نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن
16وقتی آمدیم بیرون مرحوم آقا گفتند ببینید این را میگویند یك انسانی كه از نقطه نظر اخلاق و از نقطه نظر رویه خود را منفعل بهعلل و عوامل مادّی نمیكند، یك روز پول ندارد اخمو میشود كسی نمیتواند به او سلام كند، جواب سلام كسی را نمیدهد، یك روز یك چیزی به دستش میآید دیگه به دَر و دیوار میخندد. نه اینجور نیست، همیشه برایش یكسان است. یك روز ١٠٠ میلیون گیرش بیاید یك روز هم ١٠٠ میلیونش برود، همه اش میخندد، هیچ معلوم نیست امروز چهاش است.
نكته مهم در این ارتباط این است كه انسان در این فراز و نشیبها آن جهت را حفظ كند، امّا اینكه حالا امروز نفع میبرد یا نفع نمی برد این منظور نیست، آن جهت تربیتی كه مدّ نظر بزرگان است و توصیه میكردند به دوستان كه در روز به اشتغال بپردازند بر این اساس بود یعنی براساس توحید و بر محوریت توحید امروز ١٠٠ نفر هستند فردا ١٠٠ نفر نیستند، امروز ٢ نفر هستند، فردا ٢٠ نفر هستند، هیچ تفاوتی نباید داشته باشد. این مایع باید به همین حال باشد، تكان نباید بخورد، آی امروز یك نفر رفت فردا یك نفر آمد، انسان تكان بخورد خوشحال بشودها این میشود نفس، این میشود نفس، امروز به این مقدار از مظاهر انسان دسترسی پیدا میكند فردا این مظاهر گرفته میشود هیچتفاوتی نباید داشته باشد. این روش، روش بزرگان است روی این اصل ارتباط انسان در كسب و در اشتغال به امور باید ارتباط، ارتباط توحیدی باشد در این ارتباط باید انسان صفات و اسماء جمالیه و جلالیه پروردگار را در این ارتباط به كار بیندازد یعنی در ارتباط با افراد و در داد و ستد با افراد است كه انسان آن صفات جمالی و جلالیه را كه خداوند در شب در نفس او فرو فرستاده و از آیات باهرات خود در قلب او قرار داده باید آن را در روز به اجرا بیندازد و به كار بیندازد.

