
تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
تعهد و التزام به حقوق الهي و خلقي. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – هر يك از انسانها در ارتباط با قضايا و مسائل اطراف خود به دو جنبه خلقي و تكليفي و جنبۀ تقدير و مشيت الهي را باید نظرداشته باشند. 2 – در نظام تربيتي اسلام يك مسأله وجود دارد وآن رسيدن به بالاترين نقطه كمال در همۀ ابعاد عبادي، اقتصادي، نظامي، علمي، تكنيكي و... ميباشد. 3 – پايه و اساس مكتب عرفان و سلوك الهي بر انجام امور بر طبق نظم و منطق صحيح و به بهترين شكل ممكن ميباشد. 4 – سخن امام محمد باقر عليه السلام مبني بر كيفيت تعامل افراد با يكديگر در زمان ظهور امام زمان عليه السلام. 5 – از جمله مسائلي كه بدست فراموشي سپرده شده است مسأله تعهد و التزام به حقوق الهي و خلقي ميباشد. 6 – مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: اگر كسي ساليان دراز را در طلب رسيدن به استاد خبير و كامل طي كرده باشد زيان نكرده است. 7 – فلسفه هجرت مرحوم علّامه طهراني به مشهد مقدس و تأليف دورۀ معارف اسلامي از زبان ايشان. 8 – اهتمام و سعي بليغ مرحوم علّامه طهراني در تأليف دورۀ معارف اسلامي.
تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
توضیحات:
تعهد و التزام به حقوق الهي و خلقي. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – هر يك از انسانها در ارتباط با قضايا و مسائل اطراف خود به دو جنبه خلقي و تكليفي و جنبۀ تقدير و مشيت الهي را باید نظرداشته باشند. 2 – در نظام تربيتي اسلام يك مسأله وجود دارد وآن رسيدن به بالاترين نقطه كمال در همۀ ابعاد عبادي، اقتصادي، نظامي، علمي، تكنيكي و... ميباشد. 3 – پايه و اساس مكتب عرفان و سلوك الهي بر انجام امور بر طبق نظم و منطق صحيح و به بهترين شكل ممكن ميباشد. 4 – سخن امام محمد باقر عليه السلام مبني بر كيفيت تعامل افراد با يكديگر در زمان ظهور امام زمان عليه السلام. 5 – از جمله مسائلي كه بدست فراموشي سپرده شده است مسأله تعهد و التزام به حقوق الهي و خلقي ميباشد. 6 – مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: اگر كسي ساليان دراز را در طلب رسيدن به استاد خبير و كامل طي كرده باشد زيان نكرده است. 7 – فلسفه هجرت مرحوم علّامه طهراني به مشهد مقدس و تأليف دورۀ معارف اسلامي از زبان ايشان. 8 – اهتمام و سعي بليغ مرحوم علّامه طهراني در تأليف دورۀ معارف اسلامي.
تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
17لذا در اینجا ما میبینیم كه در رفتار و كردار بزرگان این دو جنبه همراه با هم ملاحظه میشود. این دو قضیه همراه با هم ملاحظه میشود؛ هم رعایت تكلیف و التزام نسبت به مسائل خارجی و هم رعایت موقعیت و رعایت صحّت و رعایت سلامت و رعایت فكر و فراغت در ارتباط با مسائل و تكلیفات دیگر. چطور ممكن است شب انسان خسته باشد و بعد بتواند یك ساعت، یك ساعت و نیم قبل از اذان صبح برخیزد. مگر میشود؟ چطور ممكن است انسان درگیر مسائل باشد و درعینحال در نماز حضور قلب داشته باشد خلوص داشته باشد؟ مگر میشود؟! لذا انسان باید این مسائل را در كنار هم رعایت كند.
حضرت سیدالشّهدا علیهالسّلام در آن كلامی كه به آن حضرت منتسب است این مطلب را بخوبی بیان میكنند. حضرت میفرماید: اللَهم اجعلنى اخشاك كانّى اراك
خدایا مرا جوری قرار بده كه از تو در خشیت باشم. تو را رقیب و عتید بر خود ببینم، تو را مواظب و مُشرف بر اعمال خودم مشاهده كنم:
كانّى اراك
كأنَّ من دارم تو را میبینم.
واسعدنى بتقواك
مرا به تقوی خودت سعید و سعادتمند بگردان.
ولا تشقنى بمعصيتك
بواسطه معصیت تو مرا شقی و قلبم را قسی مگردان
وخِر لى فى قضائك حتّى لا أحب تأخير ما عجّلت و لا تعجيل ما أَخرت1
خدایا قضاوقدر و مشیت خودت را آنطور برای من قرار بده و آنطور مرا مطابق بگردان و مرا محّب با قضا و مشیت تو بگردان كه اگر بخواهی یك مطلبی را یك حادثهای را برای من بوجود بیاوری من در صدد دفع آن بر نیایم. آنچه را كه تو بعداً میخواهی انجام بدهی من زودتر تقاضا نكنم و آنچه را كه میخواهی زود انجام بدهی من به دفع الوقت و به تأخیر نیندازم.
این میشود آن سلوك و آن حركت سالكانهای كه یك عبد در قبال این دو مسئله باید داشته باشد.
حتّى لا احب تأخير ما عجلت، اگر میخواهی یك چیزی را برای من زود بیاوری من به تأخیر نیندازم، یك ضرری میخواهی متوجه من بكنیاین ضرر را بیندازم برای بعد، نه خدایا میخواهی امروز ضرر كنیم بكنیم، خانهات آباد! یا اینكه میخواهی هفته دیگر یك نعمتی به ما بدهی، بگویم نه خدایا این هفته بده. چرا؟ هر چیزی را در جای خودش قرار بدهم. چرا؟ تمام اینها بخاطر این است كه آنچه را كه در نزد یك سالك مهمّ است درك كردن و ادارك خود اوست، بقیه مسائل زودگذر است، یك روزی میگذارد میرود. خودم را در این جایگاه بیابم این مسئله، مسئله مهم است.
- الكافى، ج ٢، ص ٥٧٦: عن أبى عبدالله عليهالسّلام قال: قل اللهم اجعلنى أخشاكَ كأنِّى أراكَ و أسعِدنى بتقواكَ و لا تُشقِنى بِنَشطِى لِمَعاصيكَ و خِر لى فِى قضائِكَ و بارِك لى فِى قَدَرِك حتى لا احِبُّ تأخيرَ ما عَجَّلتَ و لا تَعجيلَ ما اخّرتَ ...
