اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه

0

لقاء ذات حق، آرزوی عظیم و گران‌قدر سالکین. آرزوی لقاءاللَه از جانب خداست و اعمال زشت از جانب ما. استجلاب همۀ گناهان توسّط سوء ظنّ به خدا و از بین رفتن همۀ گناهان توسّط حسن ظنّ به پروردگار. تطهیر گناه در هر مرتبه و کیفیّت به سبب رسیدن به توحید. برتری کرم الهی از گناهان، و عظمت حلم خداوند. معنای تقصیر در گناهان. خداوند، تنها پناهگاه گناهکاران از گناه. فرار از گناه، فرار از خدا به خدا!. امید به وعدۀ خداوند در باب عفو امیدواران، برترین سرمایۀ انسان. شهادت اعضاء و جوارح انسان در روز قیامت. علّت اساسی تنازل انسان به درکات جهنّم و دوری از خداوند. گناهان عامل اصلی سوء ظنّ باللَه. پستی بندگان و گذشت خداوند به فضل خویش. پردۀ خداوند، پوشانندۀ گناهان انسان. ستّاریت عجیب خداوند و پرده‌دری مردم نسبت به همدیگر. جهنّم و غضب الهی، عقوبت افشاکنندگان گناه مردم. عدل، تقوا و مردانگی امیرالمؤمنین عامل سوء استفادۀ دشمنان حضرت. عدم تعجیل خداوند به عقوبت گناهکاران. فضیلت همراهی حلم با علم در خداوند و در متّقین. معنای لطیف و زیبای امتزاج حلم با علم. اطّلاع خداوند از دل‌ها و چشمان خائن!. عفو از روی قدرت، بهترین مصادیق عفو. عفو زیبای الهی، عامل ستایش بندگان. حلم پروردگار، عامل تجرّی بندگان بر معصیت. ستّاریت پروردگار، عامل کمیِ حیاء نسبت به او. رحمت واسعه و عظمت عفو پروردگار، علّت شتاب بندگان بر گناه. درخواست‌های بنده از پروردگار بعد از تعریف و تمجید او. تمثیلی لطیف برای ستر جمیل پروردگار. تعریف بنده از پروردگار به طمع قبولی تقاضا. تبیین معنای ستر جمیل پروردگار. وجود تقاضای مطلبی در انسان، دالّ بر موجود بودن آن مطلب. خدایا مرا نجات بده به کرمت!. خدایا مرا خلاص کن به رحمتت!.

لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه

7
  • گناهان عامل اصلی سوء ظنّ باللَه

  • پس گناهان موجب سوء ظنّ باللَه می‌شود و آنچه انسان را در میان آتش می‌افکند، سوء ظنّ به خداست! پس بنابراین اگر سوء ظنّ به خدا انسان را در آتش می‌افکند، ضدّش که حسن ظنّ به خداست، منجی است دیگر! پس اگر انسان حسن ظنّ به خدا داشته باشد، خود حسن ظنّ به خدا موجب تکفیر گناهان و آمرزش سیّئات انسان می‌شود.

  • بر همین اصل است که خداوند علیّ‌أعلیٰ وعده داده است و بر خود عهد کرده است که درگذرد از آن افرادی که حسن ظنّ به خدا دارند!

  • لذا حضرت در اینجا از این فقره خوب استفاده می‌کنند: «مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدتَ مِنَ الصَّفحِ عَمَّن أحسَنَ بِکَ ظَنًّا؛» من متنجّزم، این مطلب را قرص گرفتم؛ کدام مطلب؟ این وعده‌ای را که تو داده‌ای که: کسانی که به تو حسن ظنّ داشته باشند تو از گناهان آنها اغماض می‌کنی و از معاصی آنها درمی‌گذری!

  • پستی بندگان و گذشت خداوند به فضل خویش

  • و ما أنا یا رَبِّ و ما خَطَری؟!

  • «خدایا! من چه کسی هستم؟!»

  • ما، مای نافیه نیست، مای استفهامیّه است: «ما أنا؛ من چیم؟!» باید بگوید: «من أنا: من کیم؟!» امّا این‌قدر خود را کوچک، کوچک، کوچک قلمداد می‌کند که دیگر در این مقامِ تذلّل نمی‌خواهد اسم انسان عاقل را روی خود بگذارد و به «ما» که موصول است و برای غیر ذوی‌العقول،1 تعبیر می‌کند می‌گوید: من چیم ای خدا؟

  • «و ما خَطَری؟! عظمت من چیست؟! بزرگی من چیست؟! اهمیّت من چیست؟! من چیم؟!»

  • هَبْنی بِفَضلِکَ؛

  • «تو مرا به من نبخش، مرا به فضل خودت ببخش!»

  • نه اینکه به من نگاه کنی و ببینی در من یک چیزی هست، یک خوبی هست، یک کمالی هست، روی آن جهت مرا ببخشی؛ نه، هیچ نیست! این‌قدر هیچ نیست که از درجۀ انسانیّت بیا پایین‌تر، اصلاً من جزو ذوی‌العقول نیستم تا به عنوان آمرزش گناهِ یک انسان، تو مرا بیامرزی! چون می‌گوید: «ما أنا؟! من چیم؟!» «هَبْنی بِفَضلِکَ؛ به من ببخش به فضل خودت!»

    1. در زبان عربی معمولاً برای موجوداتی که از نیروی عقل بهره‌مند هستند مانند انسان، از اسم موصول «مَن» به معنای «کسی که» استفاده می‌شود؛ و برای موجودات فاقد قوّۀ عقل و تمییز مانند اشیاء، از اسم موصول «ما» به معنی «چیزی که» استفاده می‌شود. (محقّق)