
اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
رعايت نظم و تدبير در امور شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة .العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – متقنترين و راقيترين اقسام حكومتها در طول تاريخ، حكومتي است كه بر اساس محوريت توحيد و حق ميباشد. 2 – نقص و عدم تكامل معرفت بشري در تدوين و وضع قوانين. 3 – در حكومت انبياء الهي و ائمه هر يك از قوانين بدون دخالت جنبههاي نفساني و مصلحتانديشيها از مبدأ وحی و ولايت اتخاذ و بيان ميشود. 4 – بيان حكايتي مبني بر تحقق حقيقت معناي ولايت در وجود علّامه طهراني. 5 – در حالي كه پايه و نظام عالم تكوين و تشريع بر اساس نظم و تدبير ميباشد چگونه امام صادق عليه السلام تحقق معناي عبوديت را در عدم تدبير عبد ميدانند. 6 – توضيحي راجع به عالم تكوين و تشريع. 7 – تك تك انسانها قابليت عبور و طي مراحل كماليه از ادراك مقام اسماء و صفات كليه و رسيدن به مقام ذات پروردگار را دارا ميباشند. 8 – مقايسهاي ميان ديدگاه و نگرش عرفاي الهي و افراد عادي نسبت به عالم هستي و جريانات آن.
اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
5خب از آن طرف هم كه ما به اخلاق ایشان و به صدق ایشان و به صحت كلام ایشان واقف هستیم. اولًا شخصی بود كه از نقطه نظر علوم ظاهری در عالیترین حد از نظر و رأی قرار داشت چه در مسائل شرعی و یا مسائل فلسفی و عرفانی و یا در مسائل سیاسی و اجتماعی و از آن طرف هم موقعیت ایشان و خصوصیت ایشان چیزی نبود حالا چه مطلبی برای ما این قضیه ثابت میكند، دیگر قضاوت مطلب بر عهده رفقا است.
این حكومت حكومت انبیاء خواهد شد، حكومتی كه امام صادق علیهالسّلام آن حكومت را بدست بگیرد آن حكومت در آن عصمت مطلقه است، حكومتی كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام او را به دست بگیرد، در این حكومت عصمت است. حالا كار نداریم كارگزاران و حكام آن حضرت آیا بر طبق نظر و رأی امام علیهالسّلام عمل میكنند و یا اینكه آنها كوتاهی میكنند، به این كار نداریم. بودند افرادی در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام كه مخالفت میكردند. عبداللَه بن عباس خب مخالفت كرد، یا بعضی از حكام آن حضرت كه حضرت آنها را مورد توبیخ قرار میدادند. اینها افرادی بودند كه مخالفت میكردند، ولی چیزی كه بود این بود كه امام علیهالسّلام نظرش و رأیش و مطالبی را كه القا میفرمود و مسائلی را كه مطرح میفرمود این مسائل و این مطالب عصمت محض بود. این نكته است و این مسأله در جای دیگر نیست. در كلام امام علیهالسّلام حق مطلق است و در كلام من و امثال من اشتباه و خطا؛ و اشكالی هم ندارد و بالاخره ما بشر هستیم و بشر اشتباه و خطا میكند و این مسأله مهمی نیست و برای ما هم نقصی نیست، برای امام نقص است ولی برای ما نقص نیست، ما كه فرد عادی هستیم اشتباه و خطا میكنیم. انشاءاللَه خداوند در صورتی كه نیتی در كار نباشد میبخشد. اما اینكه ما بیاییم و خود را در جای امام علیهالسّلام بنشانیم و كلماتی را كه القا میكنیم و تعابیری را كه میآوریم به نحوی باشد كه بوی مشابهت و بوی تنظیر با كلمات و تعابیر امام علیهالسّلام را داشته باشد نعوذباللَه این مسأله جای سؤال دارد و باید به این مسأله پاسخ گفت.
