اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
13دو دسته در اینجا بودند: یك دسته سحره، اینها ایمان آوردند، تصمیم گرفتند. متوجه شدند تا حالا در باطل بودند، متوجه بودند كه تا به حال بر خطا رفتند و وقتی كه دلیل و بینه الهی برای آنها روشن شد اینها فوراً قبول كردند؛ مطلب تمام. فرعون هم گفت: میگیرم، میكشم، تكه تكه میكنم. گفت هر كاری میخواهی بكن بكن، ما مسأله را یافتیم. این یك دسته.
دسته دوم همین مردمی كه دارند نگاه میكنند خوب چرا قبول نكردید؟ بالاخره دیدید. شما هم دیدید، شما هم این مسأله را دیدید، شما هم به این نكته باطل پی بردید، شما هم این حق را مشاهده كردید. چرا شما اسلام نیاوردید؟ اینها دستخوش عذاب الهی میشوند. پس بنابراین ما میبینیم در اینجا شیطان میآید و در كنار این مسأله برای خودش دام قرار میدهد. در كنار این راه انبیاء و در كنار راه اولیاء این هم میآید دام قرار میدهد. تازه این دامها دامهای ظاهری است، حالا برویم توی دامهای باطنی. در مقابل واقعیت میآید مكاشفه دروغ قرار میدهد، در مقابل واقعیت میآید خواب دروغ قرار میدهد، در مقابل واقعیت میآید مسائلی را به نظر انسان میآورد كه انسان خیال میكند اینها درست است. این مسأله ظاهر.
مسأله باطن هم در آنجا به جای خود. ملاك آن مبانی است. اینجاست كه باید انسان در این دو واجهه و در این دو مسألهای كه مواجهه با حق و مواجهه با باطل است آن ملاكاتی را كه آن ملاكات هیچ گونه خدشه برنمیدارد و با موازین شرعی و عقلی آن ملاكات تثبیت شدند آنها را به كار بگیرد. اینجا دیگر شیطان نمیتواند بیاید جلو و لنگ بیاندازد، اینجا دیگر شیطان دستش باز میشود. لذا دارد شیطان از هر جایی من بر این بنیآدم وارد میشوم، در جلوی او قرار میگیرم، پشت سر او را میبندم، در سمت راست او واقع میشوم، در سمت چپ تمام راهها را بر او میبندم.

