معرفت خداوند تنها تکیه گاه انسان در نجات از نفس امّاره
14پس «ای پروردگار من! کدام جهل و نادانی از ما سر میزند که جود تو نمیتواند آن را بگیرد و نمیتواند آن گناه را از بین ببرد؟! و کدام زمانی طولانیتر از حلم و صبر تو است؟! صبر تو اینقدر طولانی است، اینقدر طولانی است! کدام زمانی میتواند به آن برسد؟!»
زمانها، دُهور، کُرور میآیند و از بین میروند و فانی میشوند، باز هم آن مقام صبر و أنات و جود تو بر پای خودش استوار است! اینقدر عجیب است و اینقدر سعه دارد!
بی ارزش بودن اعمال ما در قیاس با نعمتهای عطا شده به ما و ما قَدرُ أعمالِنا فی جَنبِ نِعَمِکَ؟! «اصلاً ما چه هستیم؟! اعمالی که انجام میدهیم در کنار و در قیاس با نعمتهایی که به ما دادی، اصلاً چه هست؟!»
آنوقت نعمتهایی که خدا به انسان داده است میگوید: هزارتا است، اعمال ما یکی است، خُب یکی در مقابل هزار تا، خدا را شکر که ما توانستیم در مقابل هزار تا نعمت، یک عملی انجام بدهیم که یک هزارم نعمتهای او را شکر کرده باشیم؛ امّا اینطور نیست، نِعَم او هزاران هزار هزار است و اعمال ما نسبت به او یک هزارمِ هزارمِ هزار هم پایینتر! از آنطرف رو به زیادی میرود و از اینطرف رو به نقصان. اعمال ما کشیده شده، نعمتهای او هم کشیده شده؛ [نعمتهای او] از بزرگی سر به بینهایت گذاشته است، ولی اعمال ما از نقطۀ نظر بیمقداری، سر به بینهایت در جهت منفی است. این چه قیاسی میشود!!
و کیفَ نَستَکثِرُ أعمالًا نُقابِلُ بها کرَمَکَ؟! «چگونه ما بزرگ بشماریم اعمالی را که با آن اعمال بخواهیم کَرم تو را مقابله بدهیم؟!»
یعنی این عمل در مقابل آن کرم؛ کدام عملی میتواند با کرم تو مقابله کند؟!
بَل کَیفَ یَضیقُ علَی المُذنِبینَ ما وَسِعَهُم مِن رَحمتِکَ؟! بلکه آن کرمی که از ناحیۀ تو شامل گناهکاران میشود و میرسد، دیگر کدام نقطۀ ضیق و تنگی برای ما باقی میگذارد؟! یعنی آن رحمت واسعۀ تو برسد، برای گناهکاران دیگر تنگی و ضیقی باقی نمیگذارد. در صورتی که رحمت و کرم تو بیاید ولی به اینجا نرسد، این شخص گناهکار در این مضیقه خودش مبتلاست؛ امّا اگر آمد و رسید و گناه این شخص مذنب را گرفت، او را از ضیق و تنگی بیرون میآورد و گناه او را تبدیل به حسنه میکند، شما از این عجیبتر میخواهید؟!

