1 میآیند پیش پیغمبر این قضایا را كه من خدمتان عرض میكنم چون پیش مرحوم آقا هم میآمدند. بله، ما آمدیم سالك شدیم، میخواهیم بیاییم خدمت شما، بله، از شما فرض كنید كه اطاعت كنیم، از چه كار كنیم. خب نیابید، آمدیم میخواهیم خدمت . (يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا) «میآیند منّت میگذارند بر اینكه مسلمان شدند» كی شما را برداشت آورد اینجا؟ كی شما را از میان این جمعیت جدا كرد و آماده پذیرش و تلقّی این مسائل كرد؟ كی بود؟ ما كه با بقیه فرقی نداریم، همان خصوصیات جسمی و خصوصیات روحی ما در بقیه هست، چه بسا بهتر هم ممكن است باشد. چطور شد ما این راه را انتخاب كردیم و راههای دیگر را كنار گذاشتیم؟ كی این كار را كرد؟ كی این توفیق را داد؟ كی این جدایی را به وجود آورد؟ خودمان؟ پس چرا تا به حال نبودیم؟ (بَلِ اللَه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ) «خدا بر شما منّت میگذارد.» منّت اختصاص به او دارد. كبریائیت اختصاص به او دارد. اللَهمَّ أهلَ الكبرياءِ وَ العَظَمة وَ أهلَ الجُودِ وَ الجَبَروت «خدایا كبریائیت و عظمت و عزّت اختصاص به تو دارد.» ما بر سر كی میخواهیم عزّت بگذاریم؟ بر سر كی میخواهیم عظمت بگذاریم؟ وقتی كه ما میخواهیم به فقیر پول بدهیم مستحب است دستمان را ببوسیم، با دست راست بدهیم. وأنْ ينفَقَ باليَمين «با دست راست باید داد» و بعد انسان دستش را ببوسد چون با خدا معامله كرده است. در واقع پول را به خدا داده است و این اعطاء پول به یك فقیر موجب میشود انسان یك مرتبه كنده بشود، یك مرتبه بیاید بالا. پس او منّت میگذارد. حالا اگر این طرف قضیه را هم درست كردیم. آن طرف قضیه خب با خدا داریم معامله میكنیم، این طرف قضیه را هم از او بدانیم، یعنی از جیب خدا در میآوریم در جیب خدا داریم میگذاریم. این دیگر خیلی عالی میشود. این اثر دیگر دو برابر میشود.
- سوره الحجرات (٤٩)، صدر آيه ١٧

