معرفت خداوند تنها تکیه گاه انسان در نجات از نفس امّاره
15تعویض ماهیّت و جوهره انسان با یک توفیق الهی
﴿أُوْلَـٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾؛1
«(با یک عمل، با یک توفیق و با یک پرش) تمام گناهانی که انسان انجام داده است تبدیل به حسنه میشود!».2
این برای چیست؟ از سعۀ جود است؛ سعۀ جود میآید در اینجا تغییر ماهیّت میدهد. ماهیتّش مشرک بود، به یک لحظه میشود مؤمن؛ کافر بود میشود مسلِم؛ مشرک بود میشود موحّد، تا موحّد شد تغییر ماهیّت داده است؛ حیوان بود، حالا شده انسان؛ جنّ بود، حالا شده از ملائکه. او یک منزلی دارد، این هم یک منزلی دیگر؛ منزل گناه ضیق است و تنگی، منزل ایمان سعه است و رحمت. به لطف خدا تغییر ماهیّت پیدا شد، از آن منزل حرکت کرد و از آن منزل ضیق و تنگ وارد در سعۀ رحمت پروردگار شد.
بَل کَیفَ یَضیقُ علَی المُذنِبینَ ما وَسِعَهُم مِن رَحمتِکَ؟! یا واسِعَ المَغفِرَةِ! یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمة! «... ای کسی که مغفرتت خیلی واسع است! ای کسی که دو دستهایت بهرحمت گشاده است!»
یهود میگویند: ﴿يَدُ ٱللَهِ مَغۡلُولَةٌ﴾؛3 «دستهای خدا بسته است.» همهکار نمیتواند بکند، رفع گرفتاریها نمیتواند بکند، چهکار نمیتواند بکند، چهکار نمیتواند بکند، ما را عذاب نمیتواند بکند! عذابی هم که روز قیامت میکند یک زمان محدودی است، به مدّت همان چهل روزی که حضرت موسی رفت برای مناجات و پدران ما از حضرت موسی إعراض کردند و تمرّد هارون را کردند و گوسالهپرست شدند؛4 ایّام معدودهای است که خدا ما را عذاب میکند5 و بعد همۀ ما إلَی الأبد در بهشت متنعّم هستیم وخدا نمیتواند غیر از این کار را بکند!
خداوند هم میدهد و هم میگیرد تا انسان نعمت را از خود نبیند
امّا اینطور نیست.6
یا باسِطَ الیَدَینِ بالرَّحمَةِ! «دو تا دست خدا باز است، هم دست جمال و هم دست جلال؛ و بهرحمت باز است (نه به نِقمت).»
خدا با آن دستی که به انسان رحمت میدهد، انسان را سیراب و ملتَذّ میکند؛ با دست جلال دیگر هم که از انسان چیزی را میگیرد برای تربیت و ادب انسان، آن دست هم دست رحمت است. پس دادن و گرفتن، قبض و بسطش براساس رحمت است، و هر دو برای کمال انسان است؛ عیناً مانند کسی که در مکتب میرود، معلّم هم به او شیرینی میدهد و هم کفِ دستی به او میزند، هم آن اوّلی برایش خوب است هم دوّمی. اگر این بچّه کف دستی نخورد تربیت نمیشود، خطّش خوب نمیشود، حسابش خوب نمیشود، قرآنش خوب نمیشود. اگر معلّم، معلّم قویّای نباشد همهاش به این بچّه شکلات میدهد و میترسد او را بزند، این بچّه بیسواد بار میآید، و آن آب نباتها این بچّه را اذیّت میکند، روحش را هم اذیّت میکند. امّا آن معلّمی که واقعاً معلّم است، به بچّه میگوید که درس را باید حفظ کنی! اگر حفظ کرد، بارکاللَه! آفرین! دفعۀ دوّم: آفرین! اگر مخالفت کرد، بدون اینکه سیلی به صورتش بزند یا اینکه بلندش کند و بزند زمین و سرش را بشکند، گوشش را آهسته بگیرد و همینطور بمالد ـ هیچطوری هم نمیشود ـ یا کفِ دستی به او بزند بهمقداری که مستعد است که بچّه وقتی میآید سر کلاس درس، همیشه بفهمد که در درس یک مسئولیّتی است.
- سوره فرقان (٢٥) آیه٧٠.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون «تبدیل گناهان به حسنات» رجوع شود به انوار الملکوت، ج ١، ص ١٥٩ ـ ١٦٥؛ معاد شناسی، ج ٨، ص ٣٤٥.
- سوره مائده (٥) آیه ٦٤.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٠، ص ٣٨٩.
- اشاره به سوره بقره (٢) آیه ٨٠ که میفرماید: ﴿وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامٗا مَّعۡدُودَةٗ قُلۡ أَتَّخَذۡتُمۡ عِندَ ٱللَهِ عَهۡدٗا فَلَن يُخۡلِفَ ٱللَهُ عَهۡدَهُۥٓ أَمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾؛
معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣٠٧: «و (یهودیان) چنین میگویند که: ”هیچگاه آتش ما را مَس نمیکند مگر چند روز معدود و اندکی!“ بگو: آیا شما بر این گفتارتان عهد و میثاقی از خدا گرفتهاید، تا آنکه خداوند خُلفوعده نکند و شما را در آتش، مگر زمان مختصری نسوزاند؟! و یا آنکه بدون علم و درایت، بر خدا نسبت دروغ میدهید؟!» - جهت اطّلاع از «ادلّه ابطال ادّعای یهود» رجوع شود به المیزان فی تفسیر القرآن، ج ٥، ص ٢٥٤.

