كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل
14ببینید ما آمدیم اوّل آن پایه را بر اساس مسئله توحید قرار دادیم حالا میخواهیم روی آن بنا بسازیم. روی این مسئلهچه بسازیم؟ روی این پایه، روی این فنداسیونیكه الآن چیده شده است چه مسائلی را بخواهیم قرار بدهیم؟ فرض كنیدكه پایه دیوار اینجاست ما اطاق را كه میخواهیم بسازیم یك متر اینطرفتر قرار بدهیم خوب این دیوار كه دیگر روی پایه نیست، اگر این پیكه الآن ریخته شده در خود جایگاه، باید پایههای دیوار، پایههای ستون، پایههای عمودها را، همهرا در همان جای خودش قرار داد، لذا در یك همچنین موقعیتی روابط خانوادگی با روابط خارج هردو با هم باید دریك راستا تعریف بشود، در یك راستا باید بوجود بیاید. ارتباطات باید در یك راستا باشد، ارتباط با رحم باید در همان راستا قرار بگیرد، حضور در منزل و كیفیت ارتباط و نحوه ارتباط در منزل باید بر همان راستا تعریف بشود و در همان كیفیت قرار بگیرد. دیگر در اینجا مسائل خانوادگی جدای از مسائل سلوكی نمیتواند تعریف بشود، دقیقاً خلأ ونقص و خالیگذاشتن در مسائل داخلی میتواند بر مسائل نفس و مسائل سلوكی انسان اثرات مخرّبی بوجود بیاورد.
یكی از افراد آمده بود خدمت یكی از بزرگان و از حالش شكایت میكرد كه آقا من اینگونهام، گاهی ترقّی نداریم، [پیشرفتی] نداریم، گاهی اینطور میشویم. ایشان رو كردند به او گفتند: شما با زن و بچهات بدرفتاری میكنید اصلًا كسی از این قضیهاطلاع نداشت، هیچ اطلاع نداشت، رنگش سُرخ شد شما با زن و بچهات بدرفتاری میكنید. گفتند: این مال این قضیه است.
یكی از مسائلی را كه از مرحوم آقای حداد به یاد دارم رفقا نسبت به این قضیهتوجه كنند به یاد دارم كه ایشان بارها و بارها به مرحوم پدر ما و به دوستانشان تذكر میدادند مسئله رعایت جوانب خانواده و زن و فرزند است بالاخص، و حفظ و رعایت جایگاه آنها و مرافقت و موافقت آنها بر آنچه كه خدای متعال از انسان خواسته، نه اینكه بیخود انسان هركاری انجام دهد یا فرض كنید كه محبّت بیجا یا امتیاز بیجا، نه، در جایگاه خود و رعایت آن موازینیكه خدای متعال برای انسان آن موازین را تحسین كرده. مثلًا وقتیكه مرحوم پدر ما غالباً به كربلامشرّف میشدندیكی از دوستان مرحوم آقای حداد، خیلی علاقه داشتندحالا میدیدند آقای آقاسیدمحمدحسین آمده در كربلا و حالا دیگر ما بیاییم اینجا، منزلش هم در نجف بود. اینكهمنزلش در بین نجف و كوفه در بیابان است و این احتیاجی به بزرگتر هست، ممكن است بالآخره تخیلات، احساسات مسائل جانبی برای افراد موجب ترس، خوف و امثال ذلك، این یكمسئله طبیعی است دیگر. ایشان میخواست بیاید و شب را بماند. یعنی فرض كنید كه صبح پنجشنبه یا صبح جمعه میآمد و میخواست شب شنبه را هم بماند حالا چون آقا آمدند شب در آنجا بماند و ...

