اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى‏: مشورت در امور و التزام به تعهدات‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری

مشورت در امور و التزام به تعهدات دو اصل مهم در حكومت اسلامي مي‌باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 يكي از مهم‌ترين واجبات اخلاقي در مكتب عرفان مسأله تعهد و التزام مي‌باشد 2 ذكر توضيحي راجع به اقسام تعهد 3 دستورات مرحوم علّامه طهراني به شخصي كه برخلاف آنچه تعهد كرده بود عمل كرد 4 انتشار مطالب كذب و خلاف واقع توسط يكي از روزنامه‌ها و امتناع از تصحيح مطلب و بيان واقع امر 5 افرادي كه به تعهدات خويش عمل نمي‌كنند دچار حالت نفساني مي‌شوند كه ديگر قدرت حركت به سوي رشد و كمال و عبور از حجب نفساني را نخواهند داشت 6 ملاك و معيار در پذيرش و قبول يك امر تطابق آن با حق و واقع مي باشد نه كثرت و انبوه افراد 7 معاويه با تبليغات شوم و مسموم خويش اميرالمؤمنين عليه السلام را عامل قتل عثمان معرفي مي‌كند در حالي كه تاريخ گواهی بر مخالفت حضرت با قتل عثمان مي‌دهد 8 كلام امام معصوم عليه السلام ميزان و معيار حق مي‌باشد و مخالفت و اجتهاد در قبال آن مخالفت با پروردگار مي‌باشد 9 عواقب سوء عدم اطاعت از دستور اميرالمؤمنين عليه السلام بر نکشتن عثمان 10 پرونده سياه بنی الحسن و ظلم و تعدي ايشان نسبت به ائمه معصومين سلام اللَه عليهم 11 ظلم و تعدي فرزندان عبداللَه محض نسبت به امام صادق عليه السلام 12 با وجود علوّ مقام و منزلت زيد بن علي ، او از دستور امام باقر عليه السلام مبني بر عدم قيام مخالفت كرد

دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى‏: مشورت در امور و التزام به تعهدات‏

11
  • در آن جلسه قبل خدمتتان عرض كردم اگر یك معلمی در سر كلاس به بچه‌های كلاس اول و دوم وقتی كه دارد برف می‌آید بگوید بچه‌ها درس بخوانیم یا الآن برویم توی حیاط و برف بازی كنیم؟! همه می‌گویند: برویم برف بازی. یك نفر نیست، مگر یكی مریض باشد، همه می‌گویند برویم برف بازی! كلاس چند نفر است؟ سی تا، حالا اگر این سی تا بشوند سی هزار تا، باز این سی‌هزار تا می‌گویند برویم برف بازی. اگر این سی‌هزار تا بشوند سی‌میلیون، سی‌میلیون دستشان را بالا می‌كنند كه برویم برف بازی. یك نفر نمی‌گوید كه بایستیم درس بخوانیم، یك نفر نمی‌گوید عمر ما الآن دارد تلف می‌شود. هان، چرا، چون سی میلیون بچه است، سی‌میلیون بزرگ نیست، سی میلیون عاقل نیست، سی میلیون بچه می‌گوید: برویم برف بازی كنیم. كلاس برای چه، چرا الفبا یاد بگیریم، چرا ضرب و جدول و تقسیم یاد بگیریم؟

  • قضیه امام علیه‌السّلام با سایر افراد قضیه معلّم كلاس با اطفال است. معلم نمی‌تواند به حرف اطفال گوش بدهد. اگر گوش بدهد، و این بچه برود برف بازی كند و زمین بخورد و یا حصبه بگیرد و از دنیا برود، فردا نه تنها از این مدرسه اخراج می‌كنند معلم را، بلكه در محكمه هم این معلّم را محكوم می‌كنند تو چكاره‌بودی؟ ما برای چه تو را گذاشتیم اینجا؟ خوب خودشان می‌خواستند، خوب بخواهند، مگر هر كه بخواهد تو باید گوش بدهی؟ پس این عقل تو برای چیست، این تجربه تو برای چیست؟ آنچه را كه بدست آوردی این برای چیست؟ قضیه انسان كامل با افراد مردم هم همین است.

  • انسان كامل به نقطه بینش رسیده، مسائل را از نقطه نظر شهود ارزیابی می‌كند نه از نقطه نظر ظاهر، امروز این این حرف را زد، پس من این كار را بكنم. خوب فردا از حرفش برمی‌گردد. چكار می‌كنی؟ خوب می‌گوید: گفتم. فردا می‌گوید: نمی‌كنم، فردا حرفم را پس گرفتم. براساس این حرف آدم می‌رود جلو، فردا برمی‌گرداند. انسان در یك عمل انجام شده قرار گرفته و دیگر راه برگشت ندارد. این می‌شود انسان غیر كامل، شما می‌دانید كه این فردا برمی‌گردد. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دارد با زبان حال به آن افراد می‌گوید شما كه الآن دارید عثمان را می‌كشید، این معاویه كه الآن حامی عثمان است، فردا برای خلافت خودش می‌آید قیام می‌كند. این را شما نمی‌دانید و من می‌دانم، می‌گوید نه یا علی، نه خیر لشگر را نگاه كن ببین چه خبر است، پنجاه هزار شمشیرزن ما در كنارت هستیم، می‌رویم معاویه را هم چكار می‌كنیم. نود هزار شمشیرزن هستیم می‌رویم معاویه را سرنگون می‌كنیم. بفرمایید، هیجده ماه جنگ صفین طول می‌كشد و بعد به ناكامی امیرالمؤمنین منتهی می‌شود و برمی‌گردد در كوفه، حضرت كه به نتیجه نرسید.