توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
16یكی از دوستان میگفت: مدّتها این در ذهن من بود و مرا ناراحت میكرد اهل معنا و اهل مشاهدات است كه چرا ایشان باید فرض كنید كه اینجا دفن بشوند؟ میگفت: یك روز رفتم سر مزار ایشان و خلاصه خیلی از ایشان گله كردم كه اولًا جائی است كه ما نمیتوانیم اینجا بیائیم، چون بالأخره مدخل ورودیخانمهاست و خوب طبعاً خود ما هم هر وقت مشهد میرویم در بسیاری از موارد شاید حدود هشتاد درصد، نود درصد من از دور فاتحه میخوانم. چرا مزاحم بشویم؟ هستند آنجا مستفیض میشوند. ما دیگر مانع نشویم، از دور یك فاتحهای میخوانیم و میرویم. بله، در بعضی از اوقات كه كسی نیست میرویم، مینشینیم آن جا و یك چند دقیقهای هستیم. خوب چرا این طور است و چرا پائین پا و چرا در صحن و بالأخره اینجا سرما دارد، نمیدانم گرما دارد، نمیدانم موانعی وجود دارد، از این مطالب در ذهنش میآمد، میگفت در همان حال ایشان به من فرمودند گفتم اهل معناست كه تو چه داری میگویی، اصلًا چه داری میگویی، اصلًا در چه فكری هستی، اصلًا در چه تخیلی هستی، من خودم خواستم كه در اینجا باشم، مگر مسأله دست شخص یا كس دیگر است. در آن روزی كه ایشان قرار بود دفن بشوند، تمام مواردی را كه در خود حرم بود، چند مورد برای ما شمردند كه این ور و تمام این موارد را ما بر خلاف رضای ایشان دیدیم و قبول نكردیم و فقط گفتند یك جا هست، گفتیم بسیار خوب، همین جا باشد، التفات میكنید، نباید انسان از اصول تخطّی كند، در مبانی نباید انسان تخطّی كند، حالا هر جا میخواهد باشد. پدر ما هر جا كه میخواهد باشد، افتخار پدر ما به این است كه زوّار بیایند از روی قبر او عبور كنند به زیارت علی بن موسی الرضا بروند و این افتخار ماست، این مسأله برای ما و برای شخص من فقط امام علی بن موسی الرضا مطرح است نهكس دیگر. این را بدانید آن چه كه برای یك شیعه باید مطرح باشد فقط چهارده معصوم است. هیچ كس دیگر در قلمرو معرفتی انسان نمیتواند داخل بشود، اگر هم كسی هست باید كسی باشد كه خود را در حیطه ولایت آن حضرت قرار بدهد، آن وقت آن موقع دیگر میتواند ارزش پیدا بكند. اصل امام است، اصل فقط علی بن موسی الرّضاست و بس، هیچ امر دیگری! اینی كه من دارم خدمتتان عرض میكنم به این محكم و به این پافشاری چون مأمور هستم این طور بگویم، هیچ مسأله دیگری، این را شما بدانید در آن چه كه در مخیله من میگذرد و در مطالبی كه خدمت دوستان عرضه میكنم، هیچ مسألهای مادون امام علیهالسّلام نمیتواند بگنجد، هیچ قضیهای، فقط همین. خود ایشان هم در اشعارشان هم دارد:

