بیان معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خود
4علی كلِ حال، مرحوم آقا معتقد بودند بر این كه باید خطیب، خطیبی باشد بسیار خوش بیان، خوش صحبت و عالم، دانشمند و متّقی كه بتواند مخاطبین و مستمعین را در آن لحظات واقعاً ملكوتی نماز جمعه، بتواند رشد بدهد، از نظر فكری، از نظر عقلی و از نظر نفسی و قلبی و در این راستا ایشان میفرمودند: این سخنرانیهایی كه قبل از نماز جمعه گفته میشود، این سخنرانیها صحیح نیست و واقعیتش هم همین است، خود ما هم نماز جمعه میرفتیم، ما میرفتیم فرض كنید كه در نماز جمعه مینشستیم، یك ساعت این سخنران فرض كنید كه قبل از خطبهها میآمد سخنرانی میكرد و آن توان و انرژی و قوّه مستمعین صرف در شنیدن صحبتهای این سخنران میشد. یك ساعت همین طور اینها مینشستند و بعد از یك ساعت دوباره حالا خطیب میآید و آن شروع میكند به صحبت كردن و مسائلی را دوباره مطرح میكند، آنچه كه باید و شاید دیگر مستمعین تاب و توان شنیدن مطالب را ندارند و آن آمادگی باید در ابتدا برای افراد وجود داشته باشد تا بتوانند از كلمات خطیب در نماز جمعه استفاده كنند آن آمادگی دیگر از بین میرود. ما این را در خودمان میدیدیم و این مسأله كاملًا محسوس بود. لذا ایشان میفرمودند كه: سخنرانی قبل از نماز جمعه باید برداشته بشود، به جای او خطیب بیاید با مردم، تازه نفس، با انرژی تازه، با نشاط تازه، بیاید با مردم برخورد كند و مردم ابتدائاً با خطیب روبرو بشوند این خیلی مسأله، مسأله عالی است. یك مرتبه انسان با یك خطیبی روبرو بشود كه مطالب پخته، جمعآوری شده، مطالعه شده، از روی روایات ائمّه علیهمالسّلام فقط، بیاید و مطالب را برای مردم بیان كند و در آن لحظات پرنشاط با این گونه مسائل. حتّی ـ من شاید چندی پیش عرض كردم ـ مرحوم ملّا محمّد تقی مجلسی در شرح مَن لایحضره الفقیه ایشان نسبت به این نكته خیلی عنایت داشته است؛ ایشان میفرمودند: حتّی خطیب خوب است برای القاءِ مسائل اخلاقی در نماز جمعه از اشعار مثنوی استفاده كند، خیلی واقعاً این عالی است. چرا؟ چرا در نماز جمعه نباید یك خطیب با صدای بلند چند شعر بخواند؟ چه اشكالی دارد؟ حالا مگر حتماً خطبههای نماز جمعه باید با شلّاق و با فرض كنید كه چوب و چماق؟ نه، چه اشكالی دارد كه خطیب در نماز جمعه دو تا شوخی هم بكند؟ چه اشكال دارد؟ چه اشكال دارد كه بیاید چند شعر را با صدای بلند اشعار آبدار عرفانی، اشعار آبدار اخلاقی، اینها را بیاید برای مردم بیان كند، مردم را بر سر نشاط بیاورد، چه اشكال دارد، این كه بهتر است تا این كه یك مجلس خشك و مجلس بدون هیچ گونه نشاطی فرض كنید كه برقرار بشود و صرفاً مستمعین و شركت كنندگان به عنوان انجام و اجرای یك تكلیف شرعی شركت كنند؛ این نیست.

