ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی
14من حتّی شنیدم یكی از آقایان در مسجد قائم بودیم، یك شب شب احیاء بود ما رفته بودیم برای احیاء در مسجد قائم. مرحوم آقا در مشهد بودند. ایشان بالای منبر در مسجد قائم به مرحوم آقا اعتراض و اهانت و كنایه و اینها كه: بله، بعضیها ادّعای عرفان میكنند و هی دم از من و من میزنند، من این را گفتم، من آن را گفتم. پس بگویند چه؟ ما گفتیم، ما این را گفتیم؟ من گفتم دیگر، ما به فلان آقا اینحرف را زدیم. التفات میكنید؛ وقتی كه شما خبر از نیت یك همچنین شخصیتی ندارید كه آیا این نیت بر اساس اتّجاه الهی است یا بر اساس خودیت است جناب آقای آخوند! به چه ملاك شرعی شما یك شخصیتی را مورد اتّهام قرار میدهید و یكی از این دو وجه مَحمِل را بر این كیفیت حمل میكنید؟ چرا؟ اصلًا ما میگوییم این جای دارد احتمال است، اصلًا نمیگوییم ایشان اصلًا فقط مقصودشان بیان مسأله است، نه، میگوییم احتمال دارد كه در این مطالب منظور مطرح كردن خود ایشان هم باشد، ما این احتمال را میدهیم، تا وقتی كه برای ما ثابت نشده است تعیین یكی از دو طرف احتمال آیا شرعاً میتوانیم یك مؤمنی را منتسب به یك مسأله خلافی كنیم؟ پس معلوم میشود شما دارید كار خلاف شرع میكنید. مضافاً به اینكه اصلًا سالبه به انتفاء موضوع است. ما این حرف را رفتیم به ایشان زدیم، ایشان هم یك حرفی به ما زدند. این به آن در، چیز نیست كه حالا آدم بیاید روی این مطلب بیاید فرض كنید كه .... اختلافی هست، اختلاف سلیقه است، یك شخص این جور تشخیص میدهد، یك شخص یك جور دیگر تشخیص میدهد. ما كه معصوم نیستیم. آنچه كه معصوم است فقط چهارده نفر بودند و تمام شد و رفت. البتّه چهاردهمین آن فعلًا سایهاش بر سر ما حضرت بقیةاللَه هست. امّا معصوم امام زمان هست و بس، تمام شد. كسی به غیر از امام زمان معصوم نیست. بالا برویم پایین بیاییم جز اینكه خود را و دیگران را به زحمت بیاندازیم هیچ چیزیعاید ما نخواهد شد. پس بهتر است بیاییم خیلی صریحاً اعتراف كنیم. معصوم امام زمان است و بس، تمام شد.

