اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

14098
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

15
  • این جریان تعهّد خوب این به چه شكلی هست؟ خوب باید به یك نحوی باشد كه موجب نشود كه آن نظام بهم بریزد و از بین برود. در نظام الهی و در حكومت الهی این قضیه بسیار مهمتر است. امیرالمؤمنین برداشت آن چراغ را برداشت عوض كرد. تا اینها این را شنیدند كه این مربوط به حكومت هست، فهمیدند مسأله از چه قرار است. دمشان را گذاشتند روی كولشان و رفتند. بر علیه امیرالمؤمنین اعلان جهاد دادند. خوب همین جا ما جواب امیرالمؤمنین را می‌فهمیم تو آمدی در حكومت اسلامی دنبال پست و مقام می‌خواهی بگردی؟ این معنای تعهّد است؟ تو نسبت به جریان اسلام، خیلی دقّت كنید! اینجا من می‌خواهم نكته‌ام را بگویم. تو نسبت به جریان اسلام و نسبت به جریان نظام در نفست احساس تعهّد می‌كنی؟ اگر احساس تعهّد می‌كردی پس اگر امیرالمؤمنین تو را از خانه‌اش بیرون می‌كرد چرا رفتی اعلان جهاد كردی؟! تو نمی‌دانی در این جهاد چه خونهایی‌ریخته می‌شود! تو نمی‌دانی در این جهاد چه زنهایی بی شوهر می‌شوند! چه بچّه‌هایی پدرشان را از دست می‌دهند! چه اتلاف نفوسی می‌شود! چه مفاسدی بعد بر این جامعه متوجّه می‌شود؟ این را می‌دانی یا نمی‌دانی؟ اگر نمی‌دانی كه قابلیت برای زمامداری نداری، اگر می‌دانی و با عین حال آمدی این كار را كردی، پس تو تعهّد نداری. تو یك آدم دروغگو هستی، تو شیادی، تو می‌خواهی برای رسیدن به زمامداری دم از خدا و اسلام و اینها بزنی. امیرالمؤمنین بیرونت كرد برو در خانه‌ات بنشین زندگیت را بكن! برو زندگیت را بكن دیگر، چرا آمدی بر علیه امیرالمؤمنین اعلان جهاد كردی؟ چرا آمدی به دروغ به مردم گفتی علی عثمان را كشته؟ همین‌ها گفتند دیگر. عایشه بیچاره را انداختند جلو و بدنبالشان حركت دادند مردم را جمع كردند. همین‌جا ما به مسأله تعهّد می‌رسیم.

  • تعهّد یعنی چه؟ یعنی احساس وظیفه برای اجراء عدل در هر نظام و در هر سازمان و در هر جریان. پس اینها تعهّد نداشتند. تعهّد هم كه ندارد یك جزء اصلی از زمامداری طبعاً لنگ می‌ماند. امیرالمؤمنین برای همین به اینها نداد. آن كسی كه می‌آید بدنبال امیرالمؤمنین و از او زمامداری می‌خواهد، از او فرمانداری می‌خواهد، از او استانداری می‌خواهد، امیرالمؤمنین دارد تا ته قضیه را می‌خواند. امیرالمؤمنین زمامداری را به كسی می‌دهد كه نیاید آن هم نصف شب خانه امیرالمؤمنین و با تبلیغات و با پیشكش فرستادن در شب قبل و امثال ذلك، رأی جمع بكنند.