معرفت خداوند تنها تکیه گاه انسان در نجات از نفس امّاره
13ما «قُرّةَ عینِ» را در لسان فارسی معنا میکنیم به روشنیِ چشم؛ امّا معنایش روشنی چشم نیست، بلکه خُنکی چشم است.1 دیدید افرادی که ناراحتاند و خستهاند و عصبانیاند و گرفتارند، چشم آنها باد کرده و داغ است، امّا افرادی که نه، حال سکونت و آرامش برای آنها هست و خیالی ندارند و در خوشی و مسرّت هستند، چشمهای آنها یک طراوت و خنکی دارد؛ آن را میگویند: قُرَّةَ عین، که ما در لغت فارسی به معنای کنایی و به معنای لازمهاش، یعنی روشنی چشم، معنا میکنیم.
«ای خدایی که تو روشنی چشم افرادی هستی که به تو پناه بیاورند!»
و انقَطَعَ إلَیکَ؛ «به تو منقطع میشوند؛ از همه ببرّند و به تو بپیوندند.»
أنتَ المُحسِنُ و نَحنُ المُسیئونَ؛ «تو نیکوکار و احسانکننده هستی و ما گناهکاران.»
فَتَجاوَز یا رَبِّ عن قبیحِ ما عندَنا بِجَمیلِ ما عِندَک؛ «ای پروردگار من! از تمام آن قبایحی که در نزد ما است بگذر، به آن خوبیها و جمالی که برای تو است، بگذر!»
آخر، خوبیها و جمالی که برای تو است لایتناهیٰ است؛ لایتناهیٰ یعنی: سعهاش را پیدا کند بیاید این قبحها را بگیرد و بشوید و از بین ببرد.
کرم الهی دربرگیرنده همه گناهان
و أیُّ جَهلٍ یا رَبِّ لا یسَعُهُ جُودُک، أو أیُّ زَمانٍ أطوَلُ مِن أناتِکَ؛ «خداوندا، ای پروردگار من! کدام جهل و کار زشتی از ما سر میزند که جود و کرم تو نمیتواند آنها را از بین ببرد، آن را به ما نشان بده!»
درست است که ما گناهکاریم، ولی کرم و جود تو سعه و گشایش دارد و این گناهان ما را میگیرد! بله، اگر جود و کرم تو سعه نداشت و محدود بود ـ مثلاً جود و کرم تو اختصاص به مردمانِ متّقی و مؤمن و طیّبین و مخلَصین داشت و اصلاً شامل افراد غیر نمیشد ـ، اینجا دیگر انسان باید ناامید باشد چون این جود و کرم اختصاص به این دارد، انسان باید دیگر برود دنبال کار خودش. یا جود و کرم تو از مخلَصین و از مخلِصین و از طیّبین و... میگذشت و شامل حال افرادی که حسناتشان بر سیّئاتشان غلبه دارد میشد، خُب ما میگفتیم که سیّئاتمان بر حسناتمان غلبه دارد، دیگر آن جود و کرم سعه ندارد که ما را بگیرد؛ باید انسان به دنبال کار خودش برود. امّا میفرماید: هرچه ما گناهکار باشیم، و هر گناهی که متصوَّر باشد از ما سر زده باشد، جود و کرم تو نسبت به آن سعه دارد؛ یعنی میآید و آن را میگیرد. پس اصلاً ما متحیّریم!
- مفردات الفاظ قرآن، ص ٦٦٣:
«قیل لمَن یُسَرُّ به: ”قُرَّةُ عینٍ“. قال: ﴿قُرَّتُ عَيۡنٖ لِّي وَلَكَ﴾، * و قوله ﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّـٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ﴾. ** قیل: ”أصله مِن القُرَّ، أی: البرد؛ فَقَرَّت عَینُه.“ و قیل: ”معناه: بَرَدَت فَصَحَّت.“»
* سوره قصص (٢٨) آیه ٩.
** سوره فرقان (٢٥) آیه ٧٤.
- مفردات الفاظ قرآن، ص ٦٦٣:

