تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
18اگر نسبت به یك شخصی انسان طلب دارد و شخصی نسبت به انسان مقروض است باید طریق ظاهر را عمل كند در چارچوب شرع و تكلیف. اگر انسان بداند كه او نمیتواند قرضش را بپردازد شرعاً حرام است او را به زندان بیاندازد، حرام است. بله، اگر بداند كه دارد و نمیدهد، این اشكال ندارد، باید بیاید. ولی اگر نداشته باشد انداختن به زندان حرام است و خدا انسان را معاقب میكند و برای انسان میآورد. معنا ندارد انسان این كار را انجام بدهد. بر فرض، حتّی كوتاهی كرده باشد، وقتی ندارد، ندارد، زن و بچّه او چه تقصیری دارند؟ آنها چه گناهی كردند؟ اینها چیزهایی است كه متأسّفانه انجام نمیشود. نباید انسان بر خلاف طریقی كه شرع برای انسان، آن طریق را ترسیم كرده، بر خلاف او برود. از موقعیتی كه دارد نباید سوءِ استفاده بكند. سوء استفاده برای كی؟ در برابر خدا؟ خدا برایت پیش آورده باید صبر كنی ضرری برایت پیش آمده باید صبر كنی، مال از تو رفته بیرون، جانت كه بیرون نرفته، یا نه، رفته؟ ممكن است بگوئیم رفته است. گفت: مال است نه جان كه آسان بتوان داد. جانت كه بیرون نرفته، یك مالی داشتی در یك جا، پولی داشتی در بانك، بین تو و بین آن بانك چند فرسخ فاصله است، دو فرسخ، حالا آن بانك پول تو را نمیدهد، خاطر جمع باش پول تو سر جایش محفوظ است، هیچ دست نمیخورد، من قول میدهم. مِلكی داشتی از تو گرفتهاند، آن ملك تو سر جایش محفوظِ محفوظ است، یك وجب از او هم كم نخواهد شد. تا به حالدست تو بر این ملك بود، حالا دست شخص دیگر آمده. هیچ، نگران نباشید. چرا نباید نگران بود؟ چون اصلش مال ما نبود. آمدند منزل آقای حدّاد را غصب كردند، آمدند غصب كردند، همان باجناق ایشان آمد غصب كرد. ایشان چه كار كردند؟ هیچی، غصب میكند، خب بكند. نه رفتند شكایت كردند، نه رفتند جایی یعنی شكایت هم میكردند به جای نمیرسیدند، آن شخص متنفّذی بود همین طور نشستند. خدا هم چه كار كرد؟ آن بیچاره به دیوانگی و جنون مبتلا شد و از دنیا رفت، منزل آمد به ملك ایشان، یك منزل مختصری بود. خب چه كار كند؟ كار خودش را میكرده است، حالا غصب كرده، ما هم زندگیمان را میكنیم. روز را به شب و شب را به روز میآوریم. این منزل سر جایش است. هر روز هم نگاهش میكنیم. حالا یك كس دیگر در آن مینشیند. خب بنشیند.

