اهمیت مسئلۀ اسمگذارى فرزندان در مكتب اسلام
13خب انسان میآید در این مجالس ذكر اینها را میبیند، ذكر اینها را میشنود و این موجب احیاء قلب و احیاءِ دین است. حالا اگر ما به فلان سال، فلان آقای مرجع تقلید كه سی سال پیش ... من در قم همین چندی پیش بود دیدم برای مرحوم آقای حكیم اعلی اللَه مقام مجلس گرفته بودند، مجلس سالگرد گرفته بودند. خب آقای حكیم مرجع تقلید بود، مرد بزرگی بود و مرجع بزرگواری بود، اهل تقوا بود، اهل زهد بود و من حیث المجموع مرجع خوبی بود، ولی دیگر ایشان از دنیا رفته است. حالا ایشان دیگر باید نسبت به آنچه را كه انجام داده، باید نتایج كارها و نتایج آن اعمال را كه از حسنات و از مكان خُلد و جنات و نعیم و غُفران و رحمت اوست الآن دیگر باید در آنجا متنعم باشد. این یادآوری كردن و خاطره را هی تجدید كردن این چه نتیجهای دارد برای ما؟ مرحوم آقای حكیم خوب، بسیار خب، این مرد بزرگی بوده است، مرجع تقلید بود و چه بود ... خب، بسیار خوب، ما متوجّه شدیم آیا باید تمام این افراد یك به یك باید در میان ما و در اذهان ما باشند؟ آیا باید تمام این افرادی كه بودند و از دنیا رفتند خصوصیات آنها باید حتماً وجود داشته باشد؟ آیا هر سال حتماً باید این مسأله باشد؟ حالا بعضیاز افراد را انسان میبیند خب شخصیتی هستند كه ممكن است در بعضی اوقات خب خاطره آنها برای انسان تجدید مسائلی را بكند و انسان استفاده كند، ولی میبینیم فرض كنید فلان شخص پدرش از دنیا رفته است، خب حالا یك فردی بوده است، خوب بوده است و یك فرد عادی دیگر تا سالهای بعد تا سالهای سال، هر سال بیایند و مخارجی بكنند و ... این برای چیست؟ این چه جهتی دارد؟
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در وصیتی كه كردند یكی از آن مطالبی را كه فرمودند این بود كه برای من سالگرد نگیرید، سالگرد مال امام علیه السّلام است، برای چه برای من سالگرد بگیرید؟ در حالتی كه بیننا و بین اللَه از یك همچنین شخصیتی با یك همچنین خصوصیاتی چه كسی سزاوارتر است كه برای او مجلسی تشكیل بشود؟ مسائلی كه او با آن مسائل ممارست داشت، مطرح بشود، یعنی همین حرفهایی كه خب ما الآن داریم میزنیم، مطالبی را كه من در این جلسات خدمت دوستان عرض میكنم مطالبی است كه منبعث از ایشان است، از خودم كمتر دخالت میدهم، مگر در بعضی از مواردی كه نیاز به توضیح و نیاز به شرح داشته باشد و دوستانم هم همین را میخواهند. شما كه در اینجا آمدید نیامدید حرف مرا بشنوید، شما از من تقاضا میكنید كه از آن بزرگ بگویم، شما از من میخواهید مطالب او را برای شما بیان كنم و الّا امثال من ده هزار نفر، صد هزار نفر ممكن است كه باشند. چرا پس جای دیگر نرفتید؟ منظور شخص من كه نیست و عقاید من كه نیست، منظور بیان كردن مطالبی است كه این بزرگان در طول حیات خود با آن مطالب سر و كار داشتند و ممارست با آن عقاید و با آن مطالب بود كه آنان را به آنجا رسانید.

