وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى
15لذا در مسأله وسواس در این مسأله نهایت كلام بزرگان این بود كه سالك نباید وسواس داشته باشد. سالك نباید داشته باشد. باید وسواس را ترك كند. تا احتمال میدهد اشتباه كرده اعتنا نكند باید بگوید درست است، شما میخواهید قبول بكنید این نماز را یا خدا میخواهد قبول بكند؟ خدا میگوید این درست است. خدا میگوید درست است دیگر. شما میخواهید این را بپذیرید یا خدا میخواهد بپذیرد؟ آنوقت این مسأله موجب میشود كه انسان در درون خودش و در نفس خودش نسبت به هر مطلبی كه پیش بیاید شك میكند و این شخص هیچ وقت نمیتواند قدم روی قدم بگذارد. هیچ وقت نمیتواند رشد داشته باشد. درست شد؟ این از مسائل.
البتّه راجع به مسائل اجتماعی و بعضی از خصوصیات دیگر مطالب دیگری هست و همینطور راجع به مسائل شخصی ارتباطات، ارتباطات با افراد كه تماماینها در قالب تدبیر و در قالب تنظیم میتواند قرار بگیرد كه امیدواریم اگر خداوند توفیق بدهد در فرصتهای دیگر در خدمت دوستان باشیم. خداوند انشاءاللَه ما را در زمره عاملین به تكالیف خودش قرار بدهد، و تصوّر نكنیم كه فقط پرداختن به یك سری امور و بعضی از تصوّرات و تخیلات و خود را در قالب و جریان دیدن، مطلب را تمام میكند و بدون توجّه به آنچه را كه خدای متعال به عنوان تكلیف و به عنوان وظیفه، همانطوری كه بزرگان هم فرمودند.
یادم است مرحوم آقا در سال آخر حدود یك سال آخر حیاتشان یك صحبتی را فرمودند كه در ابتدای آن صحبت این جمله و این عبارت در ذهنم هست كه فرمودند رفقا تصّور نكنید كه سلوك با شعار تمام میشود و سلوك بدون عمل انسان را به نتیجه میرساند، اینطور نیست. بعد فرمودند من وظیفه خودم را در ابلاغ ادا كردم دیگر خودتان میدانید، در روز قیامت نیایید بیایید بگویید كه ما اینطور نشدیم، ما آنطور نشدیم، ما چه نشدیم. سلوك بدون عمل و سلوك بدون تعهّد نسبت به مسائل و سلوك بدون اتقان هیچ ثمرهای را برای انسان ندارد، بلكه بخواهم عرض بكنم كار را در آنطرف مشكل میكند. چون خدا میگوید من چشمت را باز كردم حالا افراد دیگر خب ممكن است بیایند بگویند خدایا متوجّه نشدیم. مطلب به گوش ما نرسید. مسأله را ما نیافتیم. ولی وقتی كه خدا چشم را باز كرد آن موقع كار دیگر مشكل است.

