اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

14098
عنوان بصری

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

17
  • بعد از جریان انقلاب این قضیه را بگویم و بعد اشاره‌ای به مطلب دیگر بكنم. بعد از جریان انقلاب مرحوم آقا به خود بنده فرمودند: ما دیدیم الآن انقلاب شده، مردم خون دادند، زحمت كشیدند، دربدری كشیدند، زنها شوهرانشان را از دست دادند، پدرها فرزندانشان را از دست دادند و این خونها نباید حرام بشود. نباید هدر بشود. گفتند ما آمدیم چكار كردیم؟! آمدیم با بعضی از آقایان، با بعضی از متشخّصین، با بعضی از علما در تهران صحبت كردیم بالأخره الآن قضیه چه می‌شود! الآن ایشان خودشان می‌فرمودند: گفتند: من دیدم آیت‌اللَه‌خمینی دستش تنهاست، هی به مردم می‌گوید بیائید، به علما می‌گوید بیائید، زحمت بكشید، بیائید طرح بدهید برای قانون اساسی. بیائید در میدان، بیائید اصلاح كنید، بیائید درست كنید، بیائید برنامه بدهید، مخالفین دارند این كار را می‌كنند، كمونیستها از یك طرف دارند آن كار را می‌كنند، افراد دیگر مجاهدین دارند این كار را می‌كنند، توده‌ای‌ها و مسائل دیگر بطور كلّی مخالفین. و الآن من دیدم كه این مرد دستش تنهاست و ندای طلب و یاری نسبت به همه، این ندایش بلند است. دیدیم‌ما هم یكی از این افراد هستیم. این عین عبارتهای ایشان بود. این را من مطلب را برای این عرض می‌كنم نگویند آقای حاج آسید محمّدحسین در انقلاب چرا نیامد؟ نگویند چرا ایشان كنار كشید؟! نگویند چرا ایشان بلند شد رفت مشهد؟! نگویند چرا ایشان نسبت به این مسائل بی‌تفاوت بود؟! اینها مطالبی بود كه بنده شخصاً در جریانش هستم و حتّی رفقای ما هم الآن افرادی كه در این جریان بودند وجود دارند. ایشان آمدند گفتند كه ما دیدیم این مرد تنهاست و ندای استغاثه بلند كرده برای علماء، برای افراد، برای مصلحین، برای آنهایی كه بیایند و یكجای قضیه را بگیرند، كمك كنند، طرح بدهند. خوب ما هم گفتیم بسیار خوب. می‌گفتند: من مسجد را تعطیل كردم و نشستم و این پیش‌نویس قانون اساسی كه ایشان نوشته‌اند، گفتم: نشستم در منزل این پیش نویس را نوشتم. آن مطالب قانون اساسی. خوب برای شركت در اینجا، برای شركت در مجلس خبرگان، خوب این نیاز بود به اینكه افرادی بیایند. گفتند: ما با علمای معروف تهران مشورت كردیم حتّی من در منزل بعضی از اینها رفتم. رفتم در منزل مرحوم آقای سبط در منزل مرحوم آقای آشیخ محمّدباقر آشتیانی. در این دو جا رفتم با آنها صحبت كردم كه آقایان بیائید و یك مجموعه‌ای، چون در آن موقع از تهران ظاهراً ده نفر را برای انتخابات. انتخابات مجلس خبرگان برای آنها می‌خواستند. خوب بلند شوید بیایید بروید در آنجا شركت كنید و آنها همه قبول كردند. و ما اسامی ده نفر را نوشتیم و فرستادیم قم، در آن موقع مرحوم آیت‌اللَه خمینی قم بودند. فرستادیم برای قم. ایشان نگاه كردند به این گفتند: بسیار خوب، این خیلی خوب است ولی جنبه معارضه با گروههای دیگر و با افراد دیگر نداشته باشد. خلاصه ایشان نسبت به تنش اظهار نگرانی می‌كردند كه این معارضات و این مقابلات موجب خدا نكرده تنشی بشود و آن موقع دیگر خوب عكس‌العمل خوبی نخواهد داشت قضیه. مردم بگویند نگاه كنید ببینید چه شده اوضاع و دارند با هم چه می‌كنند.