اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارزش والای مقام عبودیت‏

14٬935
عنوان بصری

ارزش جایگاه عبودیت وشرایط تحقق معنای آن در وجود افراد، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – كيفيت معراج پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله وسلم 2 – بهترين وصفي كه خداوند تبارك و تعالي نبي‌اش را به آن مخاطب ساخته عنوان عبد مي‌باشد. 3 – تمام ارزش‌ها و كمالات انساني در سايه عبوديت در وجود افراد محقّق مي‌شود 4 – كيفيت برخورد علّامه طهراني با يكي از علماء كه عمر گرانبهای خود را صرف بدست آوردن علوم غريبه كرده بود. 5 – صرف كردن عمر براي بدست آوردن زمان ظهور حضرت ولي عصر اتلاف كننده عمر است. 6 – ذكر يكي از علل نامعين بودن زمان ظهور حضرت ولي عصر عج اللَه تعالي فرجه. 7 – تنبّه مولانا نسبت به يكي از شاگردان خود بخاطر تأسف خوردن از عدم ادراك شمس تبريزي. 8 – ظهور امور خارق‌العاده توسط مرتاضان هندي در اثر تقويت نفس مي‌باشد نه بر اساس مقام عبوديت. 9 – توضيحي راجع به حقيقت ولايت تكوينۀ مطلقه ائمّه معصومين عليهم صلوات اللَه. 10 – كلام محي‌الدّين عربي راجع به اينكه انسان بواسطة اتّصال به نفس وليّ عالم امكان مي‌تواند احكام را مستقيماً از نفس آن وليّ ادراك كند. 11 – امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: اينگونه نيست كه خداوند مالي را كه به شخصي مي‌دهد براي اينست كه او شایستگی دارد يا اگر از او امساك می کند بخاطر اينست كه او قابليّت ندارد. 12 – لزوم رعايت و توجّه نسبت به دو مسأله مهمّ براي تحقّق معناي عبوديت در انسان. 13 – تعلّق داشتن نسبت به امور دنيوی به چه معناست. 14 – توضيح فرمايش امام سجاد عليه السلام، يا بُنَیَّ لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَه حراً. 15 – كلام علّامه طهراني راجع به اينكه انسان نبايد به غير از لقاي پروردگار به چيزي رضا دهد. 16 – توضيح فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام، هيچ یقیني نيست كه شبیه تر از شك باشد نسبت به مرگ. 17 – اهميّت رعايت موقعيّت اجتماعي و شخصيّت افراد در برخورد با آنها از ديدگاه اسلام. 18 – رسول خدا صلي اللَه عليه و آله فرمودند: اكرموا كلَّ قومٍ ولو كانوا كفاراً 19 – كيفيت برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با دختران يزدگرد در هنگام اسارت. 20 – اختلاف كيفيت معاشرت و زندگي ائمه عليه السلام بر اساس تفاوت سطح زندگي مردم در زمانهاي مختلف مي‌باشد.

ارزش والای مقام عبودیت‏

توضیحات:

ارزش جایگاه عبودیت وشرایط تحقق معنای آن در وجود افراد، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – كيفيت معراج پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله وسلم 2 – بهترين وصفي كه خداوند تبارك و تعالي نبي‌اش را به آن مخاطب ساخته عنوان عبد مي‌باشد. 3 – تمام ارزش‌ها و كمالات انساني در سايه عبوديت در وجود افراد محقّق مي‌شود 4 – كيفيت برخورد علّامه طهراني با يكي از علماء كه عمر گرانبهای خود را صرف بدست آوردن علوم غريبه كرده بود. 5 – صرف كردن عمر براي بدست آوردن زمان ظهور حضرت ولي عصر اتلاف كننده عمر است. 6 – ذكر يكي از علل نامعين بودن زمان ظهور حضرت ولي عصر عج اللَه تعالي فرجه. 7 – تنبّه مولانا نسبت به يكي از شاگردان خود بخاطر تأسف خوردن از عدم ادراك شمس تبريزي. 8 – ظهور امور خارق‌العاده توسط مرتاضان هندي در اثر تقويت نفس مي‌باشد نه بر اساس مقام عبوديت. 9 – توضيحي راجع به حقيقت ولايت تكوينۀ مطلقه ائمّه معصومين عليهم صلوات اللَه. 10 – كلام محي‌الدّين عربي راجع به اينكه انسان بواسطة اتّصال به نفس وليّ عالم امكان مي‌تواند احكام را مستقيماً از نفس آن وليّ ادراك كند. 11 – امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: اينگونه نيست كه خداوند مالي را كه به شخصي مي‌دهد براي اينست كه او شایستگی دارد يا اگر از او امساك می کند بخاطر اينست كه او قابليّت ندارد. 12 – لزوم رعايت و توجّه نسبت به دو مسأله مهمّ براي تحقّق معناي عبوديت در انسان. 13 – تعلّق داشتن نسبت به امور دنيوی به چه معناست. 14 – توضيح فرمايش امام سجاد عليه السلام، يا بُنَیَّ لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَه حراً. 15 – كلام علّامه طهراني راجع به اينكه انسان نبايد به غير از لقاي پروردگار به چيزي رضا دهد. 16 – توضيح فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام، هيچ یقیني نيست كه شبیه تر از شك باشد نسبت به مرگ. 17 – اهميّت رعايت موقعيّت اجتماعي و شخصيّت افراد در برخورد با آنها از ديدگاه اسلام. 18 – رسول خدا صلي اللَه عليه و آله فرمودند: اكرموا كلَّ قومٍ ولو كانوا كفاراً 19 – كيفيت برخورد اميرالمؤمنين عليه السلام با دختران يزدگرد در هنگام اسارت. 20 – اختلاف كيفيت معاشرت و زندگي ائمه عليه السلام بر اساس تفاوت سطح زندگي مردم در زمانهاي مختلف مي‌باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارزش والای مقام عبودیت‏

13
  • این مسأله اوّل و امّا مسأله دوّم این است كه چطور اینها را صرف كند؟ این مسأله، مسأله مهمّی است. چه قسم اینها را خرج كند؟ همانطوری كه امام صادق علیه‌السّلام می‌فرمایند: به همان كیفیتی كه مورد رضای او است، این اموال را باید صرف كند. به همان نحوه‌ای كه مورد خواست پروردگار است باید این اموال را صرف كند. ما می‌بینیم دو مسأله در شرع اهمیت داده شده به آن؛ یكی مسأله نیاز است و دیگر مسأله موقعیت و شخصیت افراد. بعضی افراد هستند اینها از نقطه نظر اجتماعی دارای افراد با شخصیتی هستند، منتها نه شخصیت كاذب و شخصیت دروغین و سفّاكانه و ظالمانه، كه بوده در همین زمان‌ها و بعضی‌ها با زور و با ظلم و با احیاء ظلم و از بین بردن مظلوم، اینها به یك شخصیت كاذب، اینها می‌رسیدند. نه، منظور این نیست. افرادی كه دارای فرهنگ هستند، افرادی كه دارای موقعیت اجتماعی هستند، افرادی كه به عنوان افراد شاخص و با فرهنگ و اخلاق و محلّ توجّه مردم در اجتماع مطرح هستند، ما می‌بینیم كه شرع با اینها و اسلام به نحو خاصّی برخورد كرده است تا با افرادی كه فرض كنید كه آنها هم افراد خوبی هستند ولی از طبقات معمولی هستند، از طبقات عادی هستند. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام وقتی كه آن دختران یزدگرد وقتی كه لشكر اسلام رفت و ایران را فتح كرد، دوتا دختران یزدگرد یزدگرد سوّم، آخرین شاهان ساسانی بود اینها را آورد به عنوان اسیر، اینها را آوردند در مدینه. عُمَر می‌خواست با اینها بر طبق افراد دیگر رفتار كند و اینها را در معرض فروش قرار بدهد و هر كسی می‌خواهد بیاید و اینها را هر مقداری كه حالا بیشتر داد بگیرد. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام ممانعت كردند و فرمودند: این مسأله صحیح نیست، زیرا رسول خدا فرمود: اكرموا كرام قومٍ ولو كانوا كفّارًا «كرام و بزرگان هر قوم را باید اكرام كرد، باید برای اینها یك احترام دیگری قائل شد» اینها گرچه حالا فرض بكنید كه پدرشان ظالم بوده ولی خود اینها در محیطشان، در آن فرهنگشان اینها افراد با شخصیتی هستند، افراد دارای فرهنگ خاصّی هستند و خصوصیات اخلاقی آنها كه در آن فرهنگ رشد كردند و لازم هم نیست حتماً این فرهنگ، فرهنگ فرض بكنید كه فاسدی باشد، حالا فرض كنید كه پدرش شاه است و شاهان ساسانی و اینها، اما این كه آن محیطی كه دختر در آن محیط رشد كرده چه بسا دانشی آموخته و دارای نفسی شده، دارای نفس با مناعتی شده است، دارای یك شخصیتی پیش خودش و پیش اقران خودش و دارای یك موقعیت خاصّی شده است، اسلام نباید این مسأله را با افراد دیگر یكسان بگیرد. واقعیت هم همین است؛ یعنی اگر ما الآن فرض بكنید كه یك فردی كه دارای یك مُكنتی بوده است، دارای یك وضعی بوده است و این الآن به بعضی از مسائل مبتلا شده است، ما نگاهمان به او با نگاه نسبت به سایر افراد فرق نمی‌كند؟ یك احترام دیگری قائل هستیم و این از دقایق كیفیت تربیتی و نظام تربیتی اسلام است. یعنی اسلام می‌خواهد این را بگوید كه: ما در زوایای روحی و نفسی افراد هم حساب باز كردیم. مسأله فقط یك مسأله ظاهر نیست. یعنی از همین نقطه، حتّی از همین نقطه هم برای جلب آنها و برای جذب آنها نسبت به معارف .... وقتی كه یك شخصی احساس بكند كه الآن در یك جا مورد احترام هست، البتّه این طور نیست كه در همه موارد هم باشد، این تشخیص یك مقداری با خود انسان است امّا در بعضی از موارد هم ما می‌بنییم به لحاظ دیگر، قِسم دیگری برخورد شده است و به نحو دیگری مسأله انجام شده است چون در آنجا ملاك تغییر پیدا كرده و موقعیت تغییر پیدا كرده. فرض كنید كه در جنگ بدر، در آنجا مسلمین بسیاری از كفّار را اسیر كردند كه در میان آن كفّار یكی عبّاس بود. عبّاس عموی خود پیغمبر بود، عبّاس عموی رسول خدا بود دیگر و همه اینها را بسته بودند كه فرار نكنند در یك جا و پیغمبر نیامد كه بگوید: عبّاس عموی من است و صاحب قبیله و صاحب عشیره و او را باز كنید و او را راحت بگذارید. نه، این ملاك در اینجا رعایت نمی‌شود، در اینجا باید قضیه هم‌سویی و هم‌سانی در اینجا رعایت بشود كه تا نگویند اسلام در اینجا آمده فرض كنید كه مسأله طبقاتی را و قوم و خویشاوندی را در اینجا مطرح كرده است و باعث شده كه افراد با هم اختلاف داشته باشند. نه، مردم دیدند رسول خدا ناراحت است، شب نمی‌خوابد. آمدند گفتند: یا رسول خدا! چرا شب نمی‌خوابی؟! شب بعد از این قضیه حضرت فرمود: می‌بینیم صدای ناله عمویم عبّاس را كه ناراحتی و گرفتاری و در بند بودن او را اذیت كرده است. آمدند به رسول خدا گفتند: اجازه بدهید ما ایشان را باز می‌كنیم. حضرت فرمودند: اگر این را باز می‌كنید همه را باید باز كنید. ببینید! اینجا مسأله دیگر مسأله راحتی و راحت طلبی است، اینجا قضیه تفاوت می‌كند. اسلام یك دین خشك نیست، یك دین تعصّبی و یك‌دنده و بدون قانون و بدون چیز نیست. یك دین با فرهنگ است، یك دین مثقّف است، با ثقافة است، با فرهنگ است، رعایت مسائل را در هر جا به‌خصوص برای آن مورد می‌كند. اگر می‌خواهید عبّاس را باز كنید باید همه اسرا را باز كنید. بعد گفتند كه: بسیار خوب، ما همه را باز می‌كنیم منتهی یك عده نگهبان دور آنها می‌گذاریم كه آنها فرار نكنند. همه را باز كردند و همه گرفتند خوابیدند و رسول خدا هم گرفت خوابید.

/ 260