معرفت خداوند تنها تکیه گاه انسان در نجات از نفس امّاره
16خدای علیّأعلیٰ هم به انسان میدهد و میگیرد، با جمالش و با جَلَواتی که از ناحیۀ او برای ربودن دلها افاضه میشود، دائماً به انسان افاضۀ نعمت میکند، میدهد تمام نعمتها را و میگیرد. اگر به انسان بدهد و نگیرد که انسان بهکلّی غافل میشود و تمام این نعمتها را به خود نسبت میدهد و انکار میکند که: مال خدا نیست! امّا میدهد و میگیرد، قبض و بسط میکند. دائماً این عالَم در قبض و بسط است، ما در شبانهروز، در هر ساعت، در هر لحظه، در قبض و بسطیم؛ یعنی میدهد و میگیرد، میدهد و میگیرد، اصلاً دائماً این چرخ دارد کار میکند، این دو دست رحمت پروردگار باسط است، هر دو دستش باز است، نه دست جمالش بسته است و نه دست جلالش. ترسو هم نیست که اینجا بترسد و پسِگردنی نزند، در آنجا بخل کند و بترسد و این کار را نکند، اصلاً عالم روی جمال و جلال پروردگار دارد میگردد. پس: «ای کسی که دو دست خود را به رحمت گشادهای!»
غیر از این در، دری نیست؛ و این در هم، درِ محبّت است
فَوَ عِزَّتِکَ یا سَیّدی لَو نَهَرتَنی، ما بَرِحتُ مِن بابِکَ و لا کَفَفتُ عَن تَمَلُّقِکَ لِما انتَهیٰ إلَیَّ مِنَ المَعرفةِ بِجودِکَ و کرَمِکَ!
«ای پروردگار من، ای سیّد من، ای آقای من! اگر تو مرا دور کنی و دور باش بزنی، من دست از این خانهات برنمیدارم، من نمیروم و دست از تملّق خودم برنمیدارم. تَمَلُّق و مَلَق، تَمَلَّقَهُ و مَلَقَهُ: بهمعنای اظهار دوستی و محبّت و ادبکردن، ولو اینکه مطابق با واقع هم نباشد.1
دیدید گربه سر سفره مینشیند؟! خیلی مؤدّب، سرش را هم پایین میاندازد و هیچ هم نمیگوید، یک میُوی کوچولو میکند که متوجّه باش! این ادبی که بهخرج میدهد واقعیّت ندارد، از شما میترسد بلند شو برو تو حیاط و برگرد، میبینی گوشت را برداشت و فرار کرد؛ پس ادبش، ادب واقعی نیست، این تملّق است یعنی تودّد و تأدّبِ تصنّعی است در مقابل تو، و اگر به چشمش نگاه کنید میفهمید که این آثار در او هست و در عین اینکه دارد شما را نگاه میکند و چشمش را هم پایین انداخته، کاملاً و صد در صد مراقب و مواظب تمام جهات است، و خودش را میزند به اینکه من همهجا را نگاه نمیکنم.
- مجمع البحرین، ج ٥، ص ٢٣٦:
«المَلَقُ (محرَّکةً): الوُدُّ و اللُّطفُ، و أن یُعطِیَ فی اللّسانِ ما لَیسَ فی القلبِ؛ و الفِعلُ کفَرِحَ. و قد یُطلَقُ المَلَقُ و التَّمَلُّقُ علَی التودُّدِ و التلطُّفِ و الخُضوعِ الّتی یُطابِقُ فیها الجِنانُ اللّسانَ... و تَمَلَّقَ إلیهِ تَمَلُّقًا و تَملاقًا: أی تَوَدَّدَ إلیهِ و تَلَطَّف لَهُ... و رجلٌ مَلِقٌ: یُعطی بِلسانِهِ ما لَیسَ فی قلبِهِ.»
- مجمع البحرین، ج ٥، ص ٢٣٦:

