
تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهمترین وظائف حكومت اسلام
ازجمله مهمترین وظائف حکومت اسلامی تأمين امنيت اخلاقي می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – يكي از مهمترين و بنياديترين مسائل در حكومت اسلامي تأمين امنيت اخلاقي براي تمام اقشار جامعه ميباشد. 2 – يكي از معجزات اميرالمؤمنين عليه السلام نامه ايشان به مالك اشتر ميباشد كه حاوي نكات بسيار دقيق و ارزندهاي ميباشد. 3 – قرآن كريم غايت و مقصود از ارسال رسل و انبياء را تزكيه و تربيت نفوس و اقامۀعدل ميداند. 4 – مقايسهاي ميان ديدگاه و نگرش الهيون و رئاليستها نسبت به انسان در قبال ديدگاه ماترياليستها و قائلين به اصالت ماده. 5 – در حكومت انبياء الهي تأمين عدالت اجتماعي و مالي و جاني و غيره بعنوان مقدمه براي تأمين عدالت و امنيت اخلاقي ميباشد. 6 – اميرالمؤمنين علیه السلام در نهجالبلاغه هدف از بعثت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم را ارتقاء روح و شكوفايي عقول و استعدادهاي مردم بيان ميكنند. 7 – مرحوم حداد رضوان اللَه عليه ميفرمودند: ما در مرتبهاي هستيم كه جبرئيل امين قدرت تصور وتخيل آن مرتبه را ندارد. 8 – اختيار و آزادي مطلق انسانها آنگونه كه در دموكراسي كشورهاي غربي رائج است مانع از رشد و تكامل قوۀ عاقله و ابعاد وجودي انسانهاست.
تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهمترین وظائف حكومت اسلام
7علی كلّ حال این مسأله مسألهای است كه مورد توجّه جوامع امروزی قرار دارد، امّا انبیاء علاوه بر اینكه این مطلب را به عنوان اصل تشكیل دهنده نظام در ارتباط با نگرش مادّی مورد توجّه قرار میدهند. از این مسأله برای نگرش به قسمت دوّم كه به اضافه با بی نهایت است، از آن مسأله استفاده میكنند. یعنی عدالت اجتماعی، عدالت مالی، عدالت جانی و تأمین زندگی، زندگی سالم به همین نحو تعریف متعارف و مصطلح به عنوان مقدمه برای تأمین عدالت اخلاقی و امنیت اخلاقی كه هدف حكومت انبیاء الهی است و مقصود از آن هدف تزكیه نفوس است.
طبق آیات شریفه قرآن و كلام ائمّه معصومین علیهمالسّلام و نص عبارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در نهجالبلاغه كه حضرت در آنجا میفرماید: پیغمبر برای ارتقاء روح در میان ما آمد، پیغمبر برای شكوفایی عقل لیثیروا لهم دفائن العقول. ببیند چقدر این عبارت عبارت عجیبی است! كه انبیایی كه برای مردم آمدند، نیامدند فقط آب و نان را تأمین كنند، آمدند كه آن استعدادهایی كه ما از آن استعدادها تعبیر به بهاضافه بینهایت میكنیم، و به زبان ائمّه و امیرالمؤمنین به دفائن عقول تعبیر میشود، آن دفینهها را ظاهر كنند. مقصود در اینجا این نیست كه از خارج معارف را برای ما بیاورند، ما را در مسیر دقّت كنید ما را در مسیر صحیح تربیت سلوكی قرار بدهند تا خود به آنچه كه هستیم برسیم. تا خود به آنچه كه در درون ماست برسیم. تا خود، از خارج چیزی نمیآوریم، از خارج معارفی بر ما تحمیل نمیشود، از خارج .... .
به عبارت دیگر امیرالمؤمنین علیهالسّلام میخواهد بفرماید: ای مردم شما تصوّر نكنید كه از مسیر انبیاء جدا افتادید، راه شما با راه انبیاء و اولیاء الهی دو تا است، خلقت شما با خلقت آنها تفاوت دارد، مسیر و مَآل شما با مسیر و مَآل آنها تفاوت دارد، شما هر كدام خود یك پیغمبرید ولی خبر ندارید. شما هر كدام خود یك ولی خدا هستید ولی اطّلاع ندارید. شما هر كدام خود یك رسول هستید حالا بر او جبرئیل نازل میشود، ملك نازل میشود، شما به یك جایی میرسید كه با همانها در ارتباط هستید.
