اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
16یكی از اسرار الهی این است كه به همان كیفیتی كه یك ولی خدا یا امام علیهالسّلام در مسیری حركت میكند و به آن كیفیت و به همان طریق مردم را راهنمایی میكند شیطان میآید مانند او مطلب را برای این گروه بیان میكند و برای این گروه روشن میكند. امیرالمؤمنین لشگر به سمت شام بسیج میكند، معاویه از آن طرف لشگر بسیج میكند. امیرالمؤمنین میآید نماز میخواند، نماز جمعه میخواند، با تمام افراد. معاویه هم میآید آن طرف نماز میخواند، نماز جمعه میخواند. امیرالمؤمنین میآید در اینجا با قرآن استناد میكند همین عمروعاص میآید قرآنها را بر سر نیزه میكند این شیطان است دیگر، شیطان میآید این كارها را انجام میدهد.
در زمان خلافت قضیه چه بود؟ قضیه مگر غیر از این بود كه همین كثرت جمعیت آمد حق را از امیرالمؤمنین غصب كرد و آن سامری و عجل او، گوساله و عجل او، عمر و ابابكر را آورد بر خلافت نشاند؟! مگر همین جمعیت نبود؟ امیرالمؤمنین نان جو میخورد این عمر هم نان و سركه میخورد. هان این هم همین را میخورد، مردم هم میدیدند. او كه نمیآمد بوقلمون و فرض بكنید قرقاول از هندوستان بیاورد برایشان، نه میخورد و جلوی مردم هم تظاهر میكرد. و تمام این. اما وقتی كه نوبت به حق میرسید و وقتی كه میآمد آن شخص از او سؤال میكرد در جواب آن مسائل میماند. خوب به جای اینكه حق را بدهد دستش، نه نمیداد. چرا نمیدهی؟ چرا حق را به علی نمیدهی؟ چرا میگویی لا اتحمله حیاً و میتاً زنده و مردهام نمیتوانم این حكومت علی را تحمل كنم. چرا؟ اینها همه شیطان است. آن نان و سركهای كه این میخورد، اگر دنیا را برلیان میكردند و در انگشترش قرار میدادند، اینقدر برایش لذت بخش نبود، آن ریاست، آن التذاذ نفسانی كه به واسطهحكومت بر مردم برای انسان پیدا میشود، نه غذا میتواند به آنجا برسد، نه سایر لذات میتواند به آنجا برسد. آن كیف نفسانی كه برای شخص است اینها نباید ما را گول بزند. باید مطابق با موازین و مبانی انسان حركت كند. حالا این نحوه عمل كردن اینكه یك روز مسأله تغییر پیدا میكند فردا آن طور میشود، پس فردا اینطور میشود، در حركت یك عبد نباید اثر بگذارد.

