
توحید، شعار مكتب اسلام
شعار مكتب اسلام توحيد ميباشد، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 يكي از مسائل بسيار مهم در حكومت های الهي مسأله شعار ميباشد 2 شعار در مكتب انبياء الهي و اسلام شعار اللَه اكبر و توحيد در همۀ مراتب آن ميباشد 3 تفسير فرمايش پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله: بُعثت لِأتمم مكارم الاخلاق 4 ذكر نام برخي از علماء طراز اول كه با مرحوم علّامه طهراني در وقايع و قضاياي سنة چهل و دو همكاري داشتند 5 يكي از عوامل بسيار مهّم در كيفيت نگرش بيگانگان نسبت به جمهوري اسلامي نحوۀ تعامل و برخورد علماء با يكديگر در گذشته بوده است 6 در هر مكتبي محوريّت حركت آن مكتب با شعارهايي كه ميدهد بايد تطبيق و همخواني داشته باشد 7 ذكر برخي از شعارها و اهداف مكاتب الهي 8 جامعه اسلامي بايد به گونهاي امكانات را براي افراد فراهم كند كه ايشان هيچ رادع و مانعي براي به فعليّت درآوردن همۀ استعدادها و قابليّتهاي خود احساس نكنند 9 شعار اللَه اكبر اشاره به مرتبهاي بالاتر از حقيقت فناء در ذات الهي دارد وآن جامعيّت بين دو جنبۀ وحدت و كثرت و بقاء كامل در همة مراتب وجودی ميباشد 10 تحقّق معناي حقيقي توحيد و اللَه اكبردر وجود انسان به واسطۀ نماز صورت ميگيرد 11 مقايسهاي ميان ديدگاه و نگرش امير المؤمنين عليه السلام و خليفه ثاني درارتباط با جايگاه نماز 12 جايگزيني عبارت الصلوة خير من النوم بجاي حيَّ علي خیر العمل نشان از تقابل و تعارض ديدگاه خليفۀ ثاني با نگرش و ديدگاه پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم دارد 13 در مكتب اسلام ارزش و واقعيّت انسان به روح و باطن او ميباشد نه بدن عنصري و مادّي او 14 ارزش و كمال انسان در رسيدن به حقيقت عبوديت ميباشد و وصول به حقيقت عبوديت در سايه نماز و توجّه به پروردگار محقّق ميشود
توحید، شعار مكتب اسلام
توضیحات:
شعار مكتب اسلام توحيد ميباشد، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 يكي از مسائل بسيار مهم در حكومت های الهي مسأله شعار ميباشد 2 شعار در مكتب انبياء الهي و اسلام شعار اللَه اكبر و توحيد در همۀ مراتب آن ميباشد 3 تفسير فرمايش پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله: بُعثت لِأتمم مكارم الاخلاق 4 ذكر نام برخي از علماء طراز اول كه با مرحوم علّامه طهراني در وقايع و قضاياي سنة چهل و دو همكاري داشتند 5 يكي از عوامل بسيار مهّم در كيفيت نگرش بيگانگان نسبت به جمهوري اسلامي نحوۀ تعامل و برخورد علماء با يكديگر در گذشته بوده است 6 در هر مكتبي محوريّت حركت آن مكتب با شعارهايي كه ميدهد بايد تطبيق و همخواني داشته باشد 7 ذكر برخي از شعارها و اهداف مكاتب الهي 8 جامعه اسلامي بايد به گونهاي امكانات را براي افراد فراهم كند كه ايشان هيچ رادع و مانعي براي به فعليّت درآوردن همۀ استعدادها و قابليّتهاي خود احساس نكنند 9 شعار اللَه اكبر اشاره به مرتبهاي بالاتر از حقيقت فناء در ذات الهي دارد وآن جامعيّت بين دو جنبۀ وحدت و كثرت و بقاء كامل در همة مراتب وجودی ميباشد 10 تحقّق معناي حقيقي توحيد و اللَه اكبردر وجود انسان به واسطۀ نماز صورت ميگيرد 11 مقايسهاي ميان ديدگاه و نگرش امير المؤمنين عليه السلام و خليفه ثاني درارتباط با جايگاه نماز 12 جايگزيني عبارت الصلوة خير من النوم بجاي حيَّ علي خیر العمل نشان از تقابل و تعارض ديدگاه خليفۀ ثاني با نگرش و ديدگاه پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم دارد 13 در مكتب اسلام ارزش و واقعيّت انسان به روح و باطن او ميباشد نه بدن عنصري و مادّي او 14 ارزش و كمال انسان در رسيدن به حقيقت عبوديت ميباشد و وصول به حقيقت عبوديت در سايه نماز و توجّه به پروردگار محقّق ميشود
توحید، شعار مكتب اسلام
10عبارتی كه مرحوم آقا در اینجا داشتند این بود ایشان در اینجا میفرمودند: وقتی كه به اینجا میرسیدند كاملًا شما به طرز تفكّر دو جریان اطّلاع پیدا میكنید یك جریان جریانی است كه واقعاً حقیقت مطلب و حقیقت مسأله را یافته است و دارد تبلیغ میكند آن جریان چیست؟ جریان مكتب الهی كه مكتب رسول اكرم و ائمّه علیهمالسّلام است، چهارده معصوم، و براساس یافتن آن حقایق روشن در ضمیر خود دارند عین آن مطالب را به افراد هم عرضه میدارند. دارند تبلیغ میكنند: الصّلوةُ خَيرُ مُوضُوعٍ ان قُبلت قُبلَ ما سِواها وَ ان رُدّت رُد ما سِواها این كلام، كلام كیست؟ كلام عمر است یا كلام امام صادق علیهالسّلام است؟ این كلام كلام ابوبكر است كه الآن فرض كنید كه اكثریت جمعیت مسلمین دارند دنبال این طرز تفكّر میروند، یا كلام معصوم علیهالسّلام است؟
باید این كلام را با طلا، طلا چیست، اصلًا با طلا مقایسه كردن اهانت به كلام است، فقط از باب یك مسأله متعارف است. باید انسان این كلام را مدّ نظر قرار بدهد كه این مكتب الهی كه آمده است و نماز را آمده به عنوان شعار معرّفی كرده، چه مقصودی داشته، این مكتب میخواهد این را بگوید: ای انسان آن حقیقت تو فقط این ظاهر تو نیست، حقیقت تو عبارت از روح توست، و روح تو و نفس توست كه پاینده است، این ظاهر دو روز دیگر خاك میشود، دو روز دیگر از بین میرود، این شهدایی كه میآورند و تشییع میكنند، این شهدا چه چیز آنها را میآورند؟ یكمشت استخوانشان را میآورند دیگر. حتّی استخوانشان را هم نمیآورند، یك چیز مختصری اینها به عنوان فرض كنید كه سنبلی از همان باصطلاح شخصی كه وجود داشته. آن حقیقت شهید است كه پاینده است، نه این یك كیلو استخوانی كه الآن دارد تشییع میشود. كجا بود آن هشتاد كیلو و نود كیلو وزن هفتاد كیلو؟، كجا بود آن قدّ رعنا؟، كجا بود آن صورت زیبا؟، كجا بود آن مسائلی كه قبلًا بود؟، تمام آنها از بین رفت. آنچه كه فعلًا باقی مانده است و به آن شهید دارد الآن ارزش میدهد، آن یك كیلو استخوانش نیست كه دارد تشییع میشود. آن عبارت از روح اوست كه با آن هدف عالی و هدف والایی كه داشته الآن در آنجا آن سعادت را برای خودش خریده. (أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ)1 شامل حال آنهاست.
- ١- سوره يونس (١٠) آيه ٦٢
