تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
12مرحوم آقا اصلًا هیچ جواب ندادند، همینطور سرشان پایین بود و آن شخص هم خیلی صحبت میكند همینطوری میگفت دیگر! وقتی كه او رفت مرحوم آقا فرمودند: آسیدمحسن بیا اینجا، صحبتهای ایشان را شنیدی به نظر تو چطور است؟ گفتم: هیچی آقا یك مشت لاتوالاتی بود كه همینطوری مطرح میشد. گفتند: دلیلش چیست؟ گفتم: دلیلش این است اگر آنچه را كه شما گفتید ما به ملاحظه مرحوم آقا و احترام به ایشان جوابی ندادیم، خود ایشان هستند دیگر گفتم اگر جواب این آقا این است، این آقایی كه خودش را صاحب اخلاق میداند، این آقایی كه خودش را موحّد میداند، باید گفت شما چشم دوبین دارید! شما چشم توحید ندارید؛ زیرا اگر آنچه را كه شما دارید مینویسید، اگر بر طبق دستور است كه او عین مصاحبت است و عین قرب است و عین نزدیكی با خداست و عین انس با ذات او و جلوس در كنار او و حظّ از آن نعمات و بركاتی كه هست. و اگر آنچه را كه مینویسید براساس هوای نفس است آن پرونده دیگری دارد.
این آقا خیال میكند فقط وقتی كه انسان دست از كار بردارد آنموقع با خدا انس میگیرد و این اشتباه است. درحالیكه اگر خدا انس را برای بندهاش در عُزلت میدید چرا به رسول خدا امر میكند بلند شو از غار حرا بیرون بیا، چهل سال در غار حرا بودی، با ما از مردم مكه فاصله گرفتی، الآن بیا بیرون، آنچه را كه تا الآن كسب كردی حالا برو در میان مردم پخش كن، آنچه را كه در این مدت در تنهایی با ما در جایی بودی كه پرنده هم پر نمیزد، حیوانی هم وجود نداشت. حالا بیا این مطلب را برو با ابوسفیان و ابوجهل در میان بگذار. با ولید و عُتبه و شیبه و اینها باید بیایی در میان بگذاری. این مطالب را بیایی به اینها بگویی چرا؟ چون اینها همبندگان من هستند. تو بیا مطلب را در میان بگذار. آیا رسول خدا هنگامی كه در این اجتماع آمد از خدا جدا شد؟ آیا رسول خدا در هنگامی كه در میان مردم آمد و به تبلیغ و انتشار رسالت خودش پرداخت مگر از میان مردم جدا شد؟ از خدا جدا شد؟ از انس با خدا؟ نخیر!

