كیفیت تنظیم روابط و ارتباطات در محیط داخل و خارج منزل
15مرحوم پدر ما با آقای حداد تازه صحبتشان از نصف شب به بعد شروع میشد؛ مینشستند و حرف میزدند و چراغ را روشن میكردند، چه میگفتند كه ما نمیفهمیدیم. این حالا بنشیند و ... مرحوم آقای حداد میگفتند: آقا برو پیش زن و بچهات. میگفت: آقا، آقاسید محمدحسین آمده. میگفت: آقاسید محمدحسین بیاید، آقاسیدمحمدحسین آمده است برای خودش. میگفت: آقا خیلی برای من مشكل است. ایشان میفرمودند: مسئله همین است. یك مرتبه هم بیشترحرف نمیزدند دیگر برای مرتبه دوّم تكرار نمیكردند. اصلًا دأب مرحوم آقای حداد همینطور بود. یك مطلب را یكدفعه میگفتند، دیگر تكرار مجدد نداشت. اما نسبت به این مسئله رعایت امور عائله به شدت ایشان حساس بودند به شدت حساس بودند.
مرحوم پدر ما نقل میكردند میگفتندكه در یكی از این شبها كه آن شخص آمده بود ما نشسته بودیمبعد از مغرب آقای حداد گفتند: بسیار خب دیگر دیر است، شما به منزلتانبروید. از كربلا برو در نجف و بعد هم برو در منزلتان. الان البته دیگر نجف و كوفه بهم متصل شده و دیگر ظاهراً جای خالی باقی نگذاشت، ولی در آن زمان من یادم هست در حدود ١٧ سالگیكهبعد از آن سفر حجبه عتبات مشرف شده بودیم در مراجعت وقتیكه ما منزل آن دوست و رفیق مرحوم آقا كهرفتیم اصلًا تمامش تا چشم كار میكرد بیابان بود و فقط چند تا منزل در آنجا بود و چند تا درخت، تمامش همه بیابان بود در یك همچنین وضعیتی برای اهالی منزل احساس ترس و نگرانی پیدا میشود و شما به خاطر ارتباط با استاد و ارتباط با حال، ارتباط با رفیق، انس و مؤانست میخواهی جای دیگری را كم بگذاری، از جایی دیگر كم بگذاری، اینجا آن امتحان پیش میآید. اینكه الآن شما داری و نشستی و حال میكنی به حساب خودت و میگویی و میخندی و استفاده میكنی این نشستن تو دارد دل دیگری را میلرزاند، دارد یكی دیگر را میترساند، خوف در دل یكی دیگر دارد برای آن چه فكریكردی؟! لذا این نشستن میآید و باعث قساوت قلب میشود این نشستنها، این نفس میآید به این موقعیت دل خوش میكند. آن استاد دارد این را از نفس بیرون میكشد میآورد بیرون، میخواهد تعلقّات را كم كند، آن جنبه صفا را به نفس میدهد، این با این عمل خودش موجب قساوت میشود خودش هم نمیفهمد. خیال میكند نشسته استحال كرده، گفته و از اسرار شنیده، شنیدن از اسرار چه فایده دارد؟ بله، از اسرار هم میشنید و نسبت به خیلی از اسرار هم مطلّع بود، مرحوم آقا خودشان فرمودند: خدا چشم این را برای دیدن و شنیدن اسرار باز كرده این مسئله هم بود، ولی صرف شنیدن سرّ مطلب را تمام نمیكند.

