معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان
12أدعوک یا ربِّ راهبًا راغبًا راجیًا خائفًا! إذا رأیتُ مولایَ ذنوبی فَزِعتُ، و إذا رأیتُ کَرمَک طَمِعت!
معنای خواندن خدا با حال رهبت و رغبت، و رجاء و خشیت
پس من که آمدم به سوی تو سرمایهای ندارم، عبادتی ندارم، علمی ندارم، زهدی ندارم، تقوایی ندارم، هیچ ندارم! در این کیسهای که به سوی تو آوردهام، هیچ نیست! آن معرفت و محبّت که از ناحیۀ تو بود؛ آنچه از ناحیۀ من است گناه است، آنچه از ناحیۀ من است لال بودن زبان است و قلبی که در اثر جرم، هلاک شده است؛ ما به سوی تو چه میتوانیم بیاوریم جز شرمندگی و حیاء و خجلت! خدایا! تو را میخوانم «راهبًا راغبًا»، هم میترسم، هم رغبت دارم؛ هم میترسم چون عظیمی، جلیلی، ذو الکبریاءِ و العَظَمه هستی، قهّاری، جبّاری، سطوت داری، مُسیطری، قدرت و قهر تو برای تمام موجودات اثری نمیگذارد، چنین پروردگار قادری هستی! کیست که در مقابل این قدرت بتواند ایستادگی کند و رهبت و خشیت او را نگیرد؟! از طرفی «راغبًا»، به سوی تو رغبت دارم؛ میبینم که در مقابل آن صفات و اسمائی که داری، مهربانی، لطیفی، رحیمی، رئوفی، ودودی، غفوری، گناه را میبینی و میآمرزی، بزرگی، بزرگواری، به روی خودت نمیآوری، با مختصر توجّه کسی از همۀ گناهان او میگذری، یک کوهی را به یک کاهی میبخشی و میآمرزی، اینطور آقامنش و بزرگی، خُب پس بنابراین به سوی تو رغبت پیدا میکنم و میل پیدا میکنم که به سوی تو بیایم و حاجات خودم را بگویم دیگر! «راجیًا خائفًا»؛ چون رغبت به سوی تو دارم، رجاء دارم، امید دارم، رغبت برای من ایجاد رجاء میکند و به سوی تو امید پیدا میکنم؛ از طرفی چون از تو ترسیدهام، رهبت دارم، «خائفًا» در خوف و خشیتم. پس من همیشه بین این دو صفت رهبت و رغبت، و رجاء و خوف، صفات جمال و جلال تو را ملاحظه میکنم؛ و همیشه تو دارای جمال و جلال هستی! ﴿تَبَٰرَكَ ٱسۡمُ رَبِّكَ ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾؛1 «بلند است اسم پروردگار تو که دارای جلال و اکرام است!» اکرام از همان مادّۀ تفضّل و تنعّم است که به جمال تعبیر میشود؛ ﴿ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾ را در واقع میتوان به ذیالجلال و الجمال تفسیر کرد.
- سوره رحمان (٥٥) آیه ٧٨.

