
تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
تصحيح ديدگاه وفكر انسان نسبت به مالكيت خويش شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه مالحقيقه العبودية ...حيث اَمرهم اللَه به 1 – سلوك عبارتست از تصحيح حال كه بدنبال آن تصحيح فكر و تفكّر است. 2 – فرق بين شخص عارف و عالم. 3 – دين را بايد از كسي گرفت كه آنرا با وجدان خويش يافته و با جان و سرشت او وحدت پيدا كرده است. 4 – ذكر دو حكايت در مقايسه ميان عملكرد مرحوم علّامه طهراني و یکی از اعاظم علماي نجف در مسأله تعيین مهر. 5 – خداوند تبارك و تعالي توسط جبرئيل به پيامبر خويش می فرماید: مهر دختر خود را مهر السنه قرار بده تا امّت تو از نظر كمي مهر به تو تأسّي كنند. 6 – انسانها بايد اموال خويش را مال اللَه ديده و تعلق خود را نسبت به آن تصحيح كنند. 7 – افراد بايد بر اساس تكليف عمل كنند و اجازه ندهند تخيّلات و تصوّرات واهي مانع از رسيدن ايشان به سعادت ابدي شود. 8 – ديدگاه اشخاص به مايملك خويش بايد مانند ديدگاه بندگان نسبت به موالی خويش باشد. 9 – ذكر حكايتي در ارتباط با مرحوم حداد رضوان اللَه عليه مبني بر عدم تعلق ايشان نسبت به مال و اموال دنيا. 10 – اولياي الهي به درجهاي ميرسند كه توجه به بدن و وجود خويش را مانع از رسيدن به كمال مطلق ميبينند. 11 – اصحاب سيدالشهداء عليه السلام از شدّت اشتياق وصال معبود درد اسباب و آلات جنگ را احساس نميكردند: لا يمسّون اَلم الحديد 12 – سه دستور اخلاقي مرحوم انصاري به مرحوم آيت اللَه سيد محمد تقي خوانساري.
تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
توضیحات:
تصحيح ديدگاه وفكر انسان نسبت به مالكيت خويش شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه مالحقيقه العبودية ...حيث اَمرهم اللَه به 1 – سلوك عبارتست از تصحيح حال كه بدنبال آن تصحيح فكر و تفكّر است. 2 – فرق بين شخص عارف و عالم. 3 – دين را بايد از كسي گرفت كه آنرا با وجدان خويش يافته و با جان و سرشت او وحدت پيدا كرده است. 4 – ذكر دو حكايت در مقايسه ميان عملكرد مرحوم علّامه طهراني و یکی از اعاظم علماي نجف در مسأله تعيین مهر. 5 – خداوند تبارك و تعالي توسط جبرئيل به پيامبر خويش می فرماید: مهر دختر خود را مهر السنه قرار بده تا امّت تو از نظر كمي مهر به تو تأسّي كنند. 6 – انسانها بايد اموال خويش را مال اللَه ديده و تعلق خود را نسبت به آن تصحيح كنند. 7 – افراد بايد بر اساس تكليف عمل كنند و اجازه ندهند تخيّلات و تصوّرات واهي مانع از رسيدن ايشان به سعادت ابدي شود. 8 – ديدگاه اشخاص به مايملك خويش بايد مانند ديدگاه بندگان نسبت به موالی خويش باشد. 9 – ذكر حكايتي در ارتباط با مرحوم حداد رضوان اللَه عليه مبني بر عدم تعلق ايشان نسبت به مال و اموال دنيا. 10 – اولياي الهي به درجهاي ميرسند كه توجه به بدن و وجود خويش را مانع از رسيدن به كمال مطلق ميبينند. 11 – اصحاب سيدالشهداء عليه السلام از شدّت اشتياق وصال معبود درد اسباب و آلات جنگ را احساس نميكردند: لا يمسّون اَلم الحديد 12 – سه دستور اخلاقي مرحوم انصاري به مرحوم آيت اللَه سيد محمد تقي خوانساري.
تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
8انسان باید ببیند تكلیف چیست. ما برای دو روز دنیا در جا میزنیم و عقب گرد میكنیم ولی متوجّه باشیم این دو روز دنیا ارزش ندارد، آن چه را كه ما در پیشداریم ابدی است. آدم عاقل میآید برای خراب كردن و افساد مآل ابدی خودش، دو روز دنیا را بگیرد؟ هیچ عاقلی این كار را انجام نمیدهد، دیوانه است. خراب میشود بشود، خراب هم نمیشود البتّه، یك تغییر و تحوّلی و بعداً درست میشود، اینها همه تخیلات است. آنچه را كه ما در پیش داریم ابدی است. ممكن است بعضیها معاد را انكار بكنند، عقبات را انكار بكنند، بهشت و جهنّم را انكار بكنند آنها حسابشان جدا است. ولی ما كه قبول داریم بر این اساس حتّی مانند تُجّار و كسبه هم بخواهیم كار انجام بدهیم، تجّار چه كار میكنند؟ حساب میرسند؛ الآن این معاملهای كه بكنند آیا در او ضرر است یا در او منفعت است؟ آیا تا حالا دیده شده تاجری بیاید و بداند كه در این معامله ضرر است و اقدام بكند؟ این امكان ندارد، میگویند دیوانه است، این چرا میآید مغازهاش را باز میكند؟ چرا حجرهاش را میآید باز میكند؟ ما تمام كارمان از اوّل تا آخر بر اساس جنون است، حالا متوّجه شدید وقتی بزرگان میگویند: تمام مردم غیر عقلا هستند برای چیست؟ آدم عاقل كه نمیآید این كار را انجام بدهد. ما به خاطر یك امر روزمرّه، به خاطر یك مسألهای كه در روز هست، به خاطر یك قضیه دو ساله و سه ساله، به خاطر یك مسأله ده ساله، سعادت ابدی را از دست میدهیم، سعادت ابدی را از دست میدهیم. آن وقت همینها فردا میآیند، فردا روز قیامت، میگویند: میخواستی نكنی، ما دستت را نبسته بودیم، ما تو را مجبور نكردیم، ما باهات اخمو تَخم كردیم، میخواستی اخم و تَخم را قبول كنی، میخواستی یك خورده بپذیری. آیا برای رسیدن به یك سعادت، كمترین تحمّل در اینجا لازم نیست؟ یك كمترین تحمّل، یا نه، همیشه باید اوضاع بر وفق مراد، مسائل همه عادی و بر وفق مراد باید انجام بشود؟ خب در این صورت بین انسان و غیر انسان فرقی نیست.
