اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

14٬817
عنوان بصری

یکی از مهمترین مبانی درحکومت اسلام مسألۀ تخصص وتعهد می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – عبوديت بمعناي اينست كه انسان واقعاً در برابر اراده و مشيت پروردگار تسليم باشد و او را بجاي خود قرار دهد. 2 – توضيحي راجع به اين فقره شريفه: أن لا يري العبد لنفسه فيما خوَّله اللَه ملكا. 3 – تأكيد مرحوم قاضي بر مطالعه حديث شريف عنوان بصري دو بار در هفته. 4 – امام معصوم عليه السلام به همه جريانات و قضايا از دريچۀ نور مطلق نگاه مي‌كند نه از دريچه ای که جرياني كه آن مطابق با مصلحت و منافع شخصي او باشد. 5 – يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين مسائل در حكومت اسلامي تفويض و اعطاء مناصب و مسئوليت‌ها به افراد لائق و متخصص مي‌باشد. 6 – تعهد و تخصص در اشخاص به چه معنا مي‌باشد. 7 – ابوبكر از پاسخ دادن به سؤالات علماي يهود و نصاري باز مي‌ماند. 8 – تأكيد مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو به رهبر فقيد انقلاب مبني بر استفاده و بكار‌گيري نيروهاي متعهد و متخصصي كه آشنايي با اسلام و مباني آن نداشتند.

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

توضیحات:

یکی از مهمترین مبانی درحکومت اسلام مسألۀ تخصص وتعهد می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – عبوديت بمعناي اينست كه انسان واقعاً در برابر اراده و مشيت پروردگار تسليم باشد و او را بجاي خود قرار دهد. 2 – توضيحي راجع به اين فقره شريفه: أن لا يري العبد لنفسه فيما خوَّله اللَه ملكا. 3 – تأكيد مرحوم قاضي بر مطالعه حديث شريف عنوان بصري دو بار در هفته. 4 – امام معصوم عليه السلام به همه جريانات و قضايا از دريچۀ نور مطلق نگاه مي‌كند نه از دريچه ای که جرياني كه آن مطابق با مصلحت و منافع شخصي او باشد. 5 – يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين مسائل در حكومت اسلامي تفويض و اعطاء مناصب و مسئوليت‌ها به افراد لائق و متخصص مي‌باشد. 6 – تعهد و تخصص در اشخاص به چه معنا مي‌باشد. 7 – ابوبكر از پاسخ دادن به سؤالات علماي يهود و نصاري باز مي‌ماند. 8 – تأكيد مرحوم علّامه طهراني در سنه چهل و دو به رهبر فقيد انقلاب مبني بر استفاده و بكار‌گيري نيروهاي متعهد و متخصصي كه آشنايي با اسلام و مباني آن نداشتند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه

16
  • امیرالمؤمنین كسی را زمامدار می‌كند كه بفرستد سراغش به زور و با اصرار از تو خانه بیاید بیرون و پست و مقام را قبول بكند. این شخص می‌شود شخص متعهّد. این شخص می‌شود كدام فرد؟ آن فردی كه نسبت به مسأله تعهّد دارد. یعنی احساس مسئولیت می‌كند، احساس وظیفه می‌كند. این شخص می‌شود. امّا اگر نه، مسأله جور دیگری بود، به كیفیت دیگری بود، قضیه خیلی فرق می‌كرد.

  • در زمان انقلاب قبل از انقلاب حدود بیست سال پیش انقلاب اسلامی در همان سنوات شروع انقلاب بعد از سنه چهل‌ودو و امثال ذلك. ارتباطی كه مرحوم آقا با افراد داشتند براساس این نحوه تعهّد بود. وقتی كه با افراد صحبت می‌كردند، با افراد صحبت می‌كردند، ولی می‌گفتند كه آن تعهّدی كه الآن دارید آن تعهّد تغییر پیدا نكند، آن خلوصی كه الآن داری بعد عوض نشود. ها الآن برای رسیدن به حكومت اسلامی به هر مطلبی ما تن در می‌دهیم، زندان تحمّل می‌كنیم، چه می‌كنیم. برای این كه به حكومت اسلامی برسیم، آمدیم خدا را پیاده كنیم، حالا آمدیم به حكومت اسلامی رسیدیم، اگر به تو مقام ندادند كارت فرق نكند. مطلب در تو عوض نشود. خیلی مسأله مهم است. مگر ما برای اجرای حكومت اسلامی قیام نكردیم! مگر ما برای برقراری عدل و داد قیام نكردیم! بسیار خوب زندان رفتیم فرض كنید چه كردیم، چه كردیم، همه این كارها را انجام دادیم، حالا حكومت اسلامی برقرار شد. شد كه شد. به ما دادند حكومت، مقام، پست، ریاست، مسئولیت خوب. ندادند ندادند. اینی كه ما الآن انجام بدهیم برای اینكه بعد به این قضیه برسیم یك پای قضیه را خراب كرد. اینی كه ما بعد از آنجا بیائیم بیرون و توقّع داشته باشیم حالا كه ما زندان رفتیم پس ما باید این مقام را داشته باشیم، یك پای قضیه را خراب كرد. این مسأله است. مسأله اینجاست اگر برای خدا این مطلب می‌خواهد انجام بشود، پس بنابراین همیشه باید خدا باشد. ما در زمان أمیرالمؤمنین آمدیم جنگ كردیم، جنگ احد رفتیم، جنگ بدر رفتیم، در زمان پیغمبر، در زمان پیغمبر و بعد كذاوكذا. در جنگ جمل رفتیم شركت كردیم، در جنگ صفّین شركت كردیم، حالا آمدیم در كنار امیرالمؤمنین نشستیم حضرت می‌خواهد یك چند تا استانداری، فرمانداری اینطرف آن طرف بدهند، ما هم فرمانده لشگر امیرالمؤمنین بودیم، زخمها خوردیم، در جنگ صفّین اینطور برای ما ...، اگر منتظرید كه امیرالمؤمنین به شما بدهد، بدانید قافیه را باختید. قافیه را باختید! نمی‌گویم فرار كنید بروید. نه، در حكومت امیرالمؤمنین نباید فرار كرد. در حكومت امیرالمؤمنین باید آمد و با امیرالمؤمنین بود. حالا داد داد، یك چیزی نداد. در حكومتهای دیگر باید در رفت. در حكومت امیرالمؤمنین باید با امیرالمؤمنین بود. با امیرالمؤمنین بود، با امیرالمؤمنین رفت، با امیرالمؤمنین آمد، بر سر نماز همه. امّا آنچه كه در مخیله می‌گذرد فقط علی باید باشد و بس. این منظور من است. نه اینكه علی باشد به اضافه استانداری آذربایجان. علی باشد به اضافه استانداری‌اهواز، علی باشد به اضافه استانداری مصر. علی باشد به اضافه استانداری یمن. یمن و مصر و اهواز می‌آید علی را خراب می‌كند؛ و جایی كه علی پایش را می‌گذارد دیگر چیز دیگر نباید باشد. اگر باشد در آنجا امیرالمؤمنین نمی‌آید. و امیرالمؤمنین هم كه نیاید یعنی آن شخص قابلیت ندارد، این مقصود ما بود.

/ 260