وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
14فرض كنید كه امام زمان علیهالسّلام، امام زمان ارواحنا فداه حضرت آمدهاند تشریف آوردهاند در اینجا و شما میخواهید یك مطلبی را فرض كنید كه میخواهید به امام زمان بگویید. یابن رسول اللَه ما، حاجات ما را ... چكار میكنید! یا بن رسول اللَه حاجات ما را اینجوری حرف میزنید؟ ح را از آن مخرج. حضرت میگوید چه داری میگویی؟ با من داری حرف میزنی یا داری مرتباً حرفت را درست میكنی؟ مسأله نماز همین است، مسئله نماز همین است. یابن رسول اللَه حاجات ما را روا بفرمایید. این چه قسم صحبت كردن است؟ یابن رسول اللَه حاجات ما را بده. خب همین جور ما باید با خدا صحبت كنیم. خدا هم همینطور در مقابل ماست. خدا میگوید آخر تو داری با من حرف میزنی یا داری عبارت نماز را ادا میكنی؟ و واقعاً چقدر ما دور هستیم و چقدر از آن منبع شریعت فاصله گرفتیم كه تمام كارهای ما و تمام عبادات ما و تمام آنچه را كه موجب قرب ما هست و باید این عمل در راستای حركت ما و عبور ما و توجّه نفس ما قرار بگیرد به سمت پروردگار، صرف در امور ظاهری و لفظ پردازی و تعبیرات و این كار را درست بكنم و آن كار را انجام بدهم و اینطور بكنم به طوری كه اصلًا از خدا خبری نیست در كار ما، از خدا خبری نیست در عبادت ما.
اینجاست كه مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه به مرحوم مطهری فرمودند: پس كی نماز میخوانی؟ تو كه دائماً، حالا صد رحمت به مرحوم مطهّری كه باز در حال نماز مشغول تخلیه خواطر و مشغول تخلیه افكار است. ما مشغول تخلیه افكار هم نیستیم، ما مشغول پرداختن به الفاظیم كه (وَ لَا الضَّالِّينَ) ضادش از كجای دهان برآید و فرض بكنید كه (نَسْتَعِينُ) عین از كجا بیاید؟ نه آقاجان عین از هركجا میخواهد در آید، در آید، ضاد از هر جا میخواهد بیاید، بیاید. ببین الآن به چی داری فكر میكنی؟ با كی داری حرف میزنی؟ چه شخصی در مقابلت است؟ چرا؟ چون در مقابل نمیبینیم كسی را. اگر در مقابل میدیدیم كه آن كسی كه داریم با او صحبت میكنیم در جلوی ما ایستاده، در كنار ما ایستاده، پشت سرماست، و در بالای ماست و در تمام جوانب وجودی ماست، آن موقع اصلًا دیگر به لفظ فكر نمیكردیم. بله انسان باید ابتداعاً در آن حدود امكان نسبت به قرائت اهتمام داشته باشد، امّا وقتی كه آن قرائت را دیگر یاد گرفت دیگر نباید در ذهنش دنبال(وَ لَا الضَّالِّينَ) باشد، اگر دنبال (وَ لَا الضَّالِّينَ) بودید همان مقدار خدا پنهان شد. حالا من دیگر مطلب را گفتم. اگر دنبال (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) به همان مقدار خدا پنهان شد، رفت. شما ماندید و یك الفاظ، شما هستید و یك مقدار رنج و تعبی كه نتیجه كافی و لازم را برای شما به ارمغان نیاورده. درست؟

