تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
14امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: باید در قبال با پروردگارت مانند ایاز باشی. امام صادق نمیفرمایند من دارم عرض میكنم، مثال دارم میزنم والّا ایاز ششصد سال بعد از امام صادق آمد. باید فقط یك سلطان را قبول كنی و آن مَلِك الملوك است، بقیه سلاطین همه مَجازند، همه دروغند و همه فناپذیر. آنچه را كه در ذهنْ خدا پنداشتیم آنها خدا نیست و آنچه را كه در ذهنْ پرورش دادیم همه آنها مانند آن سنگ از بین رفتنی هستند. یك وقتی خدمت رفقا عرض كردم؛ هر چه ما به دنیا تعلّق داشته باشیم آیا بر مرگ خود هم ما حكومت داریم؟ غلبه داریم؟ این را چه كارش میكنیم؟
یكی از دوستان چند شب پیش منزل تشریف آورده بودند كه الآن هم در همین جا حضور دارند. ایشان میگفتند كه: من از یك شخصی پولی میخواستم، یك مبلغ زیادی میخواستم و این شخص هم بهش میگفتم پول را بده میروم شكایت میكنم، میگفت برو شكایت بكن، من همه اینها را با پول خریدم؛ قضات را با پول خریدم و میرفت رشوه میداد، این طرف، آن طرف و خلاصه ترتیب اثر هم به كارش نمیدادند. یك روز گفتم: آخر چرا این طور؟ فلان، این حرفها. میگفت: رفتم چند روز پیش آزمایش دادم؛ اورهام این است، تریگریسیریدم این است، كلسترولم این است، قندم این است، شكرم این است شربتم این است، از همین چیزها، قلبم هم رفتم آزمایش كردهام مثل یك جوان بیست ساله، هیچ طورش نیست، مسألهای نیست، حالا هر كاری دلت میخواهد برو بكن. ایشان میگفتند: چند روز بعد یك مرتبه من دیدم صحبت و سر و صدا است كه فلانی فوت كرده، همین آقا، همین آقا كه كلسترول رفته بود. رفتم و تحقیق كردم دیدم بله، صبح بلند شده سكته كرده. همه چیزش، دقیق، نرمال، عالی، قلبش خوب، ولی مسأله جای دیگر است آقاجان! چی داریم خودمان را گول میزنیم؟ به چی داریم گول میزنیم؟ خیال كردیم زمام ملائكه به دست ما است؟ زمام حضرت عزرائیل و جبرائیل به دست ما است؟ ما پشت این دیوار را نمیتوانیم بینیم. قندم این است، نمیدانم اینم این است، چربیم این است، فلانم این است. اینها را ما چه كنیم؟ واقعیات را ما چه كنیم؟ اینجاست كه امام علیهالسّلام ما را به یك امر واقعی دارد سوق میدهد میگوید: تا به حال آنچه كه در ذهنت داشتی همه مجاز بود، آنچه را كه در ذهن میپروراندی همه تخیل بود. ببین واقعیت كجاست؟ ببین آیا تو بر این مالی كه داری تسلّط هم داری یا تسلّطت دیگر دست خودت نیست؟

