
نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن
نظام تربيتي و تكاملي انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن می باشد. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – محور همۀ امور در كارها و اشتغالات افراد بايد بر اساس محوريت توحيد و حق باشد. 2 – نظام تكاملي عالم وجود بر اساس حفظ باطن بواسطه پوشش ظاهر است. 3 – مرد بدون در اختيار گرفتن همسر نميتواند به اهداف و مراتب كمالي كه هدف از خلقت اومی باشد برسد. 4 – تفسير آيۀ 21 از سورۀمبارکۀ روم: و من آياته اَن خلق لكم من اَنفسكم اَزواجاً لتسكنوا اليها. 5 – تفسير آيۀ 10 و11 سورۀ مبارکۀ نبأ: وجعلنا الليل لباساً و جعلنا النهار معاشاً. 6 – تأكيد مرحوم علّامه طهراني بر عدم خروج زن از منزل در هنگام شب بدليل آثار سوء نفساني. 7 – تفسير اين بيت ازخواجه حافظ شيراز رحمةاللَه علیه: روز در كسب هنر كوش كه هي خوردن روز دل چو آينه در زنگ ظلام اندازد 8 – نظام تربيتي و تكاملي پروردگار متعال براي انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن در دو مرتبه شب و روز ميباشد. 9 – مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: انسان در شب بايد از جلوات و فيوضات رباني پروردگار اخذ كرده و در روز آنها را در ارتباطات و اشتغالات خود به منصّۀ بروز و تحقق برساند. 10 – همۀ توفيقها و موفقيتهاي انسانها در عرصههاي مختلف فردي و اجتماعي به سبب لطف و عنايت و توجه پروردگار ميباشد.
نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن
17آن چیست؟ وفای به عهد، به آنچه كه انسان میگوید عمل كند، نمیتواند بیخود تعهد به كسی ندهد. بیخود قول به كسی ندهد، بیخود مردم را در انتظار نگذارد، اگر در انتظار بگذارد خودش را گول زده نه شبش بدرد میخورد نه روزش. باید نسبت به امور متعهّد باشد، باید نسبت به امور وافی باشد، وفا باید بكند، باید رعایت مسأله توحید را در این ارتباطات كاملًا رعایت كند، اگر یك شخصی به او مراجعه میكند و میبیند نیاز او و حاجت او را آن بغل دستی بهتر میتواند انجام دهد آن شخص دیگر بهتر میتواند انجام بدهد باید او را هدایت كند نگوید الآن این مقدار مال از من میرود. مراجعه به انسان میكنند، مسأله میخواهند بپرسند یك بیانی را میخواهد انسان برای آنها توضیح بدهد و انسان میبیند كه فلان كس بهتر از او نسبت به این بیان وارد است باید بگوید شما به آن شخص مراجعه كنید، چرا؟ نباید بگوید این الآن دیگر پس هیچی سرش نمیشود حالیش نیست. بگوید مگر ما با این شخص طرف هستیم؟ نباید بگوید الآن كه من این را از پیش خود میرانم این موجب میشود كه نفعی از من سلب بشود و این نفع به جیب دیگری بریزد این میشود نفس ها ١ معنای این شب گرفتن و روز خرج كردن است این است. حالا متوجّه شدید به نماز كفایت نمیكند؟ به دعا كفایت نمیكند، این كه میفرمودند باید انسان در روز به دنبال مسأله برود، به دنبال مسأله به این نحو باید برود. نه اینكه برود در مغازه را باز كند هر چه از دهانش درآمد بگوید و هر كاری خواست بكند و به هر كیفیتی مشتری را جلب كند و به هر كیفیتی مشتری را از دیگران بپراند و به هر طوری كه میشود. نه آن خرج كردن نیست، مردم چه كار میكنند؟ مردم تمام هوش و حواس خود را برای امور دنیا در این مسیر قرار میدهند و به همان مقدار كه در این مسیر قرار میدهند به همان مقدار از آن طرف كم میگذارند روایت عجیبی است پیغمبر اكرم به ابیذر میفرماید یا اباذر: لا تُصيبُ حَقيقَتاً ايمان حَتّى تَرى انّ النّاس كُلَّهُم حَمْقا فى دينهم عُقَلا فى دُنْياهم. ای اباذر به حقیقت ایمان نمیرسی مگر اینكه ببینی همه مردم نسبت به دینشان احمق و جاهل و نسبت به دنیاشان اوّل عامل و اوّل زیرك هستند، اینجا میشود به حقیقت ایمان رسید. یعنی چه؟ احمق به كی میگویند؟ احمق به كسی گفته میشود كه مصالح خود را نمیتواند تشخیص بدهد، مصالح را به جای مفاسد میگذارد، به جایی كه آب بنوشد سَم مینوشد، به جای اینكه این عملی كه برای او مفید است انجام بدهد یك عمل دیگر انجام میدهد، به جای اینكه آنچه كه برای او را به یك نفعی میرساند او را انجام بدهد خودش را به یك كار دیگر میزند این میشود آدم احمق.
