تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
14امیرالمؤمنین علیهالسّلام باید مردم را تحریك كند تشویق كند به جنگ معاویه، باید حركت بدهد بر برانداختن حكومت ظلم اموی. امّا این جنگ به نتیجه میرسد یا نه؟ در اختیار علی نیست، نه! در اختیار خداست. دیدیم هم به نتیجهنرسید، به نتیجه نرسید. هیجده ماه جنگ صفّین طول كشید، نود هزار نفر از طرفین كشته شدند. قضیه چه شد؟ آیا امیرالمؤمنین به نتیجه رسید؟ بله، امیرالمؤمنین به نتیجه رسید امّا نتیجه، نتیجه شخصی بود. خودش در این راه به تكلیف عمل كرد، خودش در اینجا به آنچه كه باید برسد رسید، خودش در اینجا به آن نقطهای كه باید برسد رسید. امّا از نقطه نظر اجتماعی مطلب ناتمام ماند. حتی امیرالمؤمنین علیهالسّلام بعد از جنگ صفین بارها میفرمود: سَاجهَدُ أَن اطهّر الارض من هذا الجسم منكوس؛1 من تمام توان خودم را به كار میبندم تا زمین را از این انسان واژگون رها كنم، و از ظلم و ستم این انسان معكوس بیرون بیاورم، تمام توان خودم را انجام میدهم. آیا توانست به این هدف برسد؟ نه، چند روز بعد از همین خطبه ابنملجم مرادی آمد بر فرق امیرالمؤمنین ضربت زد.
حضرت میگوید من تلاش خودم را دارم، نمیگوید حالا كه قرار است نوزده رمضان بیاید و این خبر را هم میدادها حالا كه قرار است نوزده رمضان بیاید، پس من دیگر میگذارم كنار، برای چه بروم انجام بدهم؟! ما كه قرار است كشته بشویم چرا زحمت بكشیم؟ وقتی كه قرار است شمشیر به سر ما بزنند حالا چرا بیایم دیگر حرف بزنیم؟! چرا حرف بزنیم؟ نه، یك انسان كامل، حتّی تا ثانیه آخر زندگی به آن وظیفهای كه دارد عمل میكند. چرا؟ چون هدفی كه آن انسان كامل دارد با هدفی كه افراد دیگر دارند متفاوت است. افراد دیگر فعل را انجام میدهند بخاطر اینكه بر طبق هوای دل به نتیجه برسد ولو صبغه صبغه الهی باشد. ولو رنگ، رنگ الهی باشد. ولو ظاهر، ظاهر الهی باشد. جنگ میكنند برای اینكه اسلام را حتماً در فلان سرزمین پیاده كنند. حالا اگر پیاده نشد عالم بهم میخورد! كهكشانها همه به هم میریزند! ولی یك انسان كامل این طوری نیست؛ جنگ میكند برای اینكه خدا گفته. لذا در همان موقع جنگ با اینكه میتواند به یك مسائلی برسد، وقتی خدا دستور میدهد بایست میایستد. خدا گفته تا اینجا ما تا اینجا رفتیم حالا میایستیم.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٧٢، كتاب ٤٥: سأجهد فِى أنّ اطَهِّرَ الأرضَ من هذا الشخصِ المعكوس و الجسمِ المركوس

