معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان
16جود و کرم خدا، حجّت انسان در سؤال کردن از او؛ و رأفت و رحمت خدا، تکیهگاه انسان در سختی و گرفتاری
حُجَّتی یا اللَه فی جُرأتی علیٰ مسألتِک مع إتیانِی ما تکرَهُ جودُک و کَرَمُک، و عُدَّتِی فی شدَّتِی مع قِلَّةِ حیائی رأفتُک و رحمتُک، و قد رجوتُ أن لا تُخَیِّبَ بینَ ذَیْنِ و ذَیْنِ مُنْیَتی فَحَقِّقْ رجائی!
«ای پروردگار من! میبینی که من جرئت دارم در اینکه سؤال میکنم و دعا میکنم با اینکه اینهمه کارهای زشت و مکروه از من صادر شده است که دیگر اصلاً نباید زبانم باز شود (چون زبان بهواسطۀ کثرت گناه لال شد، و دل بهواسطۀ جرائم هلاک شد؛ در عین حالیکه میبینی من جرئت دارم که تو را بخوانم و از تو سؤال کنم با این همه گناهان)، جود تو و کرم توست تو جواد و کریم هستی، این دو موضوع مرا جرئت داده است که با وجود گناهان، به سوی تو روی بیاورم.
و اسباب کار و مقدّمات و معدّات برای حرکت به سوی تو و درخواست تو در عین سختی و گرفتاری که من در آن هستم با کمی حیای من، آن عُدّه و اسباب کار که مرا به سمت تو متوجّه میکند، دو چیز است: رأفتُک و رحمتُک مهربان هستی و رحیم هستی (هر گناهی کنیم باز هم تو رحیمی، و
هر گناهی کنیم تو رئوفی)!
در این حال، چون تو کریمی و رحیمی و رئوف، و جود و کرم تو منبسط است، من امید دارم که دیگر بین این آرزو و آن آرزوی من که اینهمه داد و ناله کردم و... ، مرا نا امید نکنی!»
حضرت سجّاد در یکی از دعاها میفرماید: «خدایا! عمر من گذشته است و در تمام این عمرم تو را خواندم، چطور مرا نا امید میکنی!» اینجا میفرماید: «امید دارم که بین این و آن آرزوها مرا نا امید نکنی!» معلوم میشود که آرزوها، آرزوهای خیلی عالیای است! خیلی عالی!
«ذین وذین» یعنی ایهام، کنایه است؛ مثل اینکه بگوییم: هکذا و هکذا.

