بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود
13امیرالمؤمنین اوّل عارف دنیا بود خودش رئیس مسلمین بود دیگر. از پیغمبر بالاتر سراغ داریم؟ پیغمبر، هم قاضی بود هم حاكم بود هم نبی بود و هم رسول بود و هم به او وحی میشد هم خودش در غزوات شركت میكرد، خودش هم در صف اوّل مجاهدین بود، در منزل هم نمینشست مردم را روانه كند، خودش بود، در جنگها شركت میكرد، خود پیغمبر دیگر. هم به او وحی میشد هم .... حالا تیزبینی مرحوم آقا را نگاه كنید. از این قضیه گذشت؛ سال بعد مرحوم آقا میفرمودند: من در یك فاتحهای كه در مسجد ارك طهران، در آنجا تشكیل شد، من در آنجا بودم. مرحوم آقای مطهّری هم آن گوشه نشسته بودند. وقتی مجلس تمام شد ایشان آمدند پیش من و گفتند كه: آقا! فلان شخصی كه بین شما صحبت درگرفت و خلاصه در آن شب، ایشان آمده طهران و من میخواهم یك ملاقاتی شما داشته باشید در منزل ما. ایشان فرمودند: نخیر، من آماده ملاقات با ایشان نیستم. خیلی ایشان ناراحت میشود. یك قدری صبر میكند میگوید: پس ما خدمتتان میرسیم به اتّفاق آن شخص. ایشان فرمودند: نخیر، بنده آماده همچنین ملاقات با چنین فرد نیستم، آماده هم نیستم ایشان را در منزل خودم هم ملاقاتكنم. تعجّب میكند كه بالأخره این چه مسألهای است؟ این به چه وضعی است؟ این چطور میشود باشد؟ هفده سال از این جریان میگذرد. یك شخصی از قول خود مرحوم آقای مطهّری برای من نقل كرد كه گفته بود: الآن میفهمم آقای آسید محمّد حسین چرا آن موقع وقت ملاقات به این نداد. هفده سال بعد. التفات كردید؟ این را میگویند دقّت و دوراندیشی و ذُكاء نسبت به مسائل و حقایق.
مطالبی بود كه میخواستیم خدمتتان عرض كنیم یك قدری مسائل به این طرف و آن طرف رفت. امروز بحمداللَه ما نسبت به این فقره امام صادق علیهالسّلام فقط یك چند باب را گشودیم كه انشااللَه در فرصتهای آتیه نسبت به هر كدام باید به مجالسی بپردازیم.

