اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى‏

14325
عنوان بصری
نسخه عربی

تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى‏

9
  • مسأله اوّل این است كه انسان بداند منشأ همه اینها، منشأ همه عدم تعلّق‌ها، منشأ همه این عبارات، این كلمات، عدم تعلّق به مال، عدم تعلّق به شخصیت، عدم تعلّق به شئونات، عدم تعلّق ......، منشأش به فقر ذاتی انسان برمی‌گردد كه انسان در وجود خود چه برسد به آثار در وجود خود متدلّی به پروردگار و متّكی به آن مبدأ اعلاست و هیچ وجودی و هستی برای انسان كه آن هستی عبارت است از هستی استقلالی، هستی شخصیتی و هستی بالفعل، آن هستی برای انسان معنا ندارد. این منشاء برای همه این مسائل است. به واسطه این قضیه البتّه این مسائلی را كه عرض می‌كنم قبلًا صحبتش شد به واسطه این مطلب به طریق اولی در آثار وجودی و در مقارنات و آن ظروفی كه انسان با آن ظروف مرتبط هست، نسبت به آنها هم دیگر نمی‌تواند احساس غنا و احساس وجود استقلالی نسبت به آنها داشته باشد؛ تمام آنها هم چه هستند از حیطه و مرتبه وجودی انسان خارج هستند. وقتی كه انسان در وجود خود مالك خود نیست و مالك او دیگری است چگونه در آن آثار خارجی و در آنچه را كه با او همنشین است و با او سر و كار دارد و از آثار و شوائب وجودی او نشأت می‌گیرد، چطور ممكن است نسبت به آنها احساس تعلّق و احساس تملّك داشته باشد (يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَه وَ اللَه هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ)1 ما كه هستیم؟ «ما عدم‌هائیم هستی‌های ما» تمام ما عدمیم، نمودی داریم از هستی، نمودی داریم از وجود، نمودی داریم از ظهور. اگر این نمود، نمود واقعی دارد پس این نمود را نگاه داریم، نگذاریم این از بین برود. اگر این نمود یك نمود واقعی است پس چرا موت و حیات به اختیار ما نیست؟ چرا مسأله مرگ و زندگی‌در حیطه وجودی ما قرار ندارد؟ این را كه همه می‌دانیم. پس معلوم می‌شود ما در هستی خود، مالك هستی خودمان هم نیستیم.

    1. سوره فاطر (٣٥)، آيه ١٥