
وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
تعهد و التزام در روابط فردي و اجتماعي. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – يكي از مسائل بسيار مهم در راه سیروسلوك الهي مسأله تدبير و نظم و تعهد نسبت به امور اجتماعي می باشد. 2 – سلوك بمعناي انطباق نفس با واقعيتها و مسائل فطري ميباشد. 3 – ذكر برخي از بيانات مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با وظائف و مسؤوليتهاي شيعه در ذيل آيه 54 سورة مبارکۀمريم. 4 – آنچه موجب رشد و كمال سالك ميشود صرف انجام دادن ظاهری تکالیف نميباشد بلكه پايبندي به تعهدات اخلاقي و شرعي موجب رشد و ارتقا او ميشود. 5 – رعايت كمال احترام نسبت به قبرستان بقيع واجب ميباشد چرا كه قطعه قطعه آن حكم حرم امام عليه السلام و محل دفن وليّ از اولياي الهي است. 6 – سبزهكاري و گلكاري قبرستانها خلاف سنت پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله وسلم ميباشد. 7 – قبرستانها بايد به گونهاي باشد كه موجب عبرت و تنبيه انسانها و قطع تعلقات ايشان از دنيا شود. 8 – پيامبر اكرم فرمودند: رحم اللَه من عمل عملاً صالحاً فاَتقنه. 9 – اولياء الهي نسبت به هر شخص متناسب با اشتغال او بهترين و متقنترين توصيهها را ميكنند. 10 – يكي از مهمترين و پراهميتترين مسائلي كه براي سالك راه الهي وجود دارد مسأله يقين و استحكام نسبت به راهي است كه آنرا طي ميكند.
وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
توضیحات:
تعهد و التزام در روابط فردي و اجتماعي. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – يكي از مسائل بسيار مهم در راه سیروسلوك الهي مسأله تدبير و نظم و تعهد نسبت به امور اجتماعي می باشد. 2 – سلوك بمعناي انطباق نفس با واقعيتها و مسائل فطري ميباشد. 3 – ذكر برخي از بيانات مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با وظائف و مسؤوليتهاي شيعه در ذيل آيه 54 سورة مبارکۀمريم. 4 – آنچه موجب رشد و كمال سالك ميشود صرف انجام دادن ظاهری تکالیف نميباشد بلكه پايبندي به تعهدات اخلاقي و شرعي موجب رشد و ارتقا او ميشود. 5 – رعايت كمال احترام نسبت به قبرستان بقيع واجب ميباشد چرا كه قطعه قطعه آن حكم حرم امام عليه السلام و محل دفن وليّ از اولياي الهي است. 6 – سبزهكاري و گلكاري قبرستانها خلاف سنت پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله وسلم ميباشد. 7 – قبرستانها بايد به گونهاي باشد كه موجب عبرت و تنبيه انسانها و قطع تعلقات ايشان از دنيا شود. 8 – پيامبر اكرم فرمودند: رحم اللَه من عمل عملاً صالحاً فاَتقنه. 9 – اولياء الهي نسبت به هر شخص متناسب با اشتغال او بهترين و متقنترين توصيهها را ميكنند. 10 – يكي از مهمترين و پراهميتترين مسائلي كه براي سالك راه الهي وجود دارد مسأله يقين و استحكام نسبت به راهي است كه آنرا طي ميكند.
وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
15لذا در مسأله وسواس در این مسأله نهایت كلام بزرگان این بود كه سالك نباید وسواس داشته باشد. سالك نباید داشته باشد. باید وسواس را ترك كند. تا احتمال میدهد اشتباه كرده اعتنا نكند باید بگوید درست است، شما میخواهید قبول بكنید این نماز را یا خدا میخواهد قبول بكند؟ خدا میگوید این درست است. خدا میگوید درست است دیگر. شما میخواهید این را بپذیرید یا خدا میخواهد بپذیرد؟ آنوقت این مسأله موجب میشود كه انسان در درون خودش و در نفس خودش نسبت به هر مطلبی كه پیش بیاید شك میكند و این شخص هیچ وقت نمیتواند قدم روی قدم بگذارد. هیچ وقت نمیتواند رشد داشته باشد. درست شد؟ این از مسائل.
البتّه راجع به مسائل اجتماعی و بعضی از خصوصیات دیگر مطالب دیگری هست و همینطور راجع به مسائل شخصی ارتباطات، ارتباطات با افراد كه تماماینها در قالب تدبیر و در قالب تنظیم میتواند قرار بگیرد كه امیدواریم اگر خداوند توفیق بدهد در فرصتهای دیگر در خدمت دوستان باشیم. خداوند انشاءاللَه ما را در زمره عاملین به تكالیف خودش قرار بدهد، و تصوّر نكنیم كه فقط پرداختن به یك سری امور و بعضی از تصوّرات و تخیلات و خود را در قالب و جریان دیدن، مطلب را تمام میكند و بدون توجّه به آنچه را كه خدای متعال به عنوان تكلیف و به عنوان وظیفه، همانطوری كه بزرگان هم فرمودند.
یادم است مرحوم آقا در سال آخر حدود یك سال آخر حیاتشان یك صحبتی را فرمودند كه در ابتدای آن صحبت این جمله و این عبارت در ذهنم هست كه فرمودند رفقا تصّور نكنید كه سلوك با شعار تمام میشود و سلوك بدون عمل انسان را به نتیجه میرساند، اینطور نیست. بعد فرمودند من وظیفه خودم را در ابلاغ ادا كردم دیگر خودتان میدانید، در روز قیامت نیایید بیایید بگویید كه ما اینطور نشدیم، ما آنطور نشدیم، ما چه نشدیم. سلوك بدون عمل و سلوك بدون تعهّد نسبت به مسائل و سلوك بدون اتقان هیچ ثمرهای را برای انسان ندارد، بلكه بخواهم عرض بكنم كار را در آنطرف مشكل میكند. چون خدا میگوید من چشمت را باز كردم حالا افراد دیگر خب ممكن است بیایند بگویند خدایا متوجّه نشدیم. مطلب به گوش ما نرسید. مسأله را ما نیافتیم. ولی وقتی كه خدا چشم را باز كرد آن موقع كار دیگر مشكل است.
