معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان
15داستان شخص نا امیدی که شب تا صبح یا اللَه گفت و جواب نشنید، و پیام خدا برای او
شخصی از شب تا صبح داد میزد، مناجات میکرد، گریه میکرد و خدا را میخواند: اللَه! اللَه! اللَه! اللَه! جوابی هم نشنید. صبح آمد پیش پیغمبر زمانش و گفت: «من از شب تا صبح گفتم: یا اللَه! لبّیک! یا اللَه! یا اللَه! یا ربّی! خدا یک جواب هم به من نداده است!» پیغمبر که برای مناجات رفت، عرض کرد: «این جوان شکایت دارد و میگوید: ما شب تا صبح گفتیم: یا اللَه! خدا یک جواب هم نداده است!» خطاب رسید: «به این جوان بگو ما اوّل تو را صدا زدیم تا لفظ یا اللَه به زبان تو جاری شود! پس تمام یا اللَههایی که میگفتی، همۀ صداهای ما بود که در آینۀ دل منعکس شد بهصورت یا اللَه و یا ربّاه درآمد!» این همان اللَه تو لبّیک ماست! یا اللَهی که تو میگفتی، این لبیکی است که ما گفتیم و بر قلب تو تابیده، در زبان تو به صورت یا اللَه منعکس شده است. این دعا و سوز و دردت پیک ماست!1 این دعایی که میکنی، این سوزی که داری، این دردی را که در خود حس میکنی، پیکی است که ما فرستادیم، قاصدی است که ما از آن بالا فرستادیم که تو را توجّه بدهیم به آن طرف، این داد و بیداد و سوز و آه و ناله در تو پیدا میشود! پس این را از خودت نبین که: ما حرارتی پیدا کردیم و گریهای پیدا کردیم و سوزی داریم و خدا به ما توجّه نمیکند! همین سوز و درد، پیکی است که از جانب پروردگار برای دستگیری میرسد؛ پس، از آن طرف شروع میشود!
فإن عَفَوْتَ فَخَیرُ راحمٍ، و إن عذَّبتَ فغیرُ ظالم. «(خدایا من زمانی که به گناهانم نگاه میکنم ، فزع میکنم؛ زمانی که به کرم تو نگاه میکنم طمع میکنم. پس بین رهبت و رغبت و رجاء و خوف گرفتارم) حالا اگر تو بیایی گناهانم را عفو کنی، بهبه چه رحمتکنندۀ خوبی هستی، چه آقای بزرگواری هستی، چقدر مورد اختیار و پسندی (و تازگی هم ندارد؛ آنقدر عفوها کردی که این عفوی که ما را بکنی در مقابل آنها هیچ است)! و إن عذَّبتَ اگر مرا عذاب کنی به این گناهانِ من، فغیرُ ظالم ظالم نبودی، عادل بودی و روی استحقاقی که من داشتم، به عنوان تجرّی و ستم گناههایی که کردم، مرا عذاب کردی.»
- مثنوی معنوی، دفتر سوم.
گفت آن الله تو لبّیک ماست ** وآن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
- مثنوی معنوی، دفتر سوم.

