
ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات
ابعاد و ساختار جودى زنان در آیات و روایات
14این موقعیت، موقعیت اهل علم باید باشد، اهل علم باید فقط مسأله قل اللَه در نظرشان باشد نه مسائل دیگر، نه مسائل سیاسی دیگر، نه مسائل جوانب دیگر، نه منافع دیگر نه قضایای دیگر، آن وقت خواهیم دید كه در قضاوتها چرخش كلی پیدا میشود در دیدگاهها صد و هشتاد درجه اختلاف پیدا میشود، تمام این اختلافها همه تبدیل به اتفاق میشود، همه این اختلافات برای چه آمده؟ برای اینكه همه ما چه از امثال ما و چه از غیر امثال ما همه ما آمدیم آن ثمّ ذرهم را چسبیدیم و قل اللَه را ول كردیم: ذر اللَه ثمّ دع كلّ سایر مسائل سایر اشیاء خدا را ول كن و بقیه را بگیر! این نقد است! خدا نسیه است! همینطور كه عمرسعد میگفت گندم ری نقد است و شفاعت جدّ تو نسیه است. اینجوری بود دیگر، اول احمق، احمقاینطوری آمد جواب امام حسین را داد: گندم ری نقد است، من نقد را كه ول نمیكنم. حالا احمق نمیدانست حضرت دارد میبیند وقتی كه تو میروی آن نامه به ابنزیاد نشان میدهی پاره میكند و میریزد جلو تو، حضرت دارد میبیند و او نمیبیند.
لذا حضرت هم به او میگوید خدا از گندم ری نصیبت نمیكند، حالا بفرما، حالا كدام نقد بود؟ حالا اصحاب سیدالشّهدا نقد را گرفتند یا عمرسعد؟ كی می داند قبر عمرسعد كجاست؟ كسی خبر دارد؟ جایگاهش را كه همه میدانیم كجاست، خیلی جای گرم و خوب، بسیار جای حسابی گرم و مناسب. ولی اصحاب سیدالشّهدا كجا، حالا كی به نقد رسیده كی به نسیه؟ قل اللَه این مسأله، مسأله مهمی است باید خدا را بگیری ثمّ ذرهم بقیه را ول كنی، دعهم ولشون كن، متأسفانه در این مسأله كه مسأله رعایت موازین و رعایت حقایق و بیان حقایق است قصورها و تقصیرهایی سر زده و مشاهده شده، بعضیها خیال میكنند قیم دین هستند و باید از دین در تمام مواضع و به هر نحوی كه باید دفاع كنند تا دل چند نفر بدست بیاید، بدست نمیآید به جهنم كه به دست نمیآید، آیا انسان میتواند یك حقیقت را برای جلب یك عده افرادی كه با تخیلات و تصوّرات خودشان زندگی میكنند رها كند؟ آیا انسان میتواند كلام الهی را و كلام امام معصوم را برای اینكه چند نفر خوششان بیاید رها كند؟ میتواند ول كند؟ چطور ممكن است ما برای دلخوش بودن مردم بیاییم دین جعل كنیم؟
