اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

14٬786
عنوان بصری

حركت حاكم و حكومت در جامعه اسلامي بايد بر اساس محوريت توحيد باشد، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية .... و لا يدبر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – اساس و پايه امور فردی و اجتماعی در حكومت اسلامي بر مبنا و محوريّت توحيد است. 2 – آيت‌اللَه خميني: اگر روزي یکی از مسؤلين احساس كند كه در منصب او فردي وجود دارد كه بهتر از او مي‌تواند تصدّي منصب كند شرعاً اين شخص بايد جاي خود را به او دهد. 3 – نامه‌هايي كه مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو به افراد مختلف مي‌نوشتند همه بر اساس محوريّت توحيد در امور بوده است. 4 – نامه مرحوم علّامه طهراني به مرحوم ميلاني حاوي مطالبي بس ارزنده نسبت به شرایط حاكم و حكومت اسلامي مي‌باشد. 5 – مرحوم علّامه طهراني فرمودند: بين الطلوعين براي افرادي كه بيدار باشند وقت افاضه بركات الهي و نزول انوار ملكوتي و علوم و اسرار الهي است. 6 – در جامعۀ اسلامي لباس همه افراد جامعه بايد متّحدالشّكل باشد. 7 – پوشش زن به اينست كه خود را به نحوي متلبّس كند كه حجم بدن او و خصوصيّات او را از ديد نامحرم محفوظ نگه دارد و البته اين امر اختصاص به چادر ندارد. 8 – بهترين لباس براي مردان لباسي است كه خداوند آنرا اختيار كرده است كه همان عمامه و رداء مي‌باشد. 9 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: از نقطه نظر شرع و مباني دين بين افراد جامعه از روحاني و غير روحاني در تحقيق مباني حكومت اسلامي هيچ فرقي وجود ندارد. 10 – از آنجا كه تمام تكاليف الهی بر اساس انطباق با فطرت انسانها مي‌باشد اتّجاه و سير حكوت در جامعه اسلامي بايد بر اساس اين سرماية الهي باشد. 11 – وصيّت اميرالمؤمنين عليه السلام به امام حسن مجتبي در حاضرين از جمله معجزات حضرت مي‌باشد و مطالعة آن بر همۀ افراد لازم مي‌باشد. 12 – توضيحي راجع به معناي فطرت اوّلي و ثانوی

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

توضیحات:

حركت حاكم و حكومت در جامعه اسلامي بايد بر اساس محوريت توحيد باشد، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية .... و لا يدبر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – اساس و پايه امور فردی و اجتماعی در حكومت اسلامي بر مبنا و محوريّت توحيد است. 2 – آيت‌اللَه خميني: اگر روزي یکی از مسؤلين احساس كند كه در منصب او فردي وجود دارد كه بهتر از او مي‌تواند تصدّي منصب كند شرعاً اين شخص بايد جاي خود را به او دهد. 3 – نامه‌هايي كه مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو به افراد مختلف مي‌نوشتند همه بر اساس محوريّت توحيد در امور بوده است. 4 – نامه مرحوم علّامه طهراني به مرحوم ميلاني حاوي مطالبي بس ارزنده نسبت به شرایط حاكم و حكومت اسلامي مي‌باشد. 5 – مرحوم علّامه طهراني فرمودند: بين الطلوعين براي افرادي كه بيدار باشند وقت افاضه بركات الهي و نزول انوار ملكوتي و علوم و اسرار الهي است. 6 – در جامعۀ اسلامي لباس همه افراد جامعه بايد متّحدالشّكل باشد. 7 – پوشش زن به اينست كه خود را به نحوي متلبّس كند كه حجم بدن او و خصوصيّات او را از ديد نامحرم محفوظ نگه دارد و البته اين امر اختصاص به چادر ندارد. 8 – بهترين لباس براي مردان لباسي است كه خداوند آنرا اختيار كرده است كه همان عمامه و رداء مي‌باشد. 9 – مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: از نقطه نظر شرع و مباني دين بين افراد جامعه از روحاني و غير روحاني در تحقيق مباني حكومت اسلامي هيچ فرقي وجود ندارد. 10 – از آنجا كه تمام تكاليف الهی بر اساس انطباق با فطرت انسانها مي‌باشد اتّجاه و سير حكوت در جامعه اسلامي بايد بر اساس اين سرماية الهي باشد. 11 – وصيّت اميرالمؤمنين عليه السلام به امام حسن مجتبي در حاضرين از جمله معجزات حضرت مي‌باشد و مطالعة آن بر همۀ افراد لازم مي‌باشد. 12 – توضيحي راجع به معناي فطرت اوّلي و ثانوی

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

8
  • اگر مسأله به نیت و به هدف شخص برمی‌گردد كه دیگر در آن جا مطلب فرق می‌كند. همان طوری كه نیات پاك و ناپاك در یك قشر وجود دارد، آن نیات پاك و غیرپاك در سایر اقشار هم ممكن است وجود داشته باشد، این نمی‌شود باشد. روی این مسأله تنها محوریتی كه مرحوم آقا در مجالس خودشان و اقدام‌های خودشان و جریان فعّالیتهای سیاسی خودشان در سَنوات چهل و دو و اینها داشتند، آن نكته مهمّ و اساسی كه بر آن نكته تكیه می‌كردند مسأله، مسأله توحید بود. در آن جا می‌فرمودند كه: از نقطه نظر شارع و از جهت مبانی دین بین افراد جامعه در تحقیق مبانی حكومت اسلامی دیگر فرقی نیست. دیگر احترام خاصّ برای یك عدّه قائل شدن دون افراد دیگر در آن جا مطرح نیست. همه افراد یكسان هستند. چرا این طور است؟ به جهت اینكه آن پدیده الهی و آن سرمایه‌ای را كه خداوند به افراد برای رشد و برای تكاملشان داده است آن پدیده و آن سرمایه كه سرمایه فطرت است در همه افراد وجود دارد و بر اساس آن سرمایه و آن پدیده است كه خداوند تك تك افراد را مورد خطاب تكلیف قرار می‌دهد. بر اساس همین فطرت‌است كه خدا پیغمبر اكرم را خطاب تكلیف به او می‌كند، امیرالمؤمنین را خطاب تكلیف می‌كند، سلمان را خطاب تكلیف می‌كند، ابوسفیان را خطاب تكلیف می‌كند، معاویه و یزید را خطاب تكلیف می‌كند. چرا خطاب تكلیف می‌كند؟ چون در همین معاویه و در همین یزید كه قاتل سیدالشّهدا است این سرمایه وجود دارد. اگر وجود نداشت آنها هم مانند بهائم بودند و آنان تكلیف نداشتند. این فطرت و این سرمایه، سرمایه‌ای است كه بالسّویه بین همه افراد تقسیم شده؛ از عالی و دانی از این سرمایه و موهبت الهی برخوردار هستند، از عالم و جاهل از این سرمایه برخوردار هستند، از ثروتمند و فقیر از این سرمایه برخوردار هستند و چون خطاب تكلیف در جامعه بر اساس فطرت و بر اساس این سرمایه الهی است پس بنابراین آن نكته مهم در اتّجاه حركت جامعه، آن نكته مهم عبارت است از فطرت. لذا قرآن بر فطرت نازل شده است نه بر ظواهر. قرآن بر فطرت تك تك افراد نازل می‌شود. كلمات رسول خدا و ائمّه اطهار به فطرت تك تك ما برمی‌گردد. كلمات الهی با فطرت یكایك ما سر و كار دارد. قرآن همان طوری كه بر رسول خدا نازل شد، قرآن بر من نازل شده است، بر شما نازل شده، بر تك تك این افراد نازل شده. اگر فقط بر رسول خدا بود چرا من قرآن بخوانم؟ چه استفاده‌ای من می‌برم؟

/