اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر

0
عنوان بصری
عنوان بصری

كيفيت تنظيم روابط در داخل منزل و حقوق والدين و فرزندان نسبت به يكديگر. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 كم‌ترين حقي كه افراد جامعه نسبت به حكومت دارا مي‌باشند تأمين امنيت جاني، مالي، اقتصادي، مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي و اصلاح و بهبود اوضاع ظاهري افراد مجتمع مي‌باشد 2 پيامبر اكرم مي‌فرمايند: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم 3 نقطۀ ضعف مرحوم مدرس غلبۀ جنبۀ رحمت و عطوفت ايشان بود كه منجر به ضربه زدن رضاخان به ايشان شد 4 مرحوم مدرس شخصيتي حرّ و آزاده، متقي و اهل علم و درايت بود 5 وظيفه اصلي حكومت اسلامي، تأمين امنيت اخلاقی و ارتقاء روحي و معنوي همة افراد جامعه مي‌باشد 6 وظيفه پدر، تأمين امنيت روحي و فراهم كردن زمينۀ برای رشد و تكامل روحي و معنوي، اهل خانواده مي‌باشد 7 ذكر قضيه‌اي از مرحوم شيخ فضل‌اللَه نوري، مبني بر چگونگي تأثير عوامل خارجي بر سرنوشت افراد 8 بر طبق فرمايش امام عليه السلام مقصود و منظور از بازگرداندن امانت به اهلش در آيه شريفه:« اهل خانواده و همسر و فرزند مي‌باشند» 9 مرحوم علّامه طهراني مي فرمودند: كسي كه بتواند خانواده خود را بر طبق آنچه كه رضاي خداوند و ائمه عليهم السلام است حركت دهد و از مسائل انحرافي و اخلاقي دور نگه دارد، بزرگ‌ترين جهاد در راه خدا را انجام داده است 10 ضعف و انحطاط اخلاقي ودورشدن از اصول فطري و انساني جوامع بشري، در عين پيشرفت ظاهری علوم علم و تكنولوژي 11 تسامح و تساهل در پايبندي به اصول اخلاقي و اسلامي به بهانۀ مخالفت با تحجّرگرايي 12 مرحوم علّامه طهراني همواره از رشد فهم و عقل افراد سؤال مي‌كردند نه از حالات نفساني و مقامات باطني 13 ذكر برخي از وظايف پدر نسبت به اهل خانواده 14 اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند: زندگي سه قسمت دارد: 2 قسمت آن بر اغماض است و يك قسمت آن بر عفو

حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر

7
  • این مطالب، مطالبی بود كه سابقاً ممكن بود با استهزاء و سخریه با او برخورد بشود ولی امروزه متوجه شده‌اند كه اطفال در همان ایام شیرخوارگی و در همان ماههای اول ولادت بهترین استعداد برای گرفتن مطالب را دارند، این هم دیگر دروغ است؟ خب به ما می‌گویند ما گوش نمی‌دهیم: آقا این حرفها چیست؟ آقا بچه كه نمی‌فهمد! آقا بچه كه چیزی سرش نمی‌شود! چرا سرش نمی‌شود؟ خیلی هم خوب سرش می‌شود. اینها همه در او اثر می‌گذارند، در اتاقی كه قرآن می‌خوانید بچه را بیاورید در همانجا صدای قرآن شما را بشنود، در مجالس عزاداری سیدالشهداء مستحب است بچه‌ها آورده بشوند.

  • آن وقت این مسائل چه وقت به درد می‌خورد وقتی كه بچّه، بچه است خب چیزی مشهود نیست اما وقتی كه بزرگ می‌شود می‌بینید این به این راه رفت، این به این راه رفت، این مال چه وقت است؟ آن موقع است وقتی كه پا به سن می‌گذارد می‌بینید این دارد به یك راهی می‌رود و این یكی دارد به یك راهی دیگر می‌رود كه البته من نمی‌گویم تمام علت همین است. ولی به عنوان جزء العله، به قول مرحوم آقا مسأله همین طور است. چرا؟ چون آن آثاری كه در آن موقع به واسطه آن اعمال و كردار، در نفس این بچّه نقش بسته است آن آثار كه دست روی دست نمی‌گذارد، شروع می‌كند به فعالیت، شروع می‌كند به عمل و بعد در سنین بزرگی كم كم، كم كم ما متوجه می‌شویم كه دارد خط سیر و مشی یك فرد به یك سمت اتجاه پیدا می‌كند، دارد به یك دارد سمت می‌رود.

  • نقل می‌كنند از مرحوم شیخ فضل اللَه نوری رحمت اللَه علیه، همان شخصی كه مشروطه خواهها و انگلیسیها او را اعدام كردند. فرزندی داشت، این فرزندش شخص غیر مناسبی بود، با همان مسائل دولتی و سیاسی و با همان مسائل سر و كار داشت و می‌گویند یكی از عوامل اعدام پدر خود همین فرزند بوده است و معمّم هم بوده است اتفاقاً، یك روز در یك مجلسی صحبت از این فرزند به میان می‌آید، مرحوم شیخ فضل اللَه می‌گوید من می‌دانم كجای این قضیه اشكال دارد (البته من عرض می‌كنم به عنوان تمام علت نیست، ولی شاید این دخالتی داشته است در این قضیه) ایشان می‌گوید وقتی كه این به دنیا آمد مادرش شیر نداشت و ما مجبور شدیم یك زن ناصبیه كه مبغض امیرالمؤمنین علیه السّلام بود (ناصبی به افرادی می‌گویند كه نصب دارند، یعنی عداوت با امیرالمؤمنین دارند و سبّ می‌كنند و ناسزا می‌گویند به اهل بیت و به امیرالمؤمنین به خصوص، واقعاً پناه بر خدا) ما مجبور شدیم كه یكی دو سه روزی این بچه را بدهیم این شیر بدهد و اینطور در آن موقع به من ملهم شد كه این شیر دادن یك آثاری را به جای خواهد گذاشت. البته این را خدمتتان عرض می‌كنم كه تصور نكنید كه این حالا تقصیری ندارد، نه این به عنوان جزء از علت هست در اینجا و مسأله اختیار از این گرفته نمی‌شود، ممكن است انسان از نظر روحیه، روحیه‌اش مانند دیگران نباشد، ولی میتواند خود را كنترل كند و اراده را داشته باشد و با بعضی از مسائل روحیه خود را تغییر دهد علی كل حال این مسأله این قدر مهم است.