
حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
یکی از مهمترین مبانی درحکومت اسلام مسألۀ تخصص وتعهد می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – عبوديت بمعناي اينست كه انسان واقعاً در برابر اراده و مشيت پروردگار تسليم باشد و او را بجاي خود قرار دهد. 2 – توضيحي راجع به اين فقره شريفه: أن لا يري العبد لنفسه فيما خوَّله اللَه ملكا. 3 – تأكيد مرحوم قاضي بر مطالعه حديث شريف عنوان بصري دو بار در هفته. 4 – امام معصوم عليه السلام به همه جريانات و قضايا از دريچۀ نور مطلق نگاه ميكند نه از دريچه ای که جرياني كه آن مطابق با مصلحت و منافع شخصي او باشد. 5 – يكي از مهمترين و اساسيترين مسائل در حكومت اسلامي تفويض و اعطاء مناصب و مسئوليتها به افراد لائق و متخصص ميباشد. 6 – تعهد و تخصص در اشخاص به چه معنا ميباشد. 7 – ابوبكر از پاسخ دادن به سؤالات علماي يهود و نصاري باز ميماند. 8 – تأكيد مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو به رهبر فقيد انقلاب مبني بر استفاده و بكارگيري نيروهاي متعهد و متخصصي كه آشنايي با اسلام و مباني آن نداشتند.
حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
7در حكومت اسلامی هم مسأله از همین قرار است باید هر مسئولیتی را به عهدهفرد لایق، یك وقتی بحث تخصّص و بحث تعهّد بود. تخصّص و تعهّد از این مسائل صحبت بود، در آن موقع من یك مطالبی میشنیدم كه اگر تخصّص باشد، تعهّد نباشد یا تعهّد باشد تخصّص نباشد. در آن موقع صحبت این بود كه در صورت تعارض بین این قضیه كه تعارض كند بین تخصّص و بین تعهّد در آنجا كدام مقدّم است كه بحث میشد كه تعهّد بر تخصّص مقدّم است. این مطلب محلّ تأمّل و محلّ بحث است، زیرا مقصود از تخصّص و منظور از تعهّد و اجرای این مسأله باید روشن باشد كه تخصّص یعنی چه و تعهّد یعنی چه؟ تخصّص عبارت است از آن مقدار معلومات كه برای به اجرا در آوردن و جریان یك نظام آن معلومات لازم است.
تعهّد عبارت است از همان تعلّق و مقدار اهتمام، اهتمامی كه نسبت به اجرای آن نظام بوجه احسن و بر طریق احسن است. حالا این تعهّد چه تعهّد الهی باشد، یا تعهّد تعهّد ملّی باشد، تعهّد تعهّد انسانی باشد، تمام اینها داخل در مسأله تعهّد در اینجا مطرح است. خیلی از افراد هستند كه اینها خوب اصلًا دینی ندارند، چیز ندارند، ولی به عنوان تعهّد ملّی حتّی حاضرند جانشان را هم فدا كنند، حاضرند خودشان را به مخاطراتی بیندازند. یا بخاطر تعهّد انسانی، فرض كنید كه قائل به خدا و توحید و اینها هم نیست ولی از دریچه ارتباط انسانی خود را موظّف میداند كه بر بنی نوع خودش خدمت بكند. و آن علیكلّحال سرمایههایی را كه خداوند در وجود او قرار داده است آن سرمایهها را برای اعمال و برای جریان در جامعه آن سرمایهها را به كار بیندازد و از او استفاده میكند. منظور از تعهّد این تعهّد است یعنی احساس تعلّق نفسانی به جریان انداختن و به تدبیر و نظام در آوردن یك مؤسّسه یا جایگاه یا سازمان یا یك مجموعه تربیتی یا مجموعه عائلی و خانوادگی كه بتواند به بهترین وجه این مسأله را بتواند انجام بدهد. خب طبعاً این قضیه در صورت اجراء حدود خودش را دیگر بیان میكند. برای جریان یك سازمان، برای جریان یك مؤسّسه طبعاً باید طبق نظام اساسی این مسأله و بعنوانمبنای اصلی نه مبنای فرعی، مبنای اصلی قضیه باید اطّلاعات كافی ومفید برای جریان آن مؤسّسه یا آن سازمان و اینها باید در وهله اوّل وجود داشته باشد. خوب اگر نداشته باشد طبعاً در عرض دو ساعت هر چه هست از بین میرود، همهچیز از بین میرود. و در این زمینه مسائل خیلی زیاد است، حكایات خیلی زیاد است.
