لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
16تمثیلی لطیف برای ستر جمیل پروردگار
امّا اگر انسان بخواهد آنها را مستور کند بِشَیءٍ جَمیلٍ، چهکار میکند؟ روی این آجر یک کاهگل میمالد، روی کاهگل گچ میمالد، بعد میآید سراغ [رنگکار] و میگوید: آقا بیا این را رنگ کن! آن هم ـ خدا پناه بدهد به آن کسانی که مبتلا بشوند؛ اینجا دیگر ظهور حلم پروردگار است! ـ دیگر اوضاع را دست میگیرد و بعد از دو ماه دیگر پس میدهد! اوّل رنگ میزند، زیر را روغن میزند، آستر میکند، سمباده میکشد، رویه میکشد، آستر میکند، ماستیک میکند، یک روز میرود، یک روز میآید؛ آنوقت این میشود ستر جمیل، نیکو! انسان اتاق را نگاه میکند میبیند عجیب رنگی زده، اصلاً صورت انسان در این رنگ مشهود است. و کراهت دارد انسان در موقعی که میخواهد نماز بخواند آینه جلوی خودش بگذارد،1 آنوقت این دیوارهایی که ایشان به این لطافت آن را رنگ کند، انسان چهقِسم در آن نماز بخواند؟! خُب عکس انسان میافتد در این دیوار، اینقدر قشنگ بشود، اینقدر زیبا میشود! خدایا! میخواهم گناهان مرا بیامرزی، امّا اینطور! اینقدر جمیل کنی، اینقدر عالی کنی، اینقدر پودر بزنی، اینقدر زیبا بپوشانی که این جمال برود داخل، داخل، داخل، داخل، آن باطن را جمیل کند؛ اینقدر این رنگ عالی شده که رفته داخل دیوار و گچ و آهک و همۀ اینها را برداشته، رنگ رفته به بافت دیوار رسیده است؛ اگر از دیوار بپرسید: تو چه هستی؟ میگوید: به برکت دست [رنگکار]، من جمال صرفم!
خدایا، اینطوری میخواهم تو گناه من را برداری! امّا آن کثافات در باطن باشد، عین یک کپسولی روی آن بپوشانی، این فایده ندارد؛ آنطوری باید مرا درست کنی!
تعریف بنده از پروردگار به طمع قبولی تقاضا
این همه دارم تعریفت میکنم، سلام ما که بیطمع نیست! خدایا چنینی، چنانی، کرمی و... ، برای این است که تقاضای ما را قبول کنی و الاّ ما دیوانه نیستیم بلند بشویم بیاییم اینجا شب ماه رمضان بنشینیم و بگوییم چنین و چنان و چنان! ما بیادبیم و این چیزها را از تو میخواهیم! البته از خودمان میگوییم ـ أستغفرُاللَه ـ، حضرت سجّاد که اینطور بیان نمیکند!!
- وسائل الشیعة، ج ٥، ص ١٧٠ ـ ١٧٤.

