اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

0
عنوان بصری
عنوان بصری

یکی از مهمترین مبانی درحکومت اسلام مسألۀ تخصص وتعهد می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – عبوديت بمعناي اينست كه انسان واقعاً در برابر اراده و مشيت پروردگار تسليم باشد و او را بجاي خود قرار دهد. 2 – توضيحي راجع به اين فقره شريفه: أن لا يري العبد لنفسه فيما خوَّله اللَه ملكا. 3 – تأكيد مرحوم قاضي بر مطالعه حديث شريف عنوان بصري دو بار در هفته. 4 – امام معصوم عليه السلام به همه جريانات و قضايا از دريچۀ نور مطلق نگاه مي‌كند نه از دريچه ای که جرياني كه آن مطابق با مصلحت و منافع شخصي او باشد. 5 – يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين مسائل در حكومت اسلامي تفويض و اعطاء مناصب و مسئوليت‌ها به افراد لائق و متخصص مي‌باشد. 6 – تعهد و تخصص در اشخاص به چه معنا مي‌باشد. 7 – ابوبكر از پاسخ دادن به سؤالات علماي يهود و نصاري باز مي‌ماند. 8 – تأكيد مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو به رهبر فقيد انقلاب مبني بر استفاده و بكار‌گيري نيروهاي متعهد و متخصصي كه آشنايي با اسلام و مباني آن نداشتند.

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

9
  • آمدند و سؤال كردند خدا كجاست؟ گفت خدا بالاست. گفتند پس پایین خدا نیست! گفت اٍ چه شد؟ پس زمین خدا ندارد، خب چكار كنیم؟ بزنیم اینها را بیرون كنیم، ا، عجب، چون در جواب ماندی، بزنید بیرون كنید! هان، این شد جواب؟ درست شد؟.

  • این نظام نظامی بود كه آمد به یك روز آبروی اسلام را برد. و أمیرالمؤمنین در این‌جا آمد بداد اسلام رسید. آمد چه كار كرد؟ گفت اگر آن جوابتان را نداد، بیائید من جواب می‌دهم، و آمد جواب داد و همه مسلمان و شیعه هم شدند، همان‌جا جلوی ابوبكر خطاب به أمیرالمؤمنین گفتند اشهد انّكَ خلیفة رسول اللَه. آمدند از مسجد بیرون رفتند دنبال امیرالمؤمنین. امیرالمؤمنین دستوراتی را به آنها دادند كه این كار را انجام بدهید. خوب این قانون قانونی است عقلانی. تخصّص برای اداره یك اجتماع، این تخصّص، قانون عقلانی است اگر نباشد از بین می‌رود.

  • قانون دوّم تعهّد است. تعهّد نسبت به آن جریان. تعهّد نسبت به این تخصّص، تعهّد نسبت به این معلومات. تعهّد نسبت به این اطّلاعات، نسبت به این برداشتها. خب مسلّم است در یك نظام اگر تعهّد نباشد طبعاً آن اطّلاعات نمی‌تواند كافی باشد. اطّلاع هست امّا شخص قید ندارد، نمی‌رود سر كار. می‌گویند آقا فلان مسأله اداره خراب است، می‌گوید: باشد ولی توجّه نكند. آقا فلان چیز را ما كم داریم، فلان قطعه را. می‌گوید حالا بگذارید فعلًا باشد! تخصّص دارد امّا تعهّد ندارد. نه منظور تعهّد الهی است، تعهّد در بكارگیری آن اطّلاعات. این مورد نظر است. آن اطّلاعی كه داری، تو الآن می‌دانی این قطعه الآن در هفته آینده با این فشاری كه دارد به او وارد می‌شود طبعاً این قطعه دیگر نمی‌تواند كارآیی خودش را داشته باشد و همین طور این دچار خورند می‌شود تا اینكه از كار بیفتد، از الآن باید بفكر بیفتی. از الآن بروی آن قطعه را بگیری كه كارخانه نخوابد. از الآن بدنبال ترمیم باشی، از الآن بدنبال تعویض باشی. اگر نه، تعهّد نباشد، هر وقتی كه از كار افتاد بیائید به من بگوئید. تا این دوباره بخواهد انجام بشود، خوب یك ماه كارخانه خوابیده دیگر.