
دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى: مشورت در امور و التزام به تعهدات
مشورت در امور و التزام به تعهدات دو اصل مهم در حكومت اسلامي ميباشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 يكي از مهمترين واجبات اخلاقي در مكتب عرفان مسأله تعهد و التزام ميباشد 2 ذكر توضيحي راجع به اقسام تعهد 3 دستورات مرحوم علّامه طهراني به شخصي كه برخلاف آنچه تعهد كرده بود عمل كرد 4 انتشار مطالب كذب و خلاف واقع توسط يكي از روزنامهها و امتناع از تصحيح مطلب و بيان واقع امر 5 افرادي كه به تعهدات خويش عمل نميكنند دچار حالت نفساني ميشوند كه ديگر قدرت حركت به سوي رشد و كمال و عبور از حجب نفساني را نخواهند داشت 6 ملاك و معيار در پذيرش و قبول يك امر تطابق آن با حق و واقع مي باشد نه كثرت و انبوه افراد 7 معاويه با تبليغات شوم و مسموم خويش اميرالمؤمنين عليه السلام را عامل قتل عثمان معرفي ميكند در حالي كه تاريخ گواهی بر مخالفت حضرت با قتل عثمان ميدهد 8 كلام امام معصوم عليه السلام ميزان و معيار حق ميباشد و مخالفت و اجتهاد در قبال آن مخالفت با پروردگار ميباشد 9 عواقب سوء عدم اطاعت از دستور اميرالمؤمنين عليه السلام بر نکشتن عثمان 10 پرونده سياه بنی الحسن و ظلم و تعدي ايشان نسبت به ائمه معصومين سلام اللَه عليهم 11 ظلم و تعدي فرزندان عبداللَه محض نسبت به امام صادق عليه السلام 12 با وجود علوّ مقام و منزلت زيد بن علي ، او از دستور امام باقر عليه السلام مبني بر عدم قيام مخالفت كرد
دو اصل مهم در مبانى حكومت اسلامى: مشورت در امور و التزام به تعهدات
13بنابراین ملاك و میزان در حكومت اسلام و در اعمال شخصیه ملاك میشود متابعت از حقّ. این میشود ملاك، این ملاك در زمانی كه امام علیهالسّلام وجود دارد خود نفس امام است. وقتی انسان با امام سر و كار دارد ملاك میشود كلام امام. از كلام امام كه بالاتر نداریم. میشود كلام امام، ولی صحبت در این جا این است كه این امام مگر در دسترس همه افراد است؟ امام علیهالسّلام هر جا باشد، ده تا امام كه نداریم، صد تا كه نداریم، امام یك فرد است با یك خصوصیات ظاهر و در یك جا سكنی میگزیند. یا در كوفه است یا در مدینه است یا در مرو است یا در بغداد یا در سامراء جای دیگری كه نیست. خوب بفرمایید ببینیم اگر امامعلیهالسّلام در یك جا باشد، سایر افراد در زمان امام علیهالسّلام در سایر بلاد چه تكلیفی دارند؟ آنها كه به امام دسترسی ندارند، فرض كنید كه اگر دشمنی به یكی از این بلاد در حدود دشمنی حمله میكند، مشكلی برای اینها پیدا میشود، در یك مسأله اجتماعی برای آنها مشكلی پیدا میشود، تا بخواهند بفرستند مدینه و از امام علیهالسّلام استفتاء كنند تمام قضیه خراب شده، همه مطلب از بین رفته، حتی در زمان خود امام علیهالسّلام مگر دسترسی به امام ممكن است؟ حتی در زمان خود رسول خدا مگر دسترسی به رسول خدا ممكن است، رسول خدا در مدینه است، چند فرسخی مدینه دیگر نمیتوانند با رسول خدا ملاقات كنند. افرادی كه در سایر بلاد هستند كه نمیتوانند با رسول خدا ملاقات كنند. رسول خدا و ائمه كه همه دأبشان این نیست كه توی هر قضیهای هر جا بروند و مطلب را ارائه كنند. نه كجا بود یك همچنین مسألهای؟ كی امیرالمؤمنین علیهالسّلام از طرق غیرعادی آمده رفته و مطالب را به افراد بیان كرده؟ نه خیر، از طریق ولایت و این حرفها به جای خودش محفوظ، اما از نظر عادی و از نقطه نظر ظاهری امیرالمؤمنین علیهالسّلام در كوفه بوده، افرادی كه در زمان امیرالمؤمنین در خراسان هستند، در مصر هستند، در یمن هستند، در بصره هستند، در عربستان هستند، در همان زمان چون پایتخت در زمان علی علیهالسّلام كوفه بوده دیگر، كه مركز برای حكومت اسلامی بوده. با وجود امام معصوم علیهالسّلام اگر مشكلی برای افراد در حكومت اسلامی پیدا بشود تكلیف چیست؟ دست توی دست بگذارند و از بین بروند و مفاسد به وجود بیاید چون ما به امام دسترسی نداریم یا نه، چه باید كرد؟ باید مسأله را به شور گذاشت.
