اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام

14٬444
عنوان بصری

موضوع اصل شور و مشورت در حكومت اسلام. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – اصل اولي در زندگي هر انساني متابعت از طريقي است كه آن طريق يا عين واقع باشد يا نزديك به واقع. 2 – باز گذاردن قلب براي ورود هر تخیل و تصوري با سلوك راه خدا منافات داشته و نفس را از مرتبه صعود و كمال به مرتبه پستي و حيوانيت مي‌كشاند. 3 – اميرالمؤمنين عليه السلام اعلم امت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم بوده و بر اساس حكم عقل رجوع به حضرت و پيروي از ايشان بر مسلمين واجب بوده است. 4 – شوراي سقيفه محكوم به بطلان است چرا كه با حكم و منطق عقل در تنافي مي‌باشد. 5 – در صورت عدم دسترسي به امام معصوم عليه السلام عقل حكم به انتخاب راهي مي‌كند كه از نقطه نظر استحكام و اتقان اقرب به واقع باشد. 6 – وظيفه مجتهد جامع الشرائط استخراج و بدست آوردن حكم شرعي مي‌باشد و وظيفه عرف و اهل خبره تشخيص موضوعات احكام شرعي مي‌باشد. 7 – سقط جنين از زمان انعقاد نطفه حرام و آيه و اذا المؤودة سئلت بأيِّ ذنبٍ قُتِلت شامل آن مي‌شود. 8 – تشخيص برخي از موضوعات احكام شرعي امريست بس دشوارو بر عهدۀ فقيه است كه در تشخيص اين موضوعات به افراد متخصص و اهل خبره رجوع كند. 9 – مرگ انسان در صورت قطع علاقه روح با بدن و توقف قلب محقق مي‌شود نه بواسطۀ مرگ مغزي. 10 – علّامه طهراني مي‌فرمودند: علّامه طباطبائي از مرحله خوديت و نفس بيرون آمده است و اخلاق او اخلاق رسول اللَه صلی اللَه علیه وآله وسلم است. 11 – اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر مي‌فرمايند: اي مالك ميان خود و مردم حجابي را قرار مَده. 12 – تفسير آيه 38 سوره مبارکۀشوري: و امرهم شوري بينهم.

حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام

توضیحات:

موضوع اصل شور و مشورت در حكومت اسلام. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – اصل اولي در زندگي هر انساني متابعت از طريقي است كه آن طريق يا عين واقع باشد يا نزديك به واقع. 2 – باز گذاردن قلب براي ورود هر تخیل و تصوري با سلوك راه خدا منافات داشته و نفس را از مرتبه صعود و كمال به مرتبه پستي و حيوانيت مي‌كشاند. 3 – اميرالمؤمنين عليه السلام اعلم امت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم بوده و بر اساس حكم عقل رجوع به حضرت و پيروي از ايشان بر مسلمين واجب بوده است. 4 – شوراي سقيفه محكوم به بطلان است چرا كه با حكم و منطق عقل در تنافي مي‌باشد. 5 – در صورت عدم دسترسي به امام معصوم عليه السلام عقل حكم به انتخاب راهي مي‌كند كه از نقطه نظر استحكام و اتقان اقرب به واقع باشد. 6 – وظيفه مجتهد جامع الشرائط استخراج و بدست آوردن حكم شرعي مي‌باشد و وظيفه عرف و اهل خبره تشخيص موضوعات احكام شرعي مي‌باشد. 7 – سقط جنين از زمان انعقاد نطفه حرام و آيه و اذا المؤودة سئلت بأيِّ ذنبٍ قُتِلت شامل آن مي‌شود. 8 – تشخيص برخي از موضوعات احكام شرعي امريست بس دشوارو بر عهدۀ فقيه است كه در تشخيص اين موضوعات به افراد متخصص و اهل خبره رجوع كند. 9 – مرگ انسان در صورت قطع علاقه روح با بدن و توقف قلب محقق مي‌شود نه بواسطۀ مرگ مغزي. 10 – علّامه طهراني مي‌فرمودند: علّامه طباطبائي از مرحله خوديت و نفس بيرون آمده است و اخلاق او اخلاق رسول اللَه صلی اللَه علیه وآله وسلم است. 11 – اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر مي‌فرمايند: اي مالك ميان خود و مردم حجابي را قرار مَده. 12 – تفسير آيه 38 سوره مبارکۀشوري: و امرهم شوري بينهم.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام

13
  • آیه دیگری داریم كه آن آیه مورد نظر است. آن آیه‌ای است در سوره شوری، ظاهراً آیه سی و چهار. در آنجا خداوند می‌فرماید: راجع به صفات مؤمنین و اوصاف مؤمنین می‌فرماید: (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‌ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ)1 مؤمنین كسانی هستند كه هر ندائی از طرف خدا بلند شود، آنها آن ندا را اجابت می‌كنند. برای خودشان چیزی نمی‌گذارند. اینجا را اطاعت می‌كنیم آنجا را نه، مجالس را می‌رویم امّا وقتی كه جنگ می‌شود نه، شانه خالی می‌كنیم. آنجائی كه به نفع ماست، خوب اقدام می‌كنیم. بله، مستحب است، خیلی هم مستحب است، خیلی خوب است. امّا آنجائی كه به ضررمان است، باید تأمّل كنیم، باید فكر كنیم.

  • (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ)، وقتی خدا یك چیزی را می‌خواهد. وقتی یك حكمی می‌آید. وقتی كه امر و نهیی می‌آید، وقتی درخواستی از طرف خدا و رسول و ائمه علیهم السّلام برای مردم می‌آید. استجابوا، قبول می‌كنند، لبیك می‌گویند، با جان و دل می‌پذیرند. (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‌ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ)2 و نماز را بپا می‌دارند (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‌ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ)3 یعنی ببینید. در كنار اقاموا الصّلوة، به عنوان یك دستور واجبی، و به عنوان یك دستور اصیل اسلامی، (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‌ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) امورشان را به مشورت می‌گذرانند. تك روی و تك سری، نسبت به مسائل، و نسبت به امور ندارند. (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‌ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ)4 این آیه، مسأله شوری را به عنوان یك اصل اجتناب ناپذیر در امور مؤمنین مطرح می‌كند. خوب، امر به چه می‌گویند؟ (وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‌ بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) به حكم شرعی كه امر گفته نمی‌شود. به حكم شرعی، امر گفته نمی‌شود. امر، به موضوعاتی گفته می‌شود، كه آن موضوعات، ارتباط مستقیم با مصالح و با مفاسد اجتماع دارد، می‌گویند امر، می‌گویند: آقا امورت چه طوری‌می‌گذرد؟ امور اجتماع چه طوری است؟ امْر چه طوری است؟ امور چه طوری است؟ اینها چیست؟ اینها مسائلی است كه قوام اجتماع، بر این اساس است.

    1. ١ و ٢ و ٣ و ٤- سوره شورى (٤٢) آيه ٣٨
/ 260