اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان

شرح فقراتی از دعای ابوحمزه دربارۀ صدق وعده الهی، و نقش معرفت و محبت در سلوک

0

در این سخنرانی ارزشمند علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) می‌فرمایند که امام سجاد (ع) با بیان اینکه قول خداوند حق و وعده‌اش صدق است، تأکید می‌کنند که خداوند هرگز خلف وعده نمی‌کند، زیرا خلف وعده ناشی از جهل، عجز یا نقصی است که در ذات غنی و کامل الهی راه ندارد. در ادامه، ایشان به شرح فقره «مَعرِفَتی یا مَولَای دَلِیلی عَلَیکَ، و حُبِّی لَکَ شَفیعِی إلَیکَ» می‌پردازند و بیان می‌کنند که سالک برای وصول به خداوند به دو بال معرفت (به عنوان دلیل و راهنما) و محبّت (به عنوان شفیع و نیروی محرکه) نیازمند است. معرفتِ تنها، مانند معرفت شیطان، کافی نیست. نکته اساسی این است که این معرفت و محبت نیز از خود سالک نیست، بلکه عطیه‌ای الهی و ناشی از دلالت و شفاعت خود پروردگار است. در پایان، امام (علیه السلام) با وجود اقرار به گناهان، به دلیل اتکا به جود و کرم الهی، با خوف و رجا او را می‌خواند.

معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان

6
  • آباد شدن دنیا و آخرت انسان توسّط پروردگار

  • «فَیا مَن رَبّانِی فی الدُّنیا بِإحسانِهِ و تَفَضُّلِهِ [بِفَضلِهِ‌] و نِعَمِهِ، و أشارَ لِی فی الآخِرَةِ إلیٰ عَفوِهِ و کَرَمِهِ. مَعرِفَتی یا مَولَای دَلِیلی [دَلَّتنِی‌] عَلَیکَ، و حُبِّی لَکَ شَفیعِی إلَیکَ، و أنا واثِقٌ مِن دَلِیلی بِدَلالَتِکَ و ساکِنٌ مِن شَفیعی إلیٰ شَفاعَتِک.»

  • پس من هم یکی از این موجودات هستم که در تحت این قاعدۀ کلّی و در تحت نظر مرحمت و ربوبیّتی که تو نسبت به اهل مملکت خود داری، واقع هستم؛ و من می‌دانم که به‌واسطۀ همان عطایای فراوان که بر اهل مملکت خود مبذول می‌داری ـ روی همان عنوان ـ، مرا در زمان صغر در این تطوّر حالات و تَشکُّل کیفیّات تربیت کردی و پرورش دادی تا اینکه به زمان کِبَر رسیدم؛ و نام و شهرت مرا بلند کردی و مرا به تکلیف و عبودیّت خود امر کردی این هم شامل حال من شد. پس ای خدا در دنیا به احسان و تفضّل و نعمت‌های بی‌پایان مرا پروریدی و در آخرت مرا وعدۀ حق و کرم دادی و اشاره کردی که: شما را در آخرت مورد عفو و رحمت و مغفرت و کرم خود قرار می‌دهم! پس دنیا و آخرت ما را هم که آباد کردی.

  • معرفت، راهنمای انسان به سوی خدا؛ محبّت، شفیع انسان به سوی خدا

  • «معرفتِی یا مولای دلیلی عَلَیک»، من تو را شناختم «و حُبّی لک شفیعی إلیک»، و محبّتی که به سوی تو دارم پشتیبان من به سوی تو است. من دو چیز دارم و بس: یکی محبّت تو را دارم و یکی معرفت به توست؛ تو را شناختم و تو را می‌شناسم، دویّم دوستت هم دارم. آنچه مرا وادار کرده است که تو را به این اسماء بخوانم و بفهمم که قولت حق است وعده‌ات صدق است و بر اهل مملکت خود بالعطیّات احسان می‌کنی و مرا در زمان کودکی پرورش دادی تا به زمان کِبَر و بلوغ و رشد رساندی، تمام اینها پرتویی از آن معرفتی است که من به تو پیدا کردم، تو را شناختم، چون شناختم می‌دانم تمام این صفات و آثار از لوازم وجود توست. آنچه مرا به تو دلالت کرد، معرفت من به تو است؛ این یک. حالا که من به تو معرفت پیدا کردم و آن معرفت من دلیل و راهنمای من شد که به تو روی بیاورم و عرض حاجات کنم و از تو بخواهم، به چه مستمسکی و به چه پشتیبانی و به چه اتّکاء و اعتمادی؟ انسان که پیش کسی می‌رود و از او تقاضایی می‌کند، یک سلام و علیک چربی می‌کند، یک تحفه‌ای می‌برد، یک رفیقی، شفیقی، شفیعی می‌برد که به آن اتّکاء و اعتماد، آن شخص مسئولِ امر، سائل را محروم نکند. حالا که معرفت پیدا کردم و آن معرفت، من را دلالت به تو کرده است، چه چیزی را به ادّعاءِ اتّکاء و پشتیبان با خودم بردارم بیاورم تا اینکه ردّ سؤال من نکنی و دعا و حاجت مرا بدهی؟ آن، محبّت من است، تو را دوست دارم؛ همین! غیر از معرفت و محبّتم دیگر هیچ ندارم، تو را می‌شناسم و تو را هم دوست دارم؛ دیگر چه؟ هیچ هیچ! همین دو چیز. پس معرفت من دلیل شد، و محبّت من هم شفیع شد.