اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر

14427
عنوان بصری
نسخه عربی

حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به یكدیگر

19
  • بعد آقای حداد می‌فرمودند (ببینید چه قدر مسأله دقیق است) آقا این چه زیارتی است كه پدر شما راضی نیست؟ آقا این چه زیارت امام حسینی است كه پدر شما راضی نیست؟ این چه زیارتی است؟ این چه زیارتی است كه پدر شما ناراحت است و از رفتن شما [ناراضی است؟] شما خیال می‌كنید با این زیارت چیزی به دست می‌آورید؟ كسی كه یك ولی خدایی را دوست دارد، ولایت او را دوست دارد و راه او را دوست دارد ... یا فقط صورت ظاهری او را دوست دارد؟ صورت ظاهری كه در همه یكی است، آن ولی خدا و آن عارف می‌گوید راه من راه توحید است، راه من راه رسول خدا است، راه من راه اسلام است و خدا این طور دستور داده است، اگر می‌خواهی به دنبال من باشی نباید بیایی به كربلا و نباید من را ببینی.

  • در جلسه گذشته نسبت به آن شخصی كه مخالفت می‌كرد و زن و بچّه خود را تنها می‌گذاشت و می‌رفت در شبهای جمعه در خدمت آقای حداد می‌ماند در آنجا عرض شد كه ایشان چقدر با تشتت و چقدر با حدّت و شدّت با او برخورد می‌كردند. چرا؟ به خاطر اینكه راه خدا كه راه ظاهر سازی كه نیست، خدا می‌گوید اگر می‌خواهی به طرف من بیایی باید از این در وارد شوی، برای منزل آمدن راه را پشت بام‌قرار نداده‌اند، راه را درب قرار دادند، باید از درب وارد شد. حالا ما می‌خواهیم از پشت بام برویم، نردبان می‌اندازیم، از پشت بام طناب می‌اندازیم برویم بالا، خب صاحبخانه راضی نیست، در این منزل نامحرم وجود دارد، در این منزل زن وجود دارد، در این منزل مسائل خاص به خودش وجود دارد، شما كه از بام منزل می‌خواهید وارد شوید یعنی بر خلاف نظر صاحبخانه و تحمیلًا علیه و تكلیفاً علیه ... شما می‌خواهید چكار كنید؟ وارد بشوید؟ خب چشمتان به نامحرم می‌افتد. در این منزل اسرار وجود دارد و شما نباید متوجه بشوید. هان؟ راه قرار داده اند، زنگ قرار داده اند، دم منزل باید زنگ را بزنید، جواب دادند آقا بفرمایید یا نفرمایید یك وقت دیگر، بسته به نظر صاحبخانه است كه برای شما وقت قرار بدهد. راه خدا و حركت به سوی خدا با دور زدن جور در نمی‌آید راه راهی است كه رسول خدا گفته، كدام راه؟ راهی است كه اویس انتخاب كرد، در تمام مدت عمرش پیغمبر را ندید همه هم قضایا را می‌دانیم، از شدت علاقه و عطش زیارت رسول خدا دیگر روی زمین بند نمی‌شد دیگر صبرش به انتها رسید، به انتها كه رسید مادرش اجازه داد آن هم برای نصف روز، ببنید چقدر دقیق است، مسائل چطور برنامه‌ریزی شده است، برای نصف روز اجازه می‌دهد، بلند می‌شود می‌آید به مدینه كه می‌رسد می‌بیند پیغمبر نیستند، ای داد و بیداد، برنامه چیست؟ این كه پیغمبر مدینه نباشد، اگر رسول خدا در مدینه بود چیزی گیر این نمی‌آمد. پیغمبر نباید در مدینه باشد، نصف روز بیشتر كه مادر اجازه نداده، همان رسول خدا به او می‌گوید برگرد، باید برگردی، نصف روزی اجازه گرفتی طبق تعهد خودت باید برگردی، این را می‌گویند راه خدا، بعد می‌شود اویس.