
نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
كيفيت نظام تربيتي انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود، شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً، 1 مقصود و منظور از خلقت انسان رسيدن به فعليت تامه و وصول به غايات و كمالاتي است كه بر خلقت بشر مترتب ميشود 2 همة امور و اتفاقاتي كه در طول زندگي انسان براي او در راستاي تقدير و مشيت الهي اتفاق ميافتد براي رساندن انسان به غايت و كمال مطلوب او الزامي ميباشد 3 چرا خداوند متعال زندگي افراد و انسانها را در طول حيات بر اساس گشايش و صحّت و رسيدن به همۀ آمال و آرزوها قرار نداده است 4 مقصود حافظ شيراز از باده در شعر: بريز باده كه قسّام صنع قسمت كرد... كمالات و جذبات و افاضات پروردگار ميباشد 5 آنچه افراد نسبت به آن در عالم آخرت مورد سؤال واقع ميشوند ميزان معرفت ايشان نسبت به حقيقت مقام امام عليه السلام ميباشد نه اطّلاع بر امور غيبي 6 شدت عذاب قبر علي بن ابي حمزه بطائني به واسطه انكار امامت علي بن موسي الرضا عليه السلام 7 خداوند متعال براي هر فرد از افراد بشر بر طبق مقتضيات نفساني او مسائل و قضايايي را قرار داده است كه در صورت توجه و عبرتگيري از آنها قادر به رسيدن به كمال مطلوب خواهد بود. 8 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: هيچگاه امراض موجب ارتقاء روحي افراد نخواهد شد بلكه موجب سبكي خطاها و گناهان ایشان ميشود 9 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه چرا خداوند اولياء كُمَّل خود را مبتلا به بلايا و مصائب سخت ميكند 10 تفسير آيه 12 سوره مباركۀ هود: فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ... 11 نظام تربيتي عالم وجود بر اساس فراز و نشيب وضیق و گشايش و شكست و پيروزي ميباشد 12 يكي از مسائل مهم اعتقادي در حكومت اسلامي عدم توجيه هدف به واسطۀ وسيله ميباشد
نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
5حافظ میگوید بابا بلند شو این حرفها را بگذار كنار:
بنوش باده كه قسّام صنع قسمت كرد *** ... بخواهیم نخواهیم در ازل برای ما یك پرونده درست كرده بودند. تو این پرونده مرض بود، روز فلان، ساعت فلان، سلامتی هم بود. تو این پرونده، نوش بود یا نیش بود، نوش هم در این پرونده بود، در این پرونده موت و حیات هم بود، در این پرونده تضییق و مضیقه اقتصادی بود، در این پرونده گشایش هم بود و سهولت هم بود، در این پرونده خنده بود، در این پرونده گریه بود، همه اینها را در این پروندهها یادداشت كردند. حالا كه این دارد به دنیا میآید، یكی یكی پروندهها ورق میخورد، ورق اوّل آمد خوب گذشت، الحمدلل ه، حالا ببینیم ورق فردا چه میخواهد؟ فردا هم آمد و گذشت، دارد میآید. حالا ببینیم پس فردا چه ورق میخورد؟ شما از ورقههایی كه برای فردا و پس فردا است، خبر دارید؟ نه، ما هیچی خبر نداریم كه فردا چه میخواهد به سرمان بیاید؟ چه میخواهد انجام بشود، چه قضیهای میخواهد اتّفاق بیفتد. خبر كه نداریم، اگر خبر پیدا بكنیم هم درست نیست، صحیح نیست، چون در این خبرها گاهی خوشی است، گاهی ناراحتی است.
یك شخصی نقل میكرد میگفت: من مدّتی برایم خود به خود این حال پیش آمده بود كه حوادث را میدیدم، فردا میدیدم و پس فردا را میدیدم، هفته آینده را میدیدم، همینطور میدیدم تا یك سال دیگر، دو سال دیگر با خصوصیاتش. دیدم این كه نشد زندگی، خوب این هم فردا مریض میشود، آن یكی پس فردا میمیرد، آن یكی زاییده میشود، آن یكی فرض بكنید كه من باب مثال از دنیا میرود، یكی به درد سر میافتد، هیچی، همهاش هم خوشی نبود. توی این ورقها، تو این پروندهها خوشی نبود، این موقع نماز دارد وقت ما را میگیرد، موقع خواب دارد میگیرد، ای داد بیداد فردا دخل فلانی میآید، ایداد بیداد هفته دیگر ترتیب فلان كس داده میشود. ای داد بیداد، همین طور از این مسائل. گفت: رفتم خدمت مرحوم آقا رضوان الل ه علیه شرح حالم را گفتم. آقا قضیه این است، فكرم را گرفته، ایشان فرمودند: نه، این حال خوبی نیست. تا آقا گفتند: خوب نیست، آن هم رفت، دیگر راحت شدیم.
